کمپین بزرگ رسانه ای برای خلع سلاح حزب الله
گزارشی تحقیقی توسط رصیف۲۲، شبکه أریج و مناطق:

در ۲۷ آوریل ۲۰۲۶، رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، در کلیپی مصور دیده شد که در حال دست دادن با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، است. این صحنه جعلی بود و با هوش مصنوعی ساخته شده و توسط حسابی ناشناس با نام «MLGA» در پلتفرم تیکتاک منتشر شد.
انتشار این ویدیو چند روز پس از دور جدید مذاکرات میان لبنان و اسرائیل در واشنگتن صورت گرفت؛ از اینرو، این حساب صحنهٔ جعلی دست دادن را در بستر سیاسی موجود جای داد و به آن قابلیت باور بیشتری بخشید. نظرات کاربران میان موافق و مخالف این صحنه دوپاره شد و برخی کاربران با آن همچون واقعیتی رخداده یا گامی سیاسی قریبالوقوع برخورد کردند.
این ویدیو در پلتفرم ایکس ۷۵ هزار بازدید، بیش از هزار تعامل و ۱۲۸ بازنشر بهدست آورد، در حالیکه در تیکتاک ۱۸۶ هزار بازدید و ۲٬۶۲۶ بازنشر داشت؛ همهٔ این ارقام از زمان بارگذاری ویدیو تاکنون، یعنی در بازهای نزدیک به سه ماه، ثبت شدهاند.

انتشار این ویدیو در زمانبندی دقیقی رخ داد؛ درست زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ۲۴ آوریل اعلام کرد که رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، ممکن است ظرف سه هفته با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، دیدار کند؛ امری که برخی کاربران شبکههای اجتماعی را واداشت این ویدیو را باور کنند یا دربارهٔ صحت آن پرسوجو کنند.
ویدیوهای جعلی؛ کمپینی هوشمند برای ترویج صلح با اسرائیل
▪️ گزارشی تحقیقی از «رصیف۲۲» با همکاری شبکهٔ «أریج» و «مناطق» از یک کمپین سازمانیافتهٔ ویدیوهای جعلی هوشمصنوعی برای ترویج عادیسازی روابط لبنان-اسرائیل و خلع سلاح حزبالله پرده برداشت.
▪️ در ۲۷ آوریل ۲۰۲۶، کلیپی جعلی از دست دادن جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، با بنیامین نتانیاهو توسط حسابی ناشناس در تیکتاک منتشر شد.
▪️ این ویدیو درست پس از دور مذاکرات لبنان-اسرائیل در واشنگتن و اظهارات ترامپ دربارهٔ دیدار احتمالی عون و نتانیاهو منتشر شد و بسیاری از کاربران آن را واقعی پنداشتند.
🔻 این ویدیو در مجموع بیش از ۲۶۰ هزار بازدید در ایکس و تیکتاک بهدست آورد.
ویدیوی جعلی که رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، را در کنار هم نشان میدهد.
این تحقیق پرده از یک کمپین هماهنگ تأثیرگذاری دیجیتال برمیدارد که هدف آن بازشکلدهی به گفتمان عمومی لبنان دربارهٔ سلاح حزبالله و رابطه با اسرائیل است؛ از طریق پیشراندن گفتمانی ضد حزبالله و ایران، و ترویج خلع سلاح، صلح و عادیسازی روابط بهعنوان مسیری به سوی ثبات و شکوفایی لبنان.
در ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، همزمان با سفر رئیسجمهور لبنان به واشنگتن، این حساب ویدیوی دیگری منتشر کرد که در آن عون در کنار رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در حال امضای توافق صلح نشان داده میشود. میان این دو کلیپ، «MLGA» موادی پخش کرد که از تصویر و صدای رئیسجمهور، نخستوزیر نواف سلام و دبیرکل حزبالله، نعیم قاسم، استفاده میکرد و اظهارات و مواضعی را به آنان نسبت میداد که هرگز بیان نکرده بودند.
مواد آرشیوی نشان میدهد که انتشار این پیامها از الگویی سازمانیافته پیروی میکرد: نخست این حساب محتوای اصلی را منتشر میکند، سپس مجموعهای ثابت از حسابها آن را عیناً بازنشر یا بازنویسی میکنند، همان هشتگها و منشنها را به کار میبرند و آن را متوجه مقامات، نهادها و رسانهها میکنند. زمانبندی انتشارها نیز به هم نزدیک است و با تحولات مرتبط با جنگ، سلاح حزبالله و مذاکرات با اسرائیل شدت میگیرد.
متنهای یکسان، رونویسی عینی، تکرار حسابها، همزمانی انتشار و تقسیم نقشها، شواهد رفتاری قدرتمندی از یک کمپین هماهنگ تأثیرگذاری دیجیتال بهدست میدهند. با اینحال، هویت نهادی که مرکز این کمپین را اداره و تأمین مالی میکند، همچنان پشت حسابها و دادههایی که در اختیار پلتفرمهاست، پنهان مانده است.
از «جبههٔ اسناد» تا جنگ روایتها
از زمان اعلام حزبالله در ۸ اکتبر ۲۰۲۳ مبنی بر گشودن «جبههٔ اسناد» در حمایت از غزه، شبکههای اجتماعی در لبنان به میدانی موازی برای رویارویی نظامی تبدیل شدند. کمپینهای سیاسی و رسانهای بر سر شکلدهی به موضع لبنانیها دربارهٔ جنگ با یکدیگر درگیر شدند و هشتگ «لبنان جنگ نمیخواهد» در قالب گفتمانی که با گشودن جبهه از خاک لبنان مخالف بود، برجسته شد.
بخشی از پیامهای این گفتمان از پلتفرمها به بیلبوردهای تبلیغاتی خیابانهای بیروت نیز راه یافت. با گسترش رویارویی در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴ و ترور دبیرکل حزبالله، حسن نصرالله، در ۲۷ همان ماه، و سپس انتخاب جوزف عون به ریاستجمهوری در ۹ ژانویهٔ ۲۰۲۵ و تکلیف نواف سلام به تشکیل کابینه چهار روز پس از آن، کمپینهای دیجیتال از نظر تراکم و پیچیدگی افزایش یافت.
این مرحله ترکیبی بود از حسابهای ناشناس، تبلیغات پولی و محتوای ساختهشده با هوش مصنوعی، در حالیکه بحث دربارهٔ آیندهٔ سلاح حزبالله، مرزهای اقتدار دولت و امکان مذاکره یا انعقاد توافق با اسرائیل داغ بود. در همین فضا بود که «MLGA» ظهور کرد.
شعاری آمریکایی برای کمپینی لبنانی
این حساب نام خود را از شعار دونالد ترامپ، «آمریکا را دوباره بزرگ کن»، وام گرفت و «America» را با «Lebanon» جایگزین کرد تا نام «Make Lebanon Great Again» شکل بگیرد. این شعار به کمپین هویتی تبلیغاتی آشنا بخشید و پیامهای آن را به گفتمانی سیاسی جهانی، مبتنی بر ایدهٔ بازیابی دولت و تغییر مسیر آن، پیوند زد.
این حساب در ماه مه ۲۰۲۵ در پلتفرمهای ایکس، یوتیوب و تیکتاک ظاهر شد؛ ماهها پس از ترور دبیرکل حزبالله حسن نصرالله و هاشم صفیالدین، رئیس شورای اجرایی حزبالله و جانشین نصرالله، و پس از پایان دورهٔ خلأ ریاستجمهوری و تشکیل قوهٔ مجریهٔ جدید.
نخستین کلیپ مشاهدهشده از این حساب در تیکتاک، در ۲۰ مه ۲۰۲۵ منتشر شد. این ویدیو پیامی داشت مبنی بر اینکه «حزب تمام شده است»، و پس از آن موادی پیدرپی منتشر شد که رهبری حزبالله و ایران را هدف میگرفت، خواستار خلع سلاح و صلح با اسرائیل بود و آن را راهی به سوی ثبات و شکوفایی معرفی میکرد.
فراخوان خلع سلاح حزبالله یا مذاکره با اسرائیل، خود در چارچوب کشمکش سیاسی داخلی لبنان جای میگیرد. آنچه این تحقیق مستند میکند، تمرکزش بر جعل اقوال و صحنههایی است که به زبان مسئولان نسبت داده شده، تأمین مالی انتشار آن از سوی نهادی نامعلوم، و استفاده از حسابهای بههمپیوسته برای رساندن آن به مخاطبان عمومی و محافل رسمی و رسانهای است.
روششناسی تحقیق
این تحقیق دادههای ۱٬۰۱۰ پست در پلتفرم ایکس را طی بازهٔ مه ۲۰۲۵ تا مه ۲۰۲۶، با استفاده از ابزار «Tweet Exportly» گردآوری کرد و ویدیوهای این حساب و پستهایی را که سایر حسابها بازنشر کرده بودند، آرشیو کرد. همچنین منشنها، بازنشرها، پاسخها، فعالترین حسابها و مسیر انتقال پیامها میان اجزای شبکه را تحلیل کرد.
این تحقیق ۲۸ ویدیوی منتشرشده از «MLGA» در یوتیوب را نیز بررسی کرد و زمانبندی انتشار آنها را با رویدادهای سیاسی و نظامی مقایسه نمود. تحلیل شبکه نیز بر پایهٔ «هماشارهشدگی» (Co-mention) و پیوندهای تکرارشونده میان حسابها انجام شد.
توصیف «هماهنگی» بر چهار شاخص توأمان استوار بود: متنهای یکسان یا عیناً رونویسیشده، انتشار مواد یکسان در بازههای زمانی نزدیک به هم، تکرار همان مجموعه حسابها در تقویت پیام، و استفاده از هشتگها و منشنهای یکسان در رویدادهای سیاسی مشخص.
۸.۱ میلیون بازدید برای حسابی نوپا
«MLGA» در یوتیوب ۲۸ ویدیو منتشر کرد که مجموعاً نزدیک به ۸.۱ میلیون بازدید در بازهٔ رصد بهدست آوردند. رابط پلتفرم نشان میداد که شماری از این کلیپها تحت تبلیغات پولی قرار گرفتهاند.
بر پایهٔ منابعی که این تحقیق به آنها استناد کرده، هزینهٔ تبلیغ در یوتیوب، بسته به مخاطب، کشور و نوع کمپین، بین ۰.۰۰۳ تا ۰.۰۱۵ دلار برای هر بازدید متغیر است. این بازه، هزینهٔ خرید ۸.۱ میلیون بازدید را بین ۲۴٬۳۰۰ تا ۱۲۱٬۵۰۰ دلار قرار میدهد.
این رقم بر پایهٔ فرضی محاسبه شده که همهٔ بازدیدها پولی بوده باشند، در حالیکه دادههای عمومی نسبت دسترسی تبلیغاتی به دسترسی «ارگانیک» را آشکار نمیکنند. با اینحال، وجود این تبلیغات ثابت میکند که نهادی بودجهای برای رساندن پیامهای سیاسی تولیدشده با هوش مصنوعی به مخاطبی گستردهتر اختصاص داده است.
با تیم پشتیبانی حقوقی یوتیوب برای پاسخگویی به مطالب این تحقیق تماس گرفتیم، اما تا زمان انتشار، پاسخی جز یک پیام خودکار اولیه مبنی بر بررسی درخواست حق پاسخ دریافت نکردیم.
۴۹ میلیون بار نمایش در ایکس
محتوای «MLGA» در بازهٔ مورد تحلیل، نزدیک به ۴۹ میلیون بازدید یا نمایش در پلتفرم ایکس ثبت کرد؛ در حالیکه پستهای «موضوع تحقیق» بهتنهایی نزدیک به سه میلیون بازدید یا نمایش بهدست آوردند. این رقم بازتابدهندهٔ دسترسی مکرر محتواست و برابر با تعداد کاربران یکتا نیست، چرا که یک پست میتواند بارها و در موقعیتهای مختلف در پلتفرم برای یک فرد نمایش داده شود.
دادههای این ابزار نشان میدهد حساب «AbuFahad67@» با ۲۸۹ مطلب در نمونهٔ رصدشده، پرکارترین حساب بوده و پس از آن «MLGA» با ۲۸۱ مطلب قرار دارد. فهرست شامل حسابهای دیگری نیز هست که از نظر دسترسی و تعامل متفاوتاند. تصویر زیر فعالیت درون نمونه را نشان میدهد و بهتنهایی وجود رابطهٔ مدیریتی میان این حسابها را اثبات نمیکند.
مسئولان، هدف کمپین
«MLGA» بهطور مکرر از قابلیت «منشن» برای اشاره به حسابهای ریاستجمهوری و نخستوزیری استفاده کرد، افزون بر مسئولان، سفارتخانهها، رسانهها و روزنامهنگاران. حساب نخستوزیر نواف سلام ۱٬۰۹۰ بار و حساب ریاستجمهوری ۸۸۱ بار طی بازهٔ رصد مورد اشاره قرار گرفت.
این دو حساب رسمی به دلیل تراکم بالای اشارهها به آنها، در نقشهٔ شبکه بهصورت «دو گرهٔ بزرگ» ظاهر میشوند. این حضور بازتابدهندهٔ هدفگیری است، نه به این معنا که ریاستجمهوری یا دولت در انتشار این محتوا مشارکت داشتهاند. حسابهای رسمی و رسانهای دیگری نیز به همین دلیل ظاهر میشوند، از جمله سفارتهای آمریکا و ایران در بیروت، رسانههای محلی، و وزیر خارجهٔ لبنان، یوسف رجی.
این الگو نشان میدهد کمپین در پی چیزی فراتر از دسترسی عمومی بوده است؛ به این صورت که مسئولان و نهادها را «در دل هر موج انتشار» جای داده تا احتمال رسیدن پیامها به محافل سیاسی و رسانهای و مخاطبان پیگیر را افزایش دهد.
۳۰ حساب در حلقهٔ تقویتکننده
دادههای منشنها و بازنشرها، گروهی نزدیک به ۳۰ حساب را آشکار میکند که بهطور مکرر و نظاممند در تقویت محتوای «MLGA» مشارکت داشتهاند. این حسابها ویدیوها را بازنشر میکردند، متنها را رونویسی میکردند، همان هشتگها را به کار میبردند، و در پستهای جدید به مسئولان و نهادها اشاره میکردند.
کمپینی که این تحقیق آشکار میکند، متکی است بر ویدیوهای ساختهشده با هوش مصنوعی که مواضعی جعلی را به مسئولان لبنانی نسبت میدهند، تبلیغات پولی، و مجموعهای ثابت از حسابها برای تقویت پیامها و رساندن آنها به مسئولان و مخاطبان، همزمان با نقاط عطف حساس سیاسی؛ در حالیکه هویت نهاد ادارهکننده و تأمینکنندهٔ مالی آن پنهان میماند.
مواد آرشیوی مواردی را نشان میدهند که در آنها چند حساب متن یکسانی را در بازههای زمانی نزدیک به هم منتشر کردهاند، با همان چیدمان هشتگها و اشارهها و گاه حتی همان اشتباهات. این امر تقسیم عملی نقشها را نشان میدهد: «MLGA» پیام را تولید میکند، حسابهایی آن را به مخاطبان خود منتقل میکنند، و سپس حسابهای فعالتر آن را بهسوی مسئولان و رسانهها سوق میدهند.
حساب «awad151_nadin@» که محتوایی همسو با «نیروهای لبنانی» منتشر میکند، در میان حسابهایی ظاهر شد که مطالب «MLGA» و «لا للاحتلال الإیرانی» را بازنشر کرده بودند. همچنین حساب «AbuFahad67@»، که هویتی ناشناس دارد و نزدیک به ۲۲ هزار دنبالکننده دارد و در پروندههای سیاسی متعددی فعالیت میکند، بهعنوان یکی از فعالترین حسابها در حلقهٔ تقویتکننده ظاهر شد.
توصیف «کمپین هماهنگ» حاصل تلاقی شواهد رفتاری است، نه صرفاً همسویی سیاسی. ثبات این گروه، تطابق متنها، نزدیکی زمانبندیها و تکرار اشاره به همان نهادها، تفسیر این فعالیت را بهعنوان اقدامات پراکندهٔ فردی منتفی میسازد.
«کاخ سفید به عربی»… حسابی غیررسمی با نامی رسمی
در میان حسابهای تعاملکننده با محتوای «MLGA»، حسابی با نام «کاخ سفید به عربی» ظاهر شد. این حساب وابسته به کاخ سفید آمریکا نیست و محتوایی حمایتی از سیاستهای آمریکا و اسرائیل در منطقه منتشر میکند.
این حساب به وبسایتی مرتبط است که ریاست آن را مرح البقاعی برعهده دارد؛ کسی که خود را روزنامهنگار کاخ سفید و مشاور پیشین وزارت خارجهٔ آمریکا معرفی میکند. تعامل این حساب با این مواد به گسترش دسترسی برخی پیامهای کمپین کمک کرد.
دو حساب تکرارشونده در تقاطعهای کمپین
تحلیل تعاملات نشان میدهد دو حساب در حلقهٔ پیرامون «MLGA» تکرار میشوند: حساب «لا للاحتلال الإیرانی» و حساب فعال «ریموند ف. حکیم». این ارتباط بر پایهٔ همپوشانی حسابهای تعاملکننده، هشتگها و کلمات بهکاررفته، نزدیکی پیامها، و انتقال فعالیت میان کانالهای مشابه استوار است.
«لا للاحتلال الإیرانی»… کمپینی که پیش از «MLGA» بود
حساب «لا للاحتلال الإیرانی» در سپتامبر ۲۰۲۴ در ایکس ظاهر شد و در ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵ کانالی در یوتیوب راهاندازی کرد. محتوای آن بر حمله به حزبالله و فراخوان خلع سلاح آن متمرکز بود و مواضع سیاستمداران مخالف حزب، بهویژه چهرههای مرتبط با «نیروهای لبنانی»، را بازتاب میداد.
در تحقیقی پیشین از همان نویسنده، انتشار ۱۹ ویدیو از این حساب در یوتیوب مستند شده که مجموعاً نزدیک به ۳.۵ میلیون بازدید کسب کرده بودند و بخشی از محتوای آن تحت تبلیغات پولی قرار داشت. حساب «Carla Hayek» یکی از برجستهترین حسابهای تعاملکننده با آن بود و در تعاملات مرتبط با ریموند حکیم نیز ظاهر شد.
مقایسهٔ محتوا، تکرار واژهها و هشتگهایی چون «الدوله» (دولت)، «الدویله» (دولت کوچک/موازی)، «حزبالله»، و «دستکم گرفتن عقل مردم»، و نیز دو هشتگ «حزبالله تمام شد» و «وقت تغییر رسیده» را نشان میدهد.
کانال «لا للاحتلال الإیرانی» در بازهای نزدیک به زمان ظهور «MLGA» از یوتیوب حذف شد. حساب جدید با پیامهایی مشابه، ابزارهای تولید و ترویج نزدیک به هم، هدفگیری همان مخاطبان، و حسابهای تقویتکنندهٔ همپوشان ظاهر شد. این عناصر پیوستگی کارکردی میان دو کمپین را ترسیم میکنند و «MLGA» را بهعنوان حلقهای جدیدتر در مسیری تبلیغاتی که پیش از آن آغاز شده بود، نشان میدهند. اما نسبت دادن این دو حساب به یک گرداننده، نیازمند دادههای ثبتنام و پرداختی است که در اختیار پلتفرم قرار دارد.

ریموند حکیم… نقطهٔ تقاطع تکرارشونده
«ریموند ف. حکیم» خود را در ایکس «فعالی علاقهمند به امور لبنان و جهان عرب» معرفی میکند و شعار «دو ارتش نمیتوانند یک دولت بسازند» را سر میدهد. او در سال ۲۰۱۶ به این پلتفرم پیوست، در هشتگ «لبنان جنگ نمیخواهد» مشارکت داشت، و صفحهٔ «اسرائیل به عربی» نیز توییتی از او را بازنشر کرده است.

این حساب اطلاعات هویتی محدودی ارائه میدهد و موادی ضد حزبالله و ایران منتشر میکند، از جمله تصاویر و کلیپهای ساختهشده با هوش مصنوعی. این تحقیق همچنین ادعاهایی نادقیق در محتوای این حساب شناسایی کرده است.
حساب حکیم بهطور مکرر در تعاملات پیرامون «MLGA» و «لا للاحتلال الإیرانی» ظاهر شد و با حسابهایی که در تقویت محتوای این دو کمپین سهیم بودند تعامل داشت؛ همین امر او را به یک نقطهٔ تقاطع اصلی در نقشهٔ شبکه تبدیل میکند.
در چارچوب حق پاسخ، به دلیل محدودیتهای ایکس -که اکنون ارسال پیام مستقیم به حسابهایی را که یکدیگر را دنبال نمیکنند ممنوع کرده- نتوانستیم با این دو حساب تماس بگیریم.
نقشهٔ کمپین… تولیدکنندگان، تقویتکنندگان و هدفگیریشدگان
نقشهٔ روابط و اشارههای پیرامون حساب «MLGA» در پلتفرم ایکس. گرههای بزرگ و تراکم ظهور یا اشارهها، بر پایهٔ معیار ابزار مورد استفاده است و به معنای مشارکت حسابهای رسمی در این کمپین نیست.
این نقشه «MLGA» را در مرکز شبکهای متراکم قرار میدهد، در حالیکه حسابهایی آن را احاطه کردهاند که یا محتوایش را بازنشر میکنند یا از آن یاد میکنند و محتوایش را به سوی نهادهای دیگر هدایت میکنند. حسابهای ریاستجمهوری، دولت و رسانهها در این نقشه به دلیل هدفگیریشان از طریق اشارهها ظاهر میشوند، در حالیکه گروهی دیگر حلقهٔ تقویتکنندهٔ فعال را تشکیل میدهند.
این کمپین عملاً در سه سطح توزیع شده است: حسابهایی که ویدیوها و پیامها را تولید میکنند، حسابهایی که آنها را رونویسی و تقویت میکنند، و نهادهای رسمی و رسانهای که هدف اشارهها قرار میگیرند. تکرار همین مسیر در هر تحول سیاسی، به کمپین این توانایی را میدهد که پیامهای خود را بهطور منظم دوباره وارد گفتمان عمومی کند.
ریاستجمهوری و دولت هشدار میدهند، حساب همچنان به انتشار ادامه میدهد
ریاستجمهوری بیانیهای صادر کرد و نسبت به کلیپهای ساختهشده با هوش مصنوعی که اظهاراتی نادرست را به رئیسجمهور نسبت میدهند، هشدار داد. دفتر رسانهای نخستوزیری نیز بیانیهای منتشر کرد و گفت «MLGA» همچنان پیامهای سیاسی را از طریق ویدیوهایی که بهدروغ به نخستوزیر نواف سلام نسبت داده میشوند منتشر میکند، و اینکه این دفتر موضوع را با شرکتهای شبکههای اجتماعی پیگیری میکند تا اقدامات لازم صورت گیرد.
این تحقیق با دفاتر رسانهای رئیسجمهور و نخستوزیر تماس گرفت. ریاستجمهوری پاسخ داد که پیگرد قانونی در حیطهٔ اختیارات قضای لبنان، بهویژه دادستانی کل تمییز، قرار دارد و رئیسجمهور علیه هیچ نهادی که مستقیم یا «بهطور غیرمستقیم» به او پرداخته، شکایتی طرح نکرده و موضوع را به قضای صالح واگذاشته است.
در مقابل، تا زمان انتشار این تحقیق، پاسخی از نخستوزیری دریافت نکردیم.
این حساب همچنان به انتشار محتوا در ایکس و تیکتاک ادامه داد، در حالیکه کانالش از یوتیوب حذف شد. تداوم این فعالیت پس از هشدارها، پرسشهایی دربارهٔ اقدام قضایی و سازوکارهای واکنش پلتفرمها به گزارشهای جعل هویت شخصیتهای عمومی مطرح میکند.
تزییف عمیق از دروازهٔ تبلیغات عبور میکند
برخی پلتفرمها انتشار محتوای تولیدشده یا ویرایششده با هوش مصنوعی را تحت شرایط معینی مجاز میدانند، اما در مقابل، محدودیتهایی بر تبلیغات سیاسی، جعل هویت اشخاص، و محتوایی که کاربران را در موضوعات حساس گمراه میکند اعمال میکنند. کمپین «MLGA» این عناصر را در یک مادهٔ واحد گرد هم میآورد: ویدیویی جعلی، پیامی سیاسی، و دسترسی پولی.
عبد قطایا، مدیر رسانهای سازمان حقوق دیجیتال «سمکس»، میگوید تبلیغکنندگان برای عبور دادن تبلیغات سیاسی به صفحات تازهساز یا ناشناس روی میآورند، در حالیکه پلتفرمها دادههایی در اختیار دارند که نام تبلیغکننده، موقعیت او و روش پرداخت را آشکار میکند. او به توانایی این شرکتها در کشف کمپینهای هماهنگ و ربط دادن حسابها اشاره میکند، در مقابل سطح محدودی از شفافیت در برابر عموم و پژوهشگران.
قطایا معتقد است اجرای سیاستها بهصورت متوازن انجام نمیشود و به تجربهٔ «سمکس» در گزارش کمپینهای جذب نیرو به نفع نهادهای خارجی به «متا» اشاره میکند، بدون آنکه این شرکت آنها را «مغایر با قوانین» طبقهبندی کرده باشد. او همچنین توضیح میدهد که پلتفرمها در بسیاری از موارد خواستار حکم قضایی صادره از دولت هستند، مسیری که زمانبر است و با کمبود ارتباط منظم میان مقامات لبنانی و این شرکتها برخورد میکند.
پلتفرمها به دادههای حسابهای تبلیغاتی، روشهای پرداخت، مکانهای ورود به سیستم، و دستگاههای استفادهشده دسترسی دارند. این دادهها میتوانند پیوندهای مدیریتی و مالی را که در تحلیل منابع باز آشکار نمیشوند، مشخص کنند.
قانونی که ضرر را پیگیری میکند، نه فناوری را نام میبرد
چارچوب حقوقی لبنان میان قانون مطبوعات مصوب ۱۹۶۲، قانون رسانهٔ دیداری-شنیداری مصوب ۱۹۹۴، و موادی در قانون مجازات و قوانین دیگر که میتوانند بر نشر الکترونیک اعمال شوند، تقسیم شده است.
۴۹ میلیون بار نمایش در ایکس، ۸.۱ میلیون بازدید برای ویدیوهای حساب اصلی محرک این کمپین در یوتیوب، و ۳۰ حساب تقویتکنندهٔ پستهایش… نکتهٔ قابلتوجه این است که فعالیت «MLGA» با تغییری چشمگیر در سطح گفتمان علنی دربارهٔ مذاکره با اسرائیل و امضای توافق صلح با آن همزمان شد.
قانون جاری متنی مستقل که «تزییف عمیق» را بهعنوان فناوری مشخصی جرمانگاری کند، در بر ندارد. با اینحال، برخی کاربردهای آن میتوانند، بسته به محتوا و ضرر وارده، ذیل جرائم موجود قرار گیرند.
فاروق مغربی، وکیلی که روند لایحهٔ جدید رسانه در کمیسیونهای پارلمانی را پیگیری میکند، میگوید ویدیوهای جعلی که اظهارات ساختگی را به رئیسجمهور، نخستوزیر یا شخصیتهای عمومی نسبت میدهند، میتوانند ذیل جرائم جعل خبر، نشر اخبار کذب و تحریک قرار گیرند. همچنین ممکن است احکام افترا، توهین و هتک حرمت، و در برخی موارد توهین به رئیسجمهور، بر آنها منطبق شود.
پیگرد این پروندهها زمانی پیچیده میشود که حسابها با نامهای مستعار فعالیت کنند، از خارج لبنان اداره شوند، یا دادههایشان نزد شرکتهای خارجی نگهداری شود که تنها با طی مسیری قضایی مشخص آن را افشا میکنند.
کمپینی که بر تحول گفتمان نسبت به اسرائیل شرطبندی میکند
فعالیت «MLGA» با تغییری چشمگیر در سطح گفتمان علنی دربارهٔ مذاکره با اسرائیل و امضای توافق صلح با آن همزمان شد. نظرسنجیای که «الدولیه للمعلومات» میان ۲۸ آوریل تا ۵ مه ۲۰۲۶ انجام داد و نتایج آن از شبکهٔ «الجدید» پخش شد، نشان داد ۴۹ درصد از پاسخدهندگان از توافق صلح با اسرائیل حمایت میکنند، در حالیکه بیش از ۳۰ درصد از عادیسازی روابط حمایت کردند.
نظرسنجیای در اوت ۲۰۲۵ نیز حمایت ۲۵ درصدی از توافق صلح و ۱۳.۲ درصدی از عادیسازی روابط را نشان داده بود. در همان بازه، پلتفرمهای رسانهای گزارشهایی دربارهٔ لبنانیهایی که از «نوشیدن آبجو در تلآویو» سخن میگفتند منتشر کردند، و سیاستمداران و رسانهایهایی علناً به این فراخوان پیوستند، که سخنگوی وقت ارتش اسرائیل، آویخای ادرعی، با عبارت «خوشآمدید» به آن پاسخ داد.
این شاخصها اجازه نمیدهند تأثیر کمپین دیجیتال از جنگ، تلفات، بحران اقتصادی و تحولات سیاسی جدا شود. با اینحال، زمانبندی محتوای «MLGA» تلاشی برای بهرهبرداری از این تحول و شتابدهی به آن را آشکار میکند: این حساب تنها به فراخوان صلح بسنده نمیکند، بلکه تصاویری از مسئولان لبنانی در حال تحققبخشیدن به آن میسازد، سپس آن را همزمان با مذاکرات و سفرهای سیاسی به مخاطبان میرساند.
بدینترتیب، ویدیوهای جعلی به ابزاری برای سنجش میزان پذیرش مخاطب نسبت به واقعیتی سیاسی فرضی تبدیل میشوند و تصویر آن را پیش از وقوعش وارد گفتمان عمومی میکنند.
چه کسی پشت صحنه است؟
در طول بازهٔ رصد، «MLGA» دهها ویدیوی جعلی تولید کرد، دسترسی تبلیغاتی خرید، و بر حسابهایی تکیه کرد که پیامهایش را رونویسی، بازنشر و بهسوی مسئولان، نهادها و رسانهها هدایت میکردند.
الگوهای کپی-پیست، نزدیکی زمانبندی انتشار، تطابق هشتگها، و ثبات مجموعهٔ حسابها، وجود یک کمپین هماهنگ تأثیرگذاری دیجیتال را اثبات میکنند. این کمپین ممکن است شامل حسابهایی باشد که سازماندهندگان مستقیماً اداره میکنند، و حسابهای همدلی که محتوا را دریافت یا بازنشر میکنند، و همگی در یک مسیر واحد تقویتی فعالیت میکنند.
هویت مرکز عملیات و منبع تأمین مالی، همچنان پشت پردهٔ حسابهای ناشناس پنهان میماند. پلتفرمها دادههایی در اختیار دارند که میتواند نهاد خریدار تبلیغات، سازندهٔ حسابها و ادارهکنندهٔ پستها را آشکار کند.
در کشوری که دست دادن و توافقهای صلح در آن با پروندههای جنگ، حاکمیت، سلاح و شکاف داخلی گره خورده، جعل یک صحنهٔ سیاسی از مرزهای دستکاری بصری فراتر میرود. این کمپین واقعیتی را که رخ نداده تولید میکند، آن را تکرار، تأمین مالی و تقویت میکند تا به بخشی از گفتمان عمومی بدل شود؛ و شاید نزدیکتر به پذیرش بهنظر برسد.
منبع: رصیف







