جریان شناسی سیاسیمسلمانان در غرب

۲۵ سال از پس ۱۱ سپتامبر؛ چرا اسلام‌هراسی به قلبِ سیاستِ آمریکا بازمی‌گردد؟

هبه بعیرات:

بیست‌وپنجمین سالگردِ حملاتِ ۱۱ سپتامبر در سایه‌ی قطب‌بندیِ سیاسیِ شدید در ایالات متحده فرا می‌رسد؛ چرا که فصلِ انتخاباتیِ کنونی وعده‌های امیدبخشی برای حزبِ دموکرات در جهتِ تسلط بر هر دو شاخه‌ی کنگره – سنا و مجلسِ نمایندگان – در پی می‌آورد، پس از دو سال که حزبِ جمهوری‌خواه به‌تنهایی بر هر دو شاخه‌ی قانون‌گذاری و اجرایی حکومت داشت. و در میانِ شکست‌های پیاپی‌ای که نامزدهای این حزب، با حمایتِ ترامپ و اطرافیانش، در برابرِ موفقیتِ ناگهانی و بی‌نظیرِ دموکرات‌های ترقی‌خواه در انتخاباتِ مقدماتیِ کنونی متحمل می‌شوند، جمهوری‌خواهان به‌سویِ حربه‌ی همیشگیِ خود برای ترساندنِ رأی‌دهندگان، برانگیختنِ نفرت و بسیج‌کردنِ توده‌های نژادپرست روی می‌آورند: اسلام‌هراسی.

عواملِ متعددی دست‌به‌دست هم داده‌اند تا گفتمانِ اسلام‌هراسی به اسبِ تروآیِ محبوبِ حزبِ جمهوری‌خواه برای کسبِ منافعِ سیاسی و پوشاندنِ شکستِ آن در پرونده‌های سرنوشت‌سازِ داخلی و بین‌المللی تبدیل شود؛ اما این عوامل چیستند؟ و جمهوری‌خواهان چگونه گفتمانِ اسلام‌هراسی را مدیریت کرده‌اند؟ و فصلِ انتخاباتیِ کنونی چه تأثیری بر آن دارد؟ و مسلمانانِ آمریکا چگونه با این چالش‌هایِ کهنه-نو روبه‌رو شده‌اند؟
این مقاله می‌کوشد پاسخ‌هایی برای این پرسش‌ها و پرسش‌های دیگر ارائه دهد.

بازگشتِ اسلام‌هراسی: سیاستِ کهنه-نو

پس از حملاتِ ۱۱ سپتامبر، نمایندگانِ آمریکایی مجموعاً ۲۳۱ لایحه‌ی ضدِ شریعت مطرح کردند، در تلاشی برای نهادینه‌کردنِ حذفِ مسلمانان از عرصه‌ی سیاستِ عمومی به بهانه‌ی محافظت از آمریکایی‌ها در برابرِ اجرای «قانونِ خارجی». بسیاری از این لوایح بر اساسِ پیش‌نویسی تدوین شده بودند که وکیلی به نامِ دیوید یروشالمی نوشته بود؛ کسی که به‌عنوانِ «پدرِ معنویِ جنبشِ ضدِ شریعت» در ایالات متحده شناخته می‌شود. گزارشی از «مؤسسه‌ی هاس برای جامعه‌ای عادلانه و فراگیر» وابسته به دانشگاهِ کالیفرنیا در برکلی در سالِ ۲۰۱۸ فاش کرد که پیش‌نویسِ یروشالمی الگویی بود که ۱۸ قانونِ ضدِ مسلمان در ۱۲ ایالتِ آمریکا میانِ سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶ از آن پیروی کردند.

یروشالمی همچنین در تدوینِ گزارشی که مرکزِ سیاستِ امنیتی در سالِ ۲۰۱۰ با عنوانِ «شریعت: تهدیدی که آمریکا با آن روبه‌روست» منتشر کرد مشارکت داشت. این مرکز، که به فرانک گافنی وابسته است، نظریه‌پرداز و طراحِ توطئه‌های ضدِ مسلمانان به‌شمار می‌رود و یکی از نهادهای اصلیِ ترویج‌دهنده‌ی پژوهش‌ها و مطالعاتی است که بر پایه‌ی اسلام‌هراسی استوارند؛ همان پژوهش‌هایی که نمایندگانِ راست‌گرا برای طرحِ قوانینِ تبعیض‌آمیزِ خود از آن‌ها استفاده می‌کنند. این گزارش توصیه کرده بود که افرادی که «شریعت را می‌پذیرند یا از آن حمایت می‌کنند» از کار در دولتِ آمریکا یا نیروهای مسلح منع شوند. و بر تعقیبِ امامانِ مساجد و رهبرانِ گردهمایی‌های مسلمانان که خواهانِ اجرای شریعت در ایالات متحده‌اند، به اتهامِ خیانت و تحریک به فعالیت‌های نامشروع، تأکید کرده بود.

عماد سالم، عضوِ هیئتِ مدیره و رئیسِ پیشینِ تجمعِ دموکرات‌ها در تگزاس، کمپین‌های کنونیِ اسلام‌هراسی را با آنچه ایالات متحده پس از حملاتِ ۱۱ سپتامبر شاهدش بود مقایسه می‌کند و می‌گوید کمپین‌های کنونی شدیدتر و خطرناک‌ترند، چرا که سرعتِ دسترسی به بخش‌های گسترده‌ای از مردم را دارند که فریب‌دادن و دستکاریِ آن‌ها آسان است.

برای نمونه، ایالتِ تگزاس -یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین پایگاه‌های جنبشِ ماگا- شاهدِ جنبشِ گسترده‌ی ضدِ مسلمانی بوده که سال‌ها توسطِ جنبشِ حزبِ چای (چترِ اصلیِ ماگا) و جنبشِ افراطیِ راست‌گرایِ «حرکت برای آمریکا» رهبری شده است؛ از نشست‌های شوراهای عمومی که درباره‌ی خطرِ «اسلامی‌شدنِ آمریکا» بحث می‌کنند، تا تظاهرات علیه «مهاجرتِ گروهیِ مسلمانان به ایالات»، تا برچسب‌زدنِ سازمانِ کِیر (CAIR) به‌عنوانِ سازمانی تروریستی توسطِ حاکمِ ایالت، گرِگ ابوت؛ مقاماتِ حزبِ جمهوری‌خواه توانسته‌اند بخش‌هایی از مردمِ این ایالت را برای حمله به مسلمانان و نمایندگان و مناطقِ تجمعِ آنان بسیج کنند.

نماینده‌ی جمهوری‌خواهِ تگزاس، کیث سلف، طرح‌های ساختِ مسجد را نمودی آشکار از اسلامِ سیاسی توصیف کرده و لایحه‌ای برای منعِ جزیه به کنگره ارائه داده که با تمسخرِ گسترده‌ای روبه‌رو شده است؛ در حالی که نماینده کن پکستون به او پیوسته و علیه پروژه‌ی شهرکِ ای‌پیک برای جامعه‌ی مسلمان در این ایالت تحریک کرده است.

در نمونه‌ای دیگر، تامی توبرویل، نامزدِ جمهوری‌خواهِ مقامِ فرمانداریِ ایالتِ آلاباما، چهره‌ی خشن‌ترِ کمپینِ اسلام‌هراسی در این ایالت را نمایندگی می‌کند؛ او برنامه‌ی انتخاباتیِ خود را حولِ یک محور طراحی کرده است: دشمنیِ با مسلمانان و ضرورتِ خلاصی از آنان.

در تبلیغاتِ انتخاباتیِ او تصاویری از ممدانی در کنارِ برج‌های تجارتِ جهانی که در حوادثِ ۱۱ سپتامبر ویران شدند به همراهِ عبارتِ «دشمن در درونِ دیوارهاست» دیده می‌شود. همچنین عباراتِ ترسانیدن از اجرای شریعت در ایالات متحده و ضرورتِ توقفِ «اسلامِ رادیکال» پیش از آنکه فرهنگِ آمریکایی را نابود کند، در دیدارها و سخنرانی‌های او تکرار می‌شود.

شورای روابطِ آمریکایی-اسلامی (کِیر) توبرویل را در ردیفِ افراطی‌گرایانِ ضدِ مسلمان طبقه‌بندی کرد و او بدین‌ترتیب نخستین سناتورِ آمریکایی شد که از سالِ گذشته در این فهرست قرار می‌گیرد. این شورا از او دعوت کرد که از مساجد بازدید کند و با رهبرانِ جوامعِ مسلمان گفت‌وگو کند تا تصویرِ بهتری از باورهای آنان به‌دست آورد؛ اما این نامزدِ جمهوری‌خواه به تهاجم علیه دینِ مسلمانان و شعائرِ عقیدتی و فرهنگیِ آنان ادامه داد.

نماینده‌ی جمهوری‌خواهِ شهرِ اینترپرایز، بری مور، که در پیِ جانشینیِ توبرویل در مقامِ او ست، نیز با گام‌هایی پیوسته می‌کوشد آنچه را که آن را گسترشِ نگران‌کننده‌ی شریعتِ اسلامی در ایالات متحده می‌نامد متوقف کند. مور ائتلافی به نامِ «آمریکای عاری از شریعت» تأسیس کرده که ۶۰ نماینده‌ی جمهوری‌خواه در کنگره را دربر می‌گیرد و هدفش پیشبردِ بسته‌ای از قوانین برای جلوگیری از پذیرشِ قوانین یا شعائرِ اسلامی در نظامِ حقوقیِ آمریکاست؛ در رأسِ آن‌ها لایحه‌ی «شکستِ شریعتِ اسلامی» قرار دارد.

شعارهای مور بیش از آنکه گام‌هایی مشروع و معنادار باشند، حباب‌هایی توخالی به‌نظر می‌رسند که هدفشان بسیج‌کردنِ آرا و به‌حرکت‌درآوردنِ توده‌های آمریکایی از راهِ ترس و تهدید است؛ چرا که قانونِ اساسیِ آمریکا از همان ابتدا هرگونه نظامِ حقوقیِ خارجی را از عبور از قانونِ فدرالِ آمریکا یا مداخله در کارِ دستگاهِ قضاییِ محکوم به قانونِ اساسی و قوانینِ محلی منع می‌کند.

از آنچه گذشت چنین برمی‌آید که دولت -نه فقط مردم و توده‌های عوام‌فریب- درگیرِ برنامه‌ای ضدِ اسلام و مسلمانان است که به‌طور روش‌مند در بالاترین سطوحِ نردبانِ حکومت در ایالات اجرا می‌شود؛ روزینا علی، روزنامه‌نگار، در کتابِ خود با عنوانِ «فصل‌های خشم» به ریشه‌های پدیده‌ی اسلام‌هراسی در ایالات متحده اشاره می‌کند و می‌گوید دولتِ رسمیِ آمریکا نقشی سرنوشت‌ساز در ترویجِ فرهنگِ ترساندن از اسلام و مسلمانان ایفا کرده است، چرا که نهادهای اجرای قانون حتی در نبودِ دلایلِ امنیتیِ مشروع، جوامعِ مسلمان را زیرِ نظر داشته‌اند، به این باور که این جوامع بذرِ تروریسم را در درونِ خود دارند.

چرا اکنون؟

پژوهشی که سازمانِ «اِکوالیتی لبز» انجام داده نشان می‌دهد که بیش از ۴.۷ میلیون پستِ ضدِ اسلام و ضدِ مسلمان در شبکه‌های اجتماعی طیِ سالِ ۲۰۲۵ در ایالات متحده منتشر شده است. ایالتِ تگزاس در صدرِ صحنه‌ی انتشارِ اطلاعاتِ نادرستِ ضدِ مسلمان قرار داشته، به‌طوری‌که حدودِ ۲۷۹ هزار پست در آن ثبت شده که شایعاتی مانندِ «نظریه‌ی تهاجمِ اسلامی» و اجرای شریعتِ اسلامی را ترویج می‌کند، خواستارِ تحقیق درباره‌ی سازمان‌ها و رهبرانِ مسلمان است و خواهانِ اخراجِ مسلمانان می‌شود.

شورای روابطِ آمریکایی-اسلامی نیز در گزارشِ خود اشاره کرده که اردوگاهِ اسلام‌هراسی در سالِ گذشته شاهدِ افزایشی چشمگیر بوده، به‌طوری‌که شکایاتِ تبعیضی که مسلمانانِ آمریکایی ارائه داده‌اند تنها در سالِ ۲۰۲۵ به ۸۶۸۳ گزارش رسیده است.

رویدادهای بزرگِ هم‌زمان نیز در بازگشتِ گفتمانِ اسلام‌هراسی به صحنه نقش داشته‌اند: از هجومِ شدید علیهِ مهاجران از زمانِ آغازِ دورِ دومِ ریاست‌جمهوریِ ترامپ، تا محاصره‌ی منافعِ اسرائیل و روابطِ آمریکا-اسرائیل پس از جنگِ نسل‌کشی در نوارِ غزه، تا به‌عهده‌گرفتنِ مناصبِ حساسِ دولتی در ایالات متحده توسطِ چهره‌هایی رنگین‌پوست، ترقی‌خواه و دارایِ ریشه‌های مهاجر، تا جنگِ واشنگتن با تهران و دمیدن در تصویرِ دشمنِ خارجیِ رادیکال.

با این حال، دولتِ ترامپ همواره گفتمانِ اسلام‌هراسی را اساسِ کارِ خود در داخل و خارج قرار داده است، از سیاستِ اخراجِ مهاجران و ممنوعیتِ مهاجرت از کشورهای با اکثریتِ مسلمان گرفته. و اگرچه سیاستِ ترامپ برای اخراجِ مقیمانِ غیرقانونی در ایالات متحده به‌طورِ کلی موجبِ برانگیختنِ احساساتِ بیگانه‌هراسی در ایالات متحده شده است؛ جوامعِ مسلمان سهمی دوچندان داشته‌اند، پس از آنکه ترامپ با به‌کاربردنِ توصیف‌های توهین‌آمیز علیهِ صومالیایی‌ها، سودانی‌ها و افغان‌ها، آنان را دستاویزی برای نفرت و تبعیض ساخت.

و این تنها جوامعِ مسلمان نبودند که به نامزدهای مسلمان در پیروزیِ کمپین‌های انتخاباتی‌شان یاری رساندند؛ اردوگاه‌های توهینی که دولتِ ترامپ رهبری می‌کند به جوامعِ رنگین‌پوست و جوامعِ مهاجر به‌طورِ کلی نیز گسترش یافته، آن هم زیرِ شعارهایِ مسیحیِ ملی‌گرایانه و نژادپرستانه‌ای که جنبشِ ماگا -که ترامپ از دلِ آن برخاسته- حمل می‌کند. جوامعِ لاتین‌تبار در میشیگان به عبدالرحمن السید در پیروزی در انتخاباتِ مقدماتیِ حزبِ دموکرات برای مجلسِ سنا یاری رساندند، به‌علاوه‌ی هشت نامزدِ لاتین‌تبارِ دیگر برای مناصبِ گوناگونِ قانون‌گذاری، قضایی و اداری.

 انتخاباتِ میان‌دوره‌ای: فصلِ شکوفانِ اسلام‌هراسی

حزبِ جمهوری‌خواه به تعیینِ گروهی به‌عنوانِ «کمترین آمریکایی» و دشمنِ ارزش‌های عالی‌ای که این حزب نمایندگیِ آن‌ها را می‌کند عادت کرده است، تا آن را بهانه‌ای برای پوشاندنِ شکست‌های خود و راهی کارآمد برای بسیج‌کردنِ رأی‌دهندگان قرار دهد؛ در انتخاباتِ سالِ ۲۰۲۰، این حزب خشمِ خود را متوجهِ جامعه‌ی چینیِ ساکنِ ایالات متحده کرد و آنان را متهم به عامل‌بودن در پاندمی‌ای دانست که بر اقتصادِ جهانی و آمریکایی اثر گذاشت. و در انتخاباتِ سالِ ۲۰۲۴، این حزب همجنس‌گرایان و ترنس‌ها را تصویرِ دشمنانی قرار داد که می‌کوشد از طریقِ برنامه‌ی انتخاباتیِ محافظه‌کارانه‌ی خود از شرِّشان خلاص شود.

اما تصویری که فصلِ انتخاباتیِ کنونی -با محرکِ نسل‌کشی در نوارِ غزه و با اتخاذِ رابطه با اسرائیل به‌عنوانِ عنوانی درشت- ترسیم می‌کند، شمارِ بی‌سابقه‌ای از عرب‌ها، مسلمانان و ترقی‌خواهانِ مخالفِ عرفِ رایج در دنیای سیاستِ آمریکا را به صحنه آورده است؛ کسانی که حتی بنیان‌های استوارِ نهادِ دموکراتی را که خود بدان تعلق دارند تهدید می‌کنند.

در سایه‌ی این دگرگونیِ نمایشیِ ناگهانی و ناامیدی‌های پیاپی و تهدیدهایی که برای منافعِ سرمایه‌دارانه و طرفدارِ اسرائیلِ آمریکا حیاتی به‌شمار می‌روند، به‌نظر منطقی می‌رسد که حزبِ جمهوری‌خواه و بخشِ محافظه‌کارِ حزبِ دموکرات به بازیِ محبوبِ خود -ترساندن از تأثیرِ مسلمانان و حضورِ جسورانه‌ی آنان در تصویرِ رسمیِ آمریکا- بازگردند، هرچند آنان طبقِ مرکزِ پژوهشیِ پیو تنها ۱ درصد از مردمِ آمریکا را تشکیل می‌دهند.

از تناقض‌های موجود این است که مرکزِ پژوهشی و نظرسنجیِ پیو در نظرسنجی‌ای که در سالِ ۲۰۲۵ انجام داد دریافت که ۴۲ درصد از مسلمانانِ ایالات متحده به‌سویِ حزبِ جمهوری‌خواه گرایش دارند و دیدگاه‌های اجتماعی و اقتصادیِ محافظه‌کارانه‌ی آن را با آن به اشتراک می‌گذارند، در برابرِ ۵۳ درصد که به‌سویِ حزبِ دموکرات گرایش دارند. با این حال، به‌نظر نمی‌رسد حزبِ جمهوری‌خواه از مسلمانانِ عضوِ صفوفِ خود استقبال کند و آنان را آلودگیِ خلوصِ دیدگاهِ سیاسیِ خود و مخدوش‌کننده‌ی ارزش‌های عالی‌اش می‌داند که مخالفِ مهاجران، رنگین‌پوستان و مسلمانان به‌طورِ کلی است.

اکنون، دولتِ ترامپ و نمایندگانِ راست‌گرا و محافظه‌کار در آستانه‌ی انتخاباتِ میان‌دوره‌ایِ نوامبرِ آینده به سازمان‌دهیِ کمپینی متمرکزِ اسلام‌هراسانه روی می‌آورند؛ و از شعارهای نفرت‌پراکنانه علیهِ اسلام و مسلمانان برای هدایتِ توده‌ها و بازآراییِ افکارِ عمومی استفاده می‌کنند تا کرسی‌های بیشتری برای جمهوری‌خواهان تضمین کنند، در برابرِ اهریمن‌سازیِ حزبِ دموکرات که پایگاهِ انتخاباتی‌اش روزبه‌روز به‌سویِ ترقی‌خواهان و سوسیالیست‌ها متمایل می‌شود.

به‌محضِ اعلامِ پیروزیِ عبدالرحمن السید در ایالتِ میشیگان، نرخِ نفرت از مسلمانان به ۱۸۹۵ درصد افزایش یافت، به‌طوری‌که در روزِ پس از پیروزیِ او، بنا به گزارشِ سازمانِ مطالعاتِ نفرتِ سازمان‌یافته، ۱۲ هزار پستِ ضدِ مسلمان در شبکه‌های اجتماعیِ ایالات متحده ثبت شد.

اظهارنظرِ ترامپ که پس از پیروزیِ عبدالرحمن السید و دیگر مسلمانانِ آمریکایی در انتخاباتِ مقدماتیِ ایالت‌هایشان بیان کرد -آنجا که گفت «جهادی‌ها در سراسرِ ایالات متحده انتخاب می‌شوند»- از بافتِ کلیِ گفتمانِ او جدا نیست؛ چرا که برای ترامپ، گفتمانِ ضدِ مسلمانان رکنی اساسی از برنامه‌ی او در هر دو دورِ انتخاباتی -نخست میانِ سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ و دومی که به پایانِ سالِ دومِ خود نزدیک می‌شود- بوده است. و ترامپ به این گفتمانِ خود وفادار مانده، آن را در بسیاری از تصمیماتِ ریاست‌جمهوری و سیاست‌های اجراییِ خود به اجرا گذاشته که از یک‌سو کشورهای با اکثریتِ مسلمان را هدف قرار داده‌اند و از سویِ دیگر علیهِ جوامعِ مسلمان در داخلِ آمریکا تحریک کرده و بر آنان تنگ گرفته‌اند.

برگزاریِ یادبودِ حملاتِ ۱۱ سپتامبر، فرصتی طلایی در خدمتِ برنامه‌ی جمهوری‌خواهان در این زمینه به‌شمار می‌رود؛ چرا که تأثیرگذاران و مقاماتِ راست‌گرا، در آستانه‌ی آماده‌سازی برای برگزاریِ بیست‌وپنجمین سالگردِ این حملات، با پیونددادنِ مسلمانان به حوادثِ ۱۱ سپتامبر، آبِ راکد را به حرکت درآوردند. برخی از خانواده‌های قربانیان از شهردارِ نیویورک، زهران ممدانی، خواسته‌اند در مراسمِ برنامه‌ریزی‌شده در محلِ وقوعِ حملات حضور نداشته باشد. روزنامه‌ی نیویورک‌پست -که سرسختانه با ممدانی مخالف است- مدعی شده این درخواست تاکنون ۴۲ هزار امضا جمع کرده است؛ خانواده‌های قربانیان دلیلِ درخواستِ خود را حمایتِ ممدانی از تروریست‌ها، همدلیِ او با آنان، و این باور که آمریکا سزاوارِ این حملات بوده عنوان کرده‌اند؛ ادعایی که ممدانی بارها آن را رد کرده است.

برخی از امضاکنندگانِ این درخواست نارضایتیِ خود را از حمایتِ ممدانی از حقِ فلسطینیان و انتقادِ تندش از سیاست‌های اسرائیل پنهان نمی‌کنند و با پیونددادنِ مستقیمِ حوادثِ ۱۱ سپتامبر در ایالات متحده به ۷ اکتبر در سرزمین‌های اشغالی، او را حامیِ تروریسم می‌دانند. آنان به شعارهای پیشینِ ممدانی و پدرِ آکادمیکش -محمود ممدانی، استادِ دانشگاهِ کلمبیا- با عنوانِ «جهانی‌کردنِ انتفاضه» اشاره کرده‌اند و آن را دعوتی برای نابودیِ یهودیانِ جهان تعبیر می‌کنند؛ در حالی‌که شهرِ نیویورک یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های سکونتِ آنان در ایالات متحده است.

جنگ در خاورمیانه: برخوردِ تمدن‌ها

گزارشِ سازمانِ مطالعاتِ نفرتِ سازمان‌یافته، افزایشِ گفتمانِ اسلام‌هراسی را از آغازِ سالِ جاری پی‌گرفته و شاهدِ افزایشی پیوسته با آغازِ جنگِ آمریکا-اسرائیل علیهِ ایران بوده است. این گزارش به فعالیتِ آشکاری میانِ ۲۸ فوریه تا ۵ مارس اشاره می‌کند که در آن جمعاً ۲۵٬۳۴۸ پستِ ضدِ اسلام و ضدِ مسلمان در پلتفرمِ ایکس ثبت شده است. با احتسابِ بازنشرها، مجموعِ این محتوا به ۲۷۹٬۴۱۷ پست می‌رسد؛ یعنی افزایشی ۱۱ برابری نسبت به پست‌های نفرت‌پراکنانه‌ی اصلی.

این پست‌ها از پست‌هایی که مسلمانان را از انسانیت تهی کرده و آنان را موش و حشره می‌خوانند تا پست‌هایی که آنان را آفتی می‌دانند که باید در دفاع از تمدنِ غرب به‌طورِ ریشه‌ای از میان برداشت، تنوع داشته‌اند. برخی نیز خواهانِ طرد و بازداشتِ مسلمانان در مراکزِ ویژه و تخریبِ مساجدشان به‌عنوانِ مقدمه‌ای برای اخراج به کشورهایشان شده‌اند.

اقداماتِ خصمانه علیهِ تهران -که با تحریکِ ترامپ و وزیرِ دفاعش، پیت هگست، پوششی مسیحیِ ملی‌گرایانه یافت- بنا به گزارشِ همان مرکز، هم‌زمان با افزایشی محسوس در کمپین‌های اسلام‌هراسی در شبکه‌های اجتماعیِ آمریکا بود.

از سویِ دیگر، جنگِ نسل‌کشیِ اسرائیل عاملی سرنوشت‌ساز در این کمپینِ تحریف‌سازی به‌شمار می‌رود؛ گزارشِ ابتکارِ «بریج» وابسته به دانشگاهِ جورج‌تاون، به نقشِ وزارتِ امورِ خارجه‌ی اسرائیل در تقویتِ کمپینِ کنونیِ اسلام‌هراسی اشاره کرده و می‌گوید این وزارتخانه به کارآییِ تحریک علیهِ مسلمانان برای منحرف‌کردنِ توجهِ آمریکایی‌ها از جنگِ نسل‌کشی در غزه توجه داشته است؛ در حالی‌که مقاماتِ جمهوری‌خواه -که بیشترین حمایت را از اسرائیل دارند- توصیه‌های این وزارتخانه را پذیرفته و آن را به استراتژیِ کمپین‌های انتخاباتیِ خود تبدیل کرده‌اند.

دگرگونیِ محسوس در آگاهیِ آمریکایی‌ها و همدلیِ آنان با آرمانِ فلسطین پس از حوادثِ ۷ اکتبر، مستقیماً زمینه‌ی حمایتِ مردمی از نامزدهای ترقی‌خواهی را فراهم کرده که آشکارا روابطِ آمریکا-اسرائیل و حمایتِ بی‌قیدوشرط از سیاست‌های استعماریِ اسرائیل در خاورمیانه را نقد می‌کنند. نظرسنجیِ سازمانِ گالوپ در سالِ ۲۰۲۶ این تحولِ مردمی را نشان می‌دهد: ۴۱ درصد همدلی با فلسطینیان در برابرِ ۳۶ درصد همدلی با اسرائیلی‌ها. مقایسه با نتایجِ سالِ پیشِ همین سازمان -که ۴۶ درصد از آمریکایی‌ها را همدل با اسرائیل در برابرِ ۳۳ درصد همدل با فلسطینیان نشان می‌داد- عمقِ این تحول را در چشم‌اندازِ افکارِ عمومیِ آمریکا آشکار می‌کند.

این دگرگونی به‌ویژه در میانِ یهودیانِ نیویورک نمایان شده است؛ نظرسنجیِ مرکزِ نورک برای پژوهش، وابسته به آسوشیتدپرس، که امسال انجام شده، نشان می‌دهد یهودیانِ نیویورک ممدانی را بر نتانیاهو ترجیح می‌دهند؛ به‌طوری‌که ۶۱ درصد از آنان بر این باورند که اسرائیل در نوارِ غزه مرتکبِ جنایاتِ جنگی شده، در حالی‌که ۴۰ درصد آنچه در این نوار می‌گذرد را نسل‌کشی می‌دانند.

بریتون اوشیلدز، وکیلِ شعبه‌ی آلابامای شورای روابطِ آمریکایی-اسلامی (کیر)، بر این باور است که اهریمن‌سازیِ مسلمانان و به‌تصویرکشیدنِ آنان به‌عنوانِ تنها دشمنِ فرهنگِ آمریکایی، در بافتِ تلاش‌های لابیِ صهیونیستی و افرادِ وابسته به آن برای خاموش‌کردنِ صدایِ مسلمانان و متوقف‌کردنِ انتقادِ مشروعِ آنان از سیاست‌های نسل‌کشانه‌ی اسرائیل در خاورمیانه صورت می‌گیرد؛ سیاست‌هایی که در فصلِ انتخاباتیِ کنونی ثمر داده است.

به گفته‌ی اوشیلدز، کمپینِ کنونیِ اسلام‌هراسی نقشِ عاملِ منحرف‌کننده‌ی توجهِ رأی‌دهندگان از مسائل و پرونده‌های خطرناک‌ترِ واقعیتِ آمریکا را ایفا می‌کند، مانندِ پرونده‌های اقتصاد، جنگ با تهران، و پرونده‌های اپستین که جمهوری‌خواهان تاکنون در مدیریتِ آن‌ها ناکام مانده‌اند. او نامزدهایی همچون توبرویل را «ترسو» می‌خواند که می‌کوشد شکستِ خود را به‌عنوانِ سناتوری حامیِ ترامپ، طرفدارِ جنگ، و پنهان‌کاری‌کننده‌ی پرونده‌های اپستین، با هدایتِ خشمِ رأی‌دهندگان به‌سویِ مسلمانانِ بی‌گناه بپوشاند؛ مسلمانانی که اکنون در آلاباما -جایی که تنها ۱ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دهند، بنا به مرکزِ پیو- در خطرِ واقعیِ کمپین‌های انتقام‌جویانه قرار گرفته‌اند.

رویارویی: استراتژیِ مسلمانانِ آمریکا

هرچند زمان تکرار می‌شود، اما رویاروییِ جوامعِ مسلمان با کمپین‌های سازمان‌یافته‌ی اسلام‌هراسی در ایالات متحده اکنون کاملاً متفاوت است؛ از جوامعی درخودفرورفته، هراسان و پوزش‌خواه پس از ۱۱ سپتامبر، به جوامعی سازمان‌یافته که در پیِ نمایندگیِ سیاسیِ خوب‌اند و با شجاعت در عرصه‌های عمومی و نهادهای دولتی حضور می‌یابند.

حوادثِ ۱۱ سپتامبر نقطه‌ی عطفی سرنوشت‌ساز در چشم‌اندازِ سیاسیِ آمریکا برای جوامعِ مسلمان بود؛ سال‌های پس از این حوادث شاهدِ میل و تلاشِ پیگیرِ مسلمانانِ آمریکایی برای دستیابی به مناصبِ مهمِ سیاسی بود، تا بتوانند با کمپین‌های اهریمن‌سازی و تحریفی که مستقیماً بر زندگی و امنیتِ خانواده‌هایشان در جوامعِ میزبان اثر گذاشته بود مقابله کنند.

مسلمانانِ آمریکایی امروز، در مقایسه با دهه‌های گذشته، حضوری چشمگیر در سیاستِ عمومیِ آمریکا دارند؛ ۲۵۵ مسلمانِ آمریکایی امروز در ۲۶ ایالتِ آمریکا مناصبِ سیاسی را در اختیار دارند، از جمله چهار عضوِ کنگره‌ی آمریکا، ۴۶ قانون‌گذار در سطحِ ایالت‌ها، و ۱۱ شهردار در شهرهای گوناگونِ آمریکایی. در همین حال، انتخاباتِ میان‌دوره‌ایِ پیشِ رو نویدبخشِ امکانِ ورودِ نخستین مسلمان به مجلسِ سنایِ آمریکا در تاریخِ این کشور است، در صورتی‌که عبدالرحمن السید، نامزدِ ایالتِ میشیگان، پیروز شود؛ همچنین هفت مسلمانِ دیگر نیز، در سابقه‌ای عددیِ بی‌نظیر، شانسِ بالایی برای ورود به مجلسِ نمایندگان دارند.

پیروزیِ زهران ممدانی نیز جرقه‌ی امیدی برای مسلمانانِ ایالات متحده به همراه آورده است، مبنی بر اینکه دورانِ اهریمن‌سازیِ آنان و پیونددادنشان به تروریسم برای کسبِ منافعِ سیاسی، پس از موفقیتِ کمپینِ انتخاباتیِ او -با وجودِ همه‌ی کمپین‌های نژادپرستانه‌ای که او را تهدیدی برای هویتِ تمدنیِ آمریکا به‌سببِ وابستگیِ دینی‌اش و «آمریکاییِ خالص و واقعی نبودن» به تصویر می‌کشیدند- رو به افول نهاده است.

اگرچه مسلمانانِ آمریکایی ترجیح می‌دهند زیرِ پرچمِ حزبِ دموکرات گرد آیند، اما هم‌سویی و هم‌صفیِ نهادِ رسمیِ این حزب با اسرائیل در جنگِ نسل‌کشانه‌اش علیهِ نوارِ غزه، بسیاری از مسلمانان را به کاستنِ پایبندیِ حزبی‌شان و جست‌وجوی سایه‌بانی جایگزین برای سازمانِ رسمیِ حزب واداشته است؛ و جهشِ فناورانه‌ای که شبکه‌های اجتماعی به‌همراه آورده و جایگزینی چشمگیر برای ارتباطِ مستقیمِ مردمی -به‌جای واسطه‌گریِ نهادهای رسمی برای خطاب‌قراردادنِ رأی‌دهندگان- فراهم کرده، به آنان یاری رسانده است. از این جهش، هم ممدانی بهره برده که در کلیپ‌هایی خودجوش و ساده در حالِ گشت‌زدن در منهتن دیده شده، و هم عبدالرحمن السید که در ویدیوهایی دلنشین در حالِ رقصِ زومبا و شرکت در رویدادهایی مردمی ظاهر شده که او را مستقیماً به پایگاهِ رأی‌دهندگان نزدیک کرده است.

 

منبع: نون پست

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا