تحلیل مسائل روزشامات

هفت نکته برای تقویت روابط میان لبنان و ایران

طراد حمادة نویسنده لبنانی در الاخبار بررسی کرد:

«بیرونِ جهان همچون درون آن است، باطنی است که کیمیا به آن نفوذ می‌کند و آن را به همان حالتی که در آغاز کیهان بود بازمی‌گرداند. ترازوها آن را دگرگون کردند، اما او همچنان یگانه بر حالِ خود باقی ماند، و من نیز به نوبه‌ی خود با او یکی شدم… سازنده‌ای که گلِ کیمیا را روایت می‌کند»

این متن، مطلعِ قصیده‌ی «ورده الکیمیاء» (گل کیمیا) است، در گفتمانِ دیگری که با نظریه‌ی اندیشه‌ی دیگری مخالف است و ضرورتِ به‌رسمیت‌شناختنِ او، شناخت، ارتباط و همکاری با او را توضیح می‌دهد. و همه‌ی این‌ها در مدارِ فلسفه‌ی روابطِ دیپلماتیک میانِ دولت‌ها جای می‌گیرد، قیاساً بر روابطِ میانِ «من» و «دیگری»، و تصویری صریح از آن، و باری مثبت برای برانگیختنِ آن.

فلسفه، روابطِ دیپلماتیک را به‌عنوانِ نهادی برای نگریستن به دیگری و به‌رسمیت‌شناختنِ وجودِ او تعریف می‌کند. این دیگری می‌تواند متحد یا رقیب، دشمن یا شریک، متفاوت یا هم‌سو باشد، اما همه‌ی این صفات امکانِ ارتباط را از میان نمی‌برد. و دیپلماسی از آنجا آغاز می‌شود که دیگری به ذاتی تبدیل شود که باید با او سخن گفت، و از همین‌جاست که مفهومِ به‌رسمیت‌شناختن پدید می‌آید.

قادش، بر رودِ العاصی، در نیمه‌راهِ میانِ الهرمل و حمص، نخستین ایستگاهِ بزرگ در تاریخِ دیپلماسیِ باستان میانِ مصریان و حیتی‌ها بود، در سالِ ۱۲۷۴ پیش از میلاد. و در بین‌النهرین، و در یونانِ باستان، و عصرِ رومیان، و در سده‌های میانه، پادشاهان با یکدیگر نامه‌نگاری می‌کردند، و فرستاده‌ی حاملِ نامه مورد حمایت بود. اما اهمیتِ قادش در این است که شاهدِ نخستین معاهده‌ی مکتوبِ بین‌المللی در تاریخ بود.

روابطِ دیپلماتیک میانِ دولت‌ها تا کنوانسیونِ وین درباره‌ی روابطِ دیپلماتیکِ معاصر در سالِ ۱۹۶۱ تکامل یافت، که شاملِ این موارد بود: مصونیتِ سفیر، حرمتِ مکاتبات و کیفِ دیپلماتیک، به‌رسمیت‌شناختنِ متقابل…

در چارچوبِ همینِ قواعدِ روابطِ دیپلماتیک، روابط میانِ لبنان و ایران در شهریورماهِ سالِ ۱۹۴۲ برقرار شد، و نخستین وزیرمختار و سفیرِ لبنان در ایران، دکتر سلیم حیدر بود، و ایران نیز عباس فروهر را به‌عنوانِ نخستین وزیرمختارِ خود در لبنان منصوب کرد.

جنابِ آقای دکتر عدنان منصور، وزیرِ امورِ خارجه‌ی پیشین، مراحلِ روابط و تحولاتِ آن را در دورانی که سفیرِ لبنان در ایران بود روایت می‌کند؛ آنجا که ایران اقدام به گشودنِ مسیرِ روابط به‌سویِ بیش از یک طرفِ رسمی و غیررسمیِ لبنانی کرد، و با تحسین و محبت به لبنان و لبنانی‌ها نگریست، و آنان را الگو و سرمشق دانست، و برای هرگونه همکاریِ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، گردشگری و دیپلماتیک آماده و مهیا بود.

توافق‌نامه‌های گوناگونِ امضاشده میانِ دو کشور، حوزه‌ها و بخش‌های متعددی را دربرگرفته و به ده‌ها توافق‌نامه رسیده است که می‌توان به منابعِ انتشارِ آن‌ها مراجعه و از آن‌ها آگاه شد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که ایران در حرکتِ همکاریِ رسمیِ لبنان احساسِ تردید کرده است. جنابِ وزیر و سفیرِ پیشین می‌گوید که وزیرانِ لبنانی بدون پرونده‌هایی برای همکاری می‌رفتند، در حالی که همتایانِ ایرانی‌شان همه‌ی پرونده‌ها را برای بررسی و همکاری آماده می‌کردند.

این روابط با راهزنانِ منطقه‌ای و بین‌المللی روبه‌رو شد که در قالبِ تحریم‌های آمریکایی، مخالفت‌های منطقه‌ای و تحریمِ کامل نمایان شدند. سپس، عاملِ کشمکشِ عربی‌ـصهیونیستی و نقشِ مقاومتِ لبنانی در آزادسازیِ سرزمین، و حمایتِ ایران از مقاومت در لبنان و فلسطین، و در پیِ تعاملِ میانِ وضعیتِ لبنان، فلسطین و سوریه، و مسئله‌ی فلسطین، و اشغالِ جنوب و جنگ‌های تجاوزکارانه، همگی در ترسیمِ نقشه‌ی روابطِ دیپلماتیک میانِ لبنان و ایران نقش داشتند.

آنچه از پژوهش درباره‌ی ماهیتِ روابط میانِ سرزمینِ فارس و سرزمینِ شام به‌دست می‌آید نشان می‌دهد که این روابط کهن است و به ۲۵۰۰ سال پیش، به دورانِ هخامنشیِ فارس، در سالِ ۵۳۹ پیش از میلاد بازمی‌گردد. نامِ سرزمینِ شام «اقلیمِ آن‌سویِ رود» بود، و والیانی فارسی بودند که بر دمشق حکومت می‌کردند، و جاده‌ی تجاریِ شاهی، شوش را به صیدا و صور پیوند می‌داد، و صیدا، صور و جبیل مهم‌ترین مراکزِ ناوگانِ دریاییِ فارس بودند.

فارس نخستین امپراتوری بود که بر سرزمینِ شام به‌عنوانِ یک واحدِ اداریِ واحد حکومت کرد. و از آن زمان، این سرزمین به عرصه‌ی کشمکشی دائمی میانِ شرقِ فارسی و غربِ یونانی‌ـرومی تبدیل شد.

این تاریخِ مشترک، محرکی برای روابطی استوار است، که واقعیتِ جغرافیا و حقیقتِ تاریخ آن را تأیید می‌کند، بی‌آنکه به این معنا باشد که همان‌گونه که بود بازخواهد گشت. اما این تأکید می‌کند که زمان‌ها و دوران‌ها تغییر می‌کنند، و جغرافیا بر حالِ خود باقی می‌ماند، و بارها سنّت‌های پیوندهای تاریخی میانِ ملت‌ها سطحِ روابط میانِ آنان را تعیین می‌کند.

از این‌رو، حکمِ تاریخیِ رابطه‌ی میانِ لبنان و ایران را نمی‌توان در شرایطِ گذرایی که در آن با موانع و مشکلاتی خارج از اراده‌ی مردمانش روبه‌رو می‌شود نادیده گرفت، و طولی نمی‌کشد که دوباره به آنچه پیوندهای تاریخیِ چندبُعدی رقم زده‌اند بازمی‌گردد؛ پیوندهایی که منافع، حاکمیت، قدرت و ثباتِ این منطقه‌ی راهبردی از جهانِ معاصر را حفظ می‌کنند.

و همین امر امکانِ بررسیِ تقویتِ روابطِ دیپلماتیک میانِ دو کشور را فراهم می‌کند، کشورهایی که جغرافیایی واحد، تاریخی مشترک، پیوندهای انسانی، ارزش‌های اخلاقی و دینی، و قواعدِ شناخت و همکاریِ آنان را به یکدیگر پیوند داده است.

بر همین اساس، آنچه در هفت نکته برای تقویتِ روابطِ دیپلماتیک میانِ لبنان و جمهوریِ اسلامیِ ایران می‌آوریم، برای برانگیختن، تسویه، تقویت، عبور از همه‌ی موانع و حلِ مشکلات است، بدین‌شرح:

۱) برقراریِ روابطِ دیپلماتیک و قانون‌مندسازیِ آن بر اساسِ مبانیِ بین‌المللیِ روابطِ دیپلماتیک طبقِ کنوانسیونِ وین سالِ ۱۹۶۱.

۲) استناد ساختنِ روابطِ دیپلماتیک به قاعده‌ی رابطه میانِ دو دولتِ متحد، که پیوندهای منافع، ارزش‌ها، همسایگیِ جغرافیاییِ راهبردی، و شناخت، همکاری و مشارکت در جنبه‌های تمدنیِ واحد آنان را به هم متصل می‌کند.

۳) روابطِ نزدیکی و دوستی، جامعِ اصلی‌ای است که امکانِ حلِ همه‌ی مشکلات و موانعی را فراهم می‌کند که راه را می‌بندند و مانعِ برقراریِ رابطه‌ی دیپلماتیکِ طبیعی و همکاری در زمینه‌های گوناگون به سودِ دو کشور می‌شوند؛ زیرا منشأ آن‌ها بیرونی است، و می‌توان با دفاع از حقِ هر یک از دو کشور در برقراریِ بهترینِ روابط میانِ خود، با آن‌ها روبه‌رو شد.

۴) اعمالِ حاکمیتِ ملی به دولت‌ها امکان می‌دهد تا از شروطِ قدرت‌های خارجی که برایشان تعیین می‌کنند چه روابطی برقرار کنند عبور کنند. و این از مبانیِ حقِ این دولت‌ها در ارتباط و برقراریِ روابط طبقِ اصول و قواعدِ قوانینِ بین‌المللیِ معتبر است.

۵) اجرای همه‌ی توافق‌های منعقدشده میانِ دو دولت، و مقابله با هرگونه اعتراضِ خارجی به آن‌ها، و توسعه و تقویتِ آن‌ها، و ارائه‌ی طرح‌هایی برای توافق‌نامه‌ها طبقِ شرایطی که منافعِ دو کشور، لبنان و ایران، را تحقق می‌بخشد.

۶) وجودِ بخشی از مردمِ لبنان که در دین و مذهب با اکثریتِ مردمِ ایران مشترک است، عاملی یاری‌رسان است، نه عاملی بازدارنده؛ بلکه محرک و تحقق‌بخشِ ساختنِ بهترینِ روابط میانِ دو کشور است که نبضِ دو ملت و منافعِ دو دولت، لبنان و ایران، را به هم پیوند می‌دهد.

۷) عدمِ دخالت در امورِ نیروهای سیاسیِ داخلیِ مربوط به هر یک از دو کشور، طبقِ نظامِ سیاسیِ آن، و تلاش برای اصلاحِ روابط در صورتِ لزوم، و ساختنِ روابط با این نیروها بر پایه‌ی حمایت و تقویتِ روابطِ دیپلماتیکِ رسمی، و تبادلِ منافع، تجربه‌ها و مهارت‌ها در همه‌ی زمینه‌ها، از جمله علوم، و دفاع از حقوق در مجامع و نهادهای بین‌المللیِ مرتبط.

این نکات، اگر بر سرِ آن‌ها توافق حاصل شود، بندهایی هستند که قادرند همه‌ی مشکلات را حل کنند و روابطِ دیپلماتیکِ میانِ لبنان و ایران را در مسیرِ همکاری و دوستی، تبادلِ منافع و ارزش‌ها، ارتباط و گفت‌وگو قرار دهند تا آینده‌ای بهتر برای هر دو کشور، لبنان و ایران، ساخته شود.

و زمینِ نیکو و حاصلخیز برای این‌گونه بذرِ نیک آماده است؛ بذری که محصولی فراوان و دوستیِ گران‌بها به بار می‌آورد.

منبع: الاخبار

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا