جامعه شناسی کشورهای اسلامی

 شادمانی از موشک‌های ایرانی!

عبدالناصر سلامه سردبیر سابق الاهرام به بررسی پدیده جدید در جهان عرب پرداخت:

مهم است که با پژوهش و بررسی، طولانی نزد شادمانی برخی ملت‌های عرب، هنگام سقوط موشک‌های ایرانی بر پایگاه‌های نظامی آمریکایی در منطقه، توقف کنیم؛ بلکه فراتر از آن، شادمانی مردمان کشورهایی که خود این موشک‌ها به آن‌ها می‌رسد، با جشن‌های فریاد و هلهله و تکبیر که همراه سقوط این موشک یا آن پهپاد بر این پایگاه یا آن پایگاه در برخی کشورها بوده است؛ که این خود نشان‌دهنده وضعیتی از رابطه‌ای بی‌معناست میان حاکم و شهروند، رابطه‌ای که هرگز از توافق برخوردار نبوده، حتی آنجا که موضوع به دقیق‌ترین جزئیات امنیت ملی کشور و مردمش مربوط می‌شود.

ابتدا باید تأکید کرد که سلامت و امنیت کشور -هر کشوری- باید خط قرمزی باشد که به هیچ روی نباید از آن گذشت، حتی اگر نظام حاکم -هر نظامی- از قدرت سوءاستفاده کند به‌گونه‌ای که امنیت مردم را به خطر افکند؛ امری که هر بمبارانی از این‌سو یا آن‌سو را به تجاوزی غیرقابل‌بخشش بدل می‌کند که باید در برابر آن ایستاد و از وطن با همه راه‌های ممکن دفاع کرد.. این‌گونه به ما آموخته‌اند، و این‌گونه باید فرزندانمان را، با همه گرایش‌ها و باورهایشان، از نخستین دوران رشد و در همه مراحل سنی و آموزشی تربیت کنیم.

وضعیتی نهفته که در انتظار لحظه مناسب برای ظهور و انفجار بود، و حکومت‌های همه کشورهای ذی‌ربط از آن آگاه بودند، اما فقر فکری و ابلهی سیاسی و کوتاهی ملی، ما را در برابر ملت‌های جهان -شرق و غرب- به مایه تمسخر بدل کرد.

با این‌همه، باید انگیزه‌ها را درک کرد، تا زمانی که اولویت‌ها در منطقه عرب ما به‌هم ریخته‌اند، همراه با درک نادرست نظام‌ها از استقلال و آزادی و کرامت، از مدت‌ها پیش، و این بی‌نظمی از زمان ظهور نفت در منطقه گسترده‌تر شد، و پناه‌بردن به نگهبان یا استعمارگر بیگانه، در نتیجه از دست‌رفتن اعتماد به همسایه محلی، بلکه شاید به برادر خود، امری که به ظهور توطئه‌ها از هر سو کمک کرد، جایی که گاه مشکلات مرزی ساختگی، و گاه دیگر طمع‌های توسعه‌طلبانه و انحصار منابع، و گاه سوم اجرای دستورات استعمارگر، جغرافیای برادران هم‌خون و هم‌دین و هم‌زبان را به صحنه‌ای دراماتیک بدل کرد، پرتنش‌ترین و پرنگران‌ترین صحنه جهان.

شادمانی موشک‌های ایرانی رویدادی نبود که یک‌شبه بر چهره مردم پدیدار شود، بلکه وضعیتی نهفته بود که در انتظار لحظه مناسب برای ظهور و انفجار بود، و حکومت‌های همه کشورهای ذی‌ربط از آن آگاه بودند، اما فقر فکری و ابلهی سیاسی و کوتاهی ملی ما را در برابر ملت‌های جهان -شرق و غرب- به مایه تمسخر بدل کرد، چراکه می‌بایست فوراً به آن توجه و با آن مقابله می‌شد، با اتخاذ موضعی جمعی در این باره، پس از آنکه در عمل ثابت شد این پایگاه‌های پراکنده در بیشتر کشورهای منطقه هرگز برای محافظت نبوده‌اند، بلکه خود نیازمند محافظت‌اند.

ما اینجا از نزدیک به ۳۰ پایگاه نظامی آمریکایی تنها سخن می‌گوییم، از اقیانوس تا خلیج، و از جیبوتی تا ترکیه، جدا از پایگاه‌های بریتانیایی، فرانسوی، روسی و چینی، در حالی‌که پاسخی برای این پرسش مهم وجود ندارد: محافظت از این کیک دقیقاً از کدام‌یک از آنان است، اگر همه رقبا زمام آن را در دست دارند، و با بازخوانی تاریخ در نهایت بر تقسیم آن، هر یک به اندازه خود، توافق خواهند کرد؟ و با نگاهی سریع به گذشته، اندازه فاجعه و اندازه نادانی را هم‌زمان کشف خواهیم کرد، در حالی‌که به‌نظر می‌رسد هرگز از درس‌های تاریخ، و نه از تقسیم‌بندی‌های آنان از جغرافیای برادران در همه کشورهای منطقه بدون استثنا، بهره نبرده‌ایم.

بی‌گمان امر بسیار بزرگ است، امری که خودانتقادی و تسلیم‌نشدن در برابر واقعیت را در همه سطوح آموزشی، فرهنگی و سنی، در نتیجه آنچه رخ داده و در جریان است، حالتی طبیعی می‌سازد؛ صادرات نفت و گاز تا حد زیادی متوقف شده، ویرانی زیرساخت‌ها را در بیشتر کشورها فراگرفته، زیان‌ها به همه‌چیز و هر چیزی رسیده؛ تبادل تجاری، بازارهای مالی، گردشگری، صنعت، فرودگاه‌ها، جابه‌جایی سفر، ذخایر ارزی، ثبات، امنیت، بدهی‌ها، حتی برنامه‌ریزی برای آینده نیز با روند این رویدادها، که هیچ‌کس نمی‌داند به کجا می‌رود و تا کجا ممکن است تشدید شود، دیگر کارآمد نیست.

مسیرهای سیاسی، نظامی و اقتصادی، در همه کشورهای منطقه به‌شکل کنونی خود، هرگز پس از رویدادهای جاری همان‌گونه که پیش از آن بود، ادامه نخواهند یافت، اما شگفت‌انگیز در این میان، اصرار برخی نظام‌ها بر مقاومت در برابر واقعیت است.

مسلم است که توپ اکنون در زمین نظام‌ها است، پس از آنکه میدان برای شرط‌بندی بر ملت‌ها فراهم شده، وضعیتی که طی نزدیک به یک قرن کامل که در آن بردگی به همه شکل‌هایش امری رایج بود، پیش‌تر فراهم نبود، امری که پیروزی اکنون برای رهایی و برای وجدان ملی را ناگزیر می‌سازد، با طردکردن استعمار به همه رنگ‌هایش، مستقیم و غیرمستقیم آن، و این در حقیقت پیروزی‌ای برای اراده ملت‌هاست، که هرگز با این وضعیت  ناهنجار موافق نبوده‌اند، وضعیتی که همواره در تضاد با نظم عمومی، با برنامه‌های آموزشی، و با فطرت انسانی به‌طور هم‌زمان به‌نظر می‌رسید، تا زمانی که ما آزاد زاده شده‌ایم، در سرزمین‌هایی که مهد انسانیت به‌طور کامل بوده‌اند.

شکاف عمیق در رابطه میان حاکم و محکوم، که شادمانی موشک‌های ایرانی آن را آشکار کرد، اهمیت آغاز نگارش صفحه‌ای تازه برای زندگی آینده ما را برجسته می‌سازد، صفحه‌ای که در درجه نخست از استقلال واقعی سرزمین‌ها، بدون قیمومیت خارجی، به‌ویژه از سوی قدرت‌های در نزاع بر منابع منطقه، آغاز می‌شود. صفحه تازه همچنین از وحدت جغرافیایی و تاریخی میان کشورهای همسایه، با همه گرایش‌هایشان، بدون دشمنی -که در اصل به‌نفع قدرت‌های خارجی بدخواه است- آغاز می‌شود؛ هم‌زمان با توافق بر موضعی یکپارچه در برابر دشمن صهیونیستی، که تهدیدی صریح برای همه کشورهای منطقه بدون استثنا به‌شمار می‌آید، و رد همه تلاش‌های عادی‌سازی روابط با آن، در رأس آن‌ها آنچه «دین ابراهیمی» بی‌معنا خوانده می‌شود.

امر طبیعی این است که مسیرهای سیاسی، نظامی و اقتصادی، در همه کشورهای منطقه به‌شکل کنونی خود، هرگز پس از رویدادهای جاری همان‌گونه که پیش از آن بود، ادامه نخواهند یافت، اما شگفت‌انگیز در این میان، اصرار برخی نظام‌ها بر مقاومت در برابر واقعیت است، با ارتقای سطح روابط تجاری با دشمن صهیونیستی، و اصرار برخی دیگر بر هماهنگی سیاسی و امنیتی بیشتر با متجاوز آمریکایی، امری که به‌معنای برانگیختن بیشتر ملت‌ها در آینده است، امری که تهدید به تشدید بیشتر تنش، و گسترش شکاف با این نظام‌ها می‌کند که هرگز در ارزیابی امور نیکو عمل نکرده‌اند، تا آنجا که شادمانی موشک‌ها از پایگاه‌های خارجی به پایگاه‌های داخلی نیز فراتر رفته، که این خود فاجعه‌ای است بی‌همتا.

 

منیع: العربی ۲۱

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا