آتشبس میان امارات و ایران؛ چرا؟
اندرو انگلند و نیکولا پاراسی در فایننشال تایمز بررسی کردند:

پنج ماه پس از آنکه بیم پهپادهای ایرانی، بخش مالی دبی را خالی از سکنه کرده بود، برجهای بلندی که هزاران بانکدار و مدیر دارایی جهانی در آنها جای گرفتهاند، بار دیگر پر شدهاند.
لنجهای سنتی نیز بار دیگر در آبهای فیروزهای خلیج فارس در رفتوآمدند تا کالا از بندرهای دبی به ایران برسانند.
در فرودگاه دبی، نخستین پروازهای ایرانی پس از جنگ آمریکا و اسرائیل با تهران، بهآرامی از سر گرفته شدهاند. کارگزاران اماراتی نیز اجازهٔ بازگشت نزدیک به ۲۰ هزار ایرانی دارای اقامت امارات را دادهاند که هنگام آغاز جنگ بیرون از کشور بودند.
همهٔ اینها نشانیاند از تلاش امارات و ایران برای فروکاستن تنشها؛ حتی در حالی که پیکار در پیرامونشان ادامه دارد. امارات میکوشد پس از بزرگترین بحران خود از زمان استقلال در ۱۹۷۱، به نمایی از حال عادی بازگردد.
با فروپاشیدن آتشبس شکنندهٔ آمریکا و ایران، امارات گامی جسورانه برداشته است: بهگونهای آزمایشی، کانالهای دیپلماتیک و اقتصادی با ایران را دوباره بهکار انداخته و همزمان پیوندهای نظامی خود با اسرائیل و آمریکا را ژرفتر کرده است.
در نخستین ماههای جنگ، این کشور خلیجی بیشترین آسیب را از یورشهای تهران به همپیمانان عرب آمریکا برد؛ نزدیک به سه هزار حملهٔ موشکی و پهپادی. امارات با دهها ضربهٔ متقابل پاسخ داد و در میان همسایگان خلیجی خود، سرسختترین ایستار را در برابر ایران برگزید.
اما از زمان پیمان آتشبس شکنندهٔ آمریکا و ایران در فروردین (آوریل)، امارات کوشیده است از دشمنی به سمت آرامسازی با تهران گام بردارد.

این اقدام برای کشوری کوچک و بسیار بلندپرواز، که دیرزمانی است میکوشد با ثروت سرشار نفتی خود، نفوذی فراتر از اندازهاش در منطقه و فراتر از آن به دست آورد، آمیزهای از عملگرایی و واقعگرایی سیاسی را نشان میدهد.

امارات هم مانند دیگر کشورهای خلیجفارس، تازه دریافته که اسیر موقعیت جغرافیایی خویش است و اکنون مصمم است جایگاهش را بهعنوان برترین قطب گردشگری، تجارت و مالیِ منطقه حفظ کند.
یک مدیر اجرایی اماراتی میگوید: «این جنگ برای همه یک واقعیتسنجی بود. تندروی، مرحلهٔ نخست جنگ بود؛ بعد ما عملگرایی نشان دادیم. ما به تصمیمها پایبند نمیمانیم؛ آنها را بازتنظیم میکنیم.»
تفاهمنامهای که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ماه گذشته با تهران امضا کرد تا آتشبس تمدید و تنگهٔ هرمز بازگشایی شود، به این روند اقتصادی شتاب بخشید؛ بهگونهای که امارات پذیرفت اجازهٔ ازسرگیری بخشی از تجارت با جمهوری اسلامی و بازگشت پروازهای ایرانی را بدهد. صادرات نفت امارات هم دوباره افزایش یافته است.
مقامها میپذیرند که گذار از جنگ به یک صلح سرد، کاری شکننده است؛ خطری که تنشهای اخیر میان آمریکا و ایران در دو هفتهٔ گذشته آن را برجستهتر کرده است. ایران در این ماه دو نفتکش اماراتی را در تنگه هدف قرار داد، پس از آنکه اعلام کرد بار دیگر تنگه را خواهد بست.
با این حال، تهران در جریان درگیریهای اخیر، خودِ امارات را هدف نگرفته است؛ هرچند پهپاد و موشک بهسوی بحرین، کویت، اردن، قطر، عمان و عربستان سعودی شلیک کرده است.
عبدالخالق عبدالله، استاد اماراتی، میگوید انتظار دارد آتشبس میان امارات و ایران تا زمانی که تهران مستقیماً این کشور کرانهٔ خلیج را هدف نگیرد، پایدار بماند.
او میگوید: «هیچکس نمیداند، چون وضعیت از سمت ایران کمی گیجکننده است و اعتمادی وجود ندارد. این آتشبس شکننده است، اما همین که دو ماه دوام آورده، دلگرمکننده است.»
یک مقام ارشد اماراتی میگوید تنشزدایی بخشی از مجموعهراهکارهایی است برای مدیریت رابطه با رقیبی بسیار بزرگتر، و همزمان آمادهسازی برای بدترین سناریوها.
این مقام میگوید: «توان بازدارندگی خود را تقویت میکنیم، دیپلماتیک عمل میکنیم و از قدرت اقتصادی خود هم بهره میگیریم. این حس هست که بحرانی را پشت سر گذاشتهایم و به توانمان برای غلبه بر آن باور داریم. اما همزمان فهمیدهایم که باید رویش کار کنیم؛ این خودبهخود اتفاق نمیافتد.»
به گفتهٔ افراد آگاه از اوضاع، شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیسجمهور امارات، مسئولیت کاهش تنش با ایران را به سه تن از برادران خود سپرده است:
شیخ منصور (یکی از معاونان رئیسجمهور)، شیخ عبدالله (وزیر امور خارجه) و شیخ طحنون (مشاور امنیت ملی) که از عملگراترین رهبران ابوظبی به شمار میرود.
نخستین نشانههای نزدیکی با تماس تلفنی میان شیخ منصور و محمدباقر قالیباف — از مقامات ارشد کشوری در دوران جنگ ایران و مذاکرهکنندهٔ اصلی با واشنگتن — یک هفته پس از آتشبس آمریکا و ایران آغاز شد. ماه گذشته، شیخ عبدالله نخستین تماس خود را از زمان جنگ با همتای ایرانیاش، عباس عراقچی، برقرار کرد.
عبدالله میگوید ایران آغازگر گفتوگو بوده است: «ایران آمد و گفت “بیایید حرف بزنیم” و وقتی دشمنت پیشنهاد گفتوگو میدهد، احمقانه است که ردش کنی. دلیل دوم [برای کاهش تنش] این بود که پس از همهٔ اینها فهمیدیم جنگ قرار نیست مشکلی را حل کند – نه به رژیم پایان میدهد و نه سپاه پاسداران ایران را شکست میدهد.»
امارات از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، ایران را تهدیدی دانسته و رابطهاش با تهران همواره در نوسان بوده میان موضع تندروانهٔ ابوظبی و جایگاه دیرینهٔ دبیِ تجاریمحور بهعنوان مرکزی حیاتی برای تجارت با ایران.
شیخ محمد (معروف به MBZ) دو دهه است نسبت به تهدید زرادخانهٔ عظیم پهپادها و موشکهای ایران هشدار داده و برای آن آماده میشد. با این حال، امارات همچنان از شدت حمله غافلگیر شد.
به گفتهٔ دیپلماتها و تحلیلگران، MBZ در خفا امیدوار بود جنگ، رژیم اسلامی و توان نظامیاش را بهشدت تضعیف کند. اما او و همتایانش در کشورهای شورای همکاری خلیجفارس همچنین میدانستند اگر ترامپ جنگ را با رژیمی تضعیفشده اما شکستنخورده پایان دهد، خودشان باید آوارها را جمع کنند. بیم آن بود که با دشمنی زخمی اما پرخاشگرتر در همسایگی خود تنها بمانند.
امیل هوکایم از مؤسسهٔ بینالمللی مطالعات استراتژیک میگوید: «امارات خود را در موقعیت دشواری مییابد: کنترل بسیار کمی بر روندهایی دارد که بهشدت بر امنیت و رفاهش تأثیر میگذارند. آنها میدانند تأثیر بلندمدت این ماجرا چشمگیر خواهد بود و بهسرعت میکوشند سرمایهگذاران، بازرگانان، اپراتورها و دیگران را مطمئن سازند.»

پیوندهای بازرگانی با ایران برای اقتصاد دبی که خانهٔ چند صد هزار ایرانی است، اهمیت زیادی دارد. رهبران امارات همچنین امیدوارند وابستگی خود تهران به این کشور کرانهٔ خلیج برای بخش بزرگی از واردات و صادراتش، به ایران انگیزه دهد رابطهای مبتنی بر دادوستد (نه پیوند عمیق) را حفظ کند.
امارات هرگونه انتقال مالی به ایران را رد کرده است. اما مقامهای اماراتی میگویند اگر جنگ برای همیشه پایان یابد و تحریمهای آمریکا و بینالمللی لغو شوند، تمایل برای سرمایهگذاری در ایران – بهویژه در انرژی، بنادر و لجستیک – وجود دارد.
یک مقام دبی میگوید: «ایران جمعیت زیادی دارد، بازار مصرف بزرگی است و قطعاً برای دبی بهعنوان مرکز تجارت و بازصادرات، سود کلانی دارد. از نظر بازگشت به رابطهای عادی، برای ما بسیار مهم است.»
یک بازرگان اماراتی که نگران افزایش قیمتها در امارات است، میافزاید: «نمیتوانیم ایران را نادیده بگیریم.» او میگوید: «اگر بگویید بهخاطر اتفاقاتی که میافتد باید تجارت با ایران را متوقف کنم و شریک دیگری بیابم، غیرممکن نیست اما آسان هم نیست. بسیاری کالاها را میتوانم جایگزین کنم، اما یک جعبه گوجهفرنگی به قیمت پنج درهم فقط از ایران میآید.»
با وجود تنشزدایی، امارات همچنان به ایران بیاعتماد است و همزمان میکوشد همکاری دفاعی خود با اسرائیل و آمریکا را عمیقتر کند.
امارات پس از عادیسازی روابط با اسرائیل پنج سال پیش، به نزدیکترین متحد منطقهای این کشور بدل شده است. این پیوند در هفتههای نخست جنگ، وقتی اسرائیل سامانهٔ پدافند هوایی گنبد آهنین و سامانهٔ پیشرفتهٔ لیزری «تیغهٔ آهنین» را به یاری امارات فرستاد، ثمر داد.
در ماههای پس از آن، سفارت اسرائیل در ابوظبی دو برابر شده و به یکی از بزرگترین مأموریتهای دیپلماتیک این کشور بدل شده است. اسرائیل اکنون در پی گسترش همکاریهای دوجانبه از فناوری و هوش مصنوعی گرفته تا بنادر خشک، تأسیسات ذخیرهسازی و دفاع است.
یک مقام اسرائیلی میگوید: «شرکتهای دفاعی اسرائیلی در امارات فعالاند و بهطور دائم اینجا مستقرند. برخی پیش از جنگ هم فعالیت میکردند، اما اکنون بسیار گستردهتر شده و همهٔ جنبهها را دربرمیگیرد.»
در سالهای اخیر، رابطه با دولت تندروی بنیامین نتانیاهو، بهویژه در جریان جنگ اسرائیل در غزه پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، با تنش همراه بوده است. برخی اماراتیها در نهان نتانیاهو را بهخاطر کشاندن منطقه به درگیری سرزنش میکنند و نگرانند اقدامات دولت او برای امارات شرمآور باشد. با این حال، ابوظبی تأکید دارد که عادیسازی روابط با اسرائیل – نتیجهٔ توافقهای ابراهیم با میانجیگری ترامپ – در راستای منافع راهبردی امارات است.
اکثریت قریببهاتفاق موشکها و پهپادهای ایران را پدافند هوایی امارات رهگیری کرد، که سامانههای آمریکایی، اسرائیلی، کرهجنوبی و اوکراینی و نیز پشتیبانی جنگندههای بریتانیا و فرانسه تقویتش کرده بودند.
یک مقام اماراتی میافزاید جنگ باعث شده «نقش آمریکا در منطقه ضروریتر از پیش شود، نه کمتر». این ماه، دولت ترامپ امارات را بهخاطر آنچه «نقش کلیدی در پیشبرد منافع آمریکا» در طول جنگ خواند، پاداش داد و دسترسی این کشور را به تجهیزات نظامی آمریکا و تراشههایی که برای جاهطلبیاش در رهبری جهانی هوش مصنوعی حیاتیاند، آسانتر کرد.
یک مقام غربی میگوید از دید ابوظبی، آمریکا و اسرائیل در صدر فهرست دوستانی هستند که به یاریاش آمدند. او میافزاید هرچند برخی اماراتیها جنگ را نتیجهٔ «رئیسجمهور دیوانهٔ آمریکا و اسرائیل در تلاش برای متلاشیکردن منطقه» میبینند، اما «وقتی زیر فشار قرار میگیرند، [ابوظبی] نگاه میکند ببیند چه کسی کنارشان ایستاده است.»
با تبدیلشدن این درگیری به منطقهای خاکستری – نه جنگ تمامعیار و نه صلح – واژهٔ کلیدی در امارات «تابآوری» شده است.
ابوظبی نهتنها در پی تقویت توان نظامی خویش است، بلکه میخواهد آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی را نیز برطرف کند. مقامها دربارهٔ زیرزمینیکردن هم خطوط لولهٔ نفت (منبع اصلی ثروت کنونی امارات) و هم مراکز داده (پشتوانهٔ برنامههای آیندهاش برای بدلشدن به قطب جهانی هوش مصنوعی) گفتوگو میکنند.
مقام اماراتی میگوید: «هر کار حیاتیای که انجام دهیم، محافظت خواهد شد. یا با سامانههای پدافند هوایی محافظت میشود، یا چون به یک منبع واحد وابسته نیستیم، یا چون جایگزین خواهیم داشت.»
این کشور همچنین در پی مسیرهای تازه برای کاستن از وابستگیاش به تنگهٔ هرمز است و همزمان میکوشد امنیت غذایی خود را از جمله با گسترش تأسیسات ذخیرهسازی تقویت کند.
گروه لجستیک «دیپی ورلد» اعلام کرده در پی احداث دو پایانهٔ تازه در فجیره، در ساحل شرقی امارات، است تا وابستگیاش را به بندر پرچمدار جبلعلی بکاهد. این بندر بهسبب بستهشدن تنگهٔ هرمز از سوی ایران، تنها حدود ۱۰ درصد از ظرفیت خود کار کرده است.
شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) نیز ساخت خط لولهٔ تازهای را شتاب داده تا سال آینده ظرفیت صادرات نفتش به فجیره – یکی از هفت امارت تشکیلدهندهٔ امارات – را دو برابر کند.
یک مشاور مقیم دبی میگوید: «امارات به این سو رو کرده؛ این زمانِ دگرگونی الگوست – تابآوری بیشتر، زنجیرههای تأمین تازه، و توجه بیشتر به دفاع. همهٔ اینها اکنون بسیار بیشتر بحث میشود.» مشاور دیگری میگوید پیام یک مقام ارشد اماراتی این بوده: «اگر لازم باشد، به اقیانوس هند راه میبریم.»
به گفتهٔ بانکداران و اقتصاددانان، دبی که پیشینهٔ نادیدهگرفتن بدبینان را دارد، اکنون در جایگاه بهتری نسبت به دوران همهگیری کووید – که الگوی اقتصادی آن را آزمود – قرار دارد.
از سوی دیگر، ابوظبیِ نفتخیز، با داراییهای نزدیک به دو تریلیون دلار در صندوقهای سرمایهگذاری دولتی، پشتوانهای مالی دارد که کمتر کشوری با آن برابری میکند. یک بانکدار ارشد میگوید: «فشاری نیست و جهتگیری بسیار روشن است. جریان معاملات بههیچوجه متوقف نشد، در طول جنگ نیز پایدار بود – احتمالاً از روی عمد.»
بر پایهٔ گزارش آژانس بینالمللی انرژی، تولید نفت خام ادنوک ماه گذشته به رکورد ۴/۱ میلیون بشکه در روز رسید، چراکه این شرکت پس از خروج از اوپک (کارتل نفت به رهبری عربستان) در فروردین، در پی افزایش تولید خود بوده است.
با این حال، مشاور نخست بر چالش رهبران امارات تأکید میکند: «دبی و ابوظبی میتوانند هر کاری بخواهند بکنند، مشکل اینجاست که همهٔ این مسائل حلشدنی نیستند. تأسیسات انرژی چون در دریا قرار دارند در معرض خطرند و حتی اگر از فجیره صادرات کنید، باز هم در بردِ هدف قرار دارید.»
با وجود موفقیت امارات در رهگیری موشکها و پهپادهای ایران، حملات پیوستهٔ به زیرساختهای حیاتی انرژی و غیرنظامی، پایههای این کشور را لرزاند.
با بستهشدن تنگهٔ هرمز که عملاً مسیر اصلی تجارت امارات با جهان بیرون یعنی بندر جبلعلی را قطع کرد، کالاها با هواپیما یا از راه زمینی وارد شدند تا قفسههای فروشگاهها پر بماند.
اما بیشتر خطوط هوایی غربی هنوز به این قطب ترانزیتی که معمولاً یکی از شلوغترینهای جهان است، پرواز نمیکنند. اشغال هتلها با وجود تخفیفهای کلان، بهشدت کاسته شده. بیش از نیمدوجین هتل لوکس دبی، از جمله نامآورهایی چون برجالعرب و هتل آرمانی، برای بازسازی بسته شدهاند. شماری رستوران نیز درهای خود را بستهاند.
دبی رفتهرفته حس شلوغتری مییابد، اما همزمان با گرمای تابستان، ضربهٔ مضاعف ورود به فصل کمرونق گردشگری را نیز تجربه میکند.
یک بانکدار بینالمللی دیگر میگوید: «هر هفتهای که بیحادثه میگذرد، حالمان بهتر میشود، اما هنوز عادی نیست – گردشگری نیست. این خطر هست که چون پایانی منظم داشت، تصور غلطی پیش آید که فشاری نبوده. اما درآمد بهشدت کاست و سرمایه گریخت.»
ناتاشا سایدریس، بنیانگذار و مدیرعامل گروه تشاس که ۱۶ رستوران در امارات دارد، میگوید وقتی ناچار شد از کارکنانش بخواهد ۳۰ درصد از حقوقشان را کم کنند، گریست. کسبوکار رستوران پرچمدار این گروه در مرکز مالی دبی تا ۸۰ درصد افت کرد، اما در خرداد (ژوئن) رو به بهبود گذاشت.
او میگوید منوها بهسبب کمبود اقلامی چون ماهی سالمون اسکاتلندی و خورشتی بره، تنگتر شد و هزینهها هم بالا رفت.
سایدریس میگوید: «این بدتر از کووید بود، چون در کووید میدانستی برنامهات چیست. باید در بازهای مشخص تعطیل میکردی، که چانهزنی با مالکان را آسانتر میکرد. اما این لنگلنگانپیشرفتن خیلی بدتر است.»
با این حال او میگوید کسبوکار در حال بازگشت است و پیشبینی میکند تا پایان ۲۰۲۶، تجارت نسبت به سال پیش ثابت بماند و سال بعد بهبود یابد.
انتظار میرود آزمون اصلی در شهریور (سپتامبر) پیش آید. بازگشایی مدارس نشان خواهد داد چند تن از خارجیها بازگشتهاند، و کاستن از گرما نیز سنجهای خواهد بود برای توانایی امارات در جذب دوبارهٔ گردشگران.
یک تبعیدی بریتانیایی میگوید برخی آشنایانش برای فرزندانشان در مدارس بریتانیا جا رزرو کردهاند و تنها پس از تابستان تصمیم میگیرند بازگردند یا نه. با این حال، بانکداران میگویند همچنان تقاضا برای کوچ به دبی هست.
با این همه، تشدید اخیر تنشهای آمریکا و ایران، فضای نسبتاً خوشبینانهای را که در حال شکلگیری بود، کمرنگ کرد.
مدیر اجرایی اماراتی میگوید: «تا یک هفته پیش خوشبینی بیشتری بود، اما برخی توسعهدهندگان دوباره نگران شدهاند.» او در اشاره به برنامههای آیندهٔ امارات برای یافتن راه خود در جهان پساجنگ میافزاید: «دبی هیچ سنگی را بر زمین نمیگذارد. ایدههای بسیاری در دست بررسی است. اما تنها زمانی معنا دارند که درگیری پایان یافته باشد.»
منبع: فایننشال تایمز



