نگاهی به جنایات فرانسه در الجزایر؛ توحشی که از حافظه الجزایریها پاک نمیشود

تمام ابوالخیر – نون پست
ترجمه: رامین حسین آبادیان
درست در زمانی که فرانسه در کنار دیگر همپیمانان و متحدانش، رهایی یافتن از نازیهای آلمان ـ که ویرانکننده اروپا بودند ـ را جشن میگرفتند، نیروهای نظامی استعمارگر فرانسه که خود را پیروزِ جنگ جهانی دوم میدیدند، یکی از فجیعترین و شنیعترین جنایت قرن بیستم در الجزایر را مرتکب شدند. در واقع، فرانسه همان جنایتی را در الجزایر مرتکب شد که خود در جریان جنگ جهانی در اروپا با آن مواجه شده بود. این جنایت شنیع و هولناک علیه «کشورِ یک میلیون شهید» [الجزایر] رقم خورد. بر این اساس، به ضرس قاطع میتوان گفت که با مرگ «هیتلر» رهبر نازیها، عصر ارتکاب جنایات وحشیانه به پایان نرسید، چراکه استعمارگران فرانسه با جنایات خود و نیز توحشی که از خود در الجزایر نشان دادند، ثابت کردند که میتوانند مسیر «هیتلر» را ادامه دهند. هر سال، زمانی که سالروز ارتکاب این جنایت فرا میرسد، چهره واقعی فرانسه یک بار دیگر برای بسیاری از افراد برملا میشود. فرانسه یک کشور اروپایی است که همواره به خود به عنوان خاستگاه حقوق بشر افتخار کرده است. امروز ما از جنایتی سخن میگوییم که در روز ۸ ماه مِی اتفاق افتاد و به دنبال آن «سهشنبه سیاه» رقم خورد. این روز یک روز بسیار دردناک برای تمامی الجزایریها است اما در عین حال، موجب شکلگیری یک انگیزه بسیار قوی در مردم الجزایر برای رهایی یافتن از استعمار بیگانه و قدم نهادن در میدان جنگ استقلالخواهی، شد.
شعارهای استقلالطلبانه
در روز ۸ ماه مِی سال ۱۹۴۵ فرانسویها همراه با دیگر متحدان و همپیمانان خود پیروزیشان بر نازیها در جریان جنگ جهانی دوم را جشن گرفتند. درست در همین زمان بود که سلسله تظاهراتهایی در الجزایر آغاز شد که شرکتکنندگان در آن ضمن بالا بردن پرچم فرانسه، شعارهایی را در تأیید پیروزی این کشور و متحدانش سر دادند. پس از شعارهای مذکور، فریادهای «زنده باد الجزایرِ مستقل» شنیده شد و برای اولین بار، تظاهراتکنندگان، پرچم الجزایر را نیز در کنار پرچم فرانسه بالا بردند. اینجا بود که سردمداران و رهبران استعمار فرانسه سراسیمه و خیلی زود دستور دادند تا هرچه سریعتر پرچمهای الجزایر پایین آورده شوند. جوان الجزایری به نام «بوزید سعال» حاضر نشد پرچم کشورش را پائین بیاورد. جوانان دیگر نیز به همین ترتیب حاضر به پذیرش زورگویی و رویکرد قلدرمآبانه استعمارگران نشدند. بنابراین، درگیریهای شدیدی میان تظاهراتکنندگان و نیروهای نظامی فرانسه شکل گرفت. نیروهای فرانسوی به روی «بوزید سعال» آتش گشودند و او را به قتل رساندند. پس از ارتکاب این قتل، نوعی ترس و وحشت در صفوف تظاهراتکنندگان حاکم شد. این آغاز جنایات بزرگ فرانسویها در الجزایر بود. «سعال» یکی از سمبلهای الجزایریها است، زیرا اولین جوانی بود که در روز ۸ ماه مِی سال ۱۹۴۵ به ضرب گلوله نظامیان فرانسوی به شهادت رسید. این جوان الجزایری در سال ۱۹۱۹ در روستای «الزایری» در شهر «سطیف» متولد شد و در همان روستا به فراگیری علوم قرآنی پرداخت. اولین شهید کشور الجزایر درحالی که تنها ۱۵ سال داشت، پدرش فوت کرد و مجبور شد به همراه خانوادهاش، محل سکونت خود را تغییر دهد. او برای تأمین هزینههای خود و خانواده در یک رستوران مشغول به کار شد. «بوزید سعال» سپس به انجمن پیشاهنگان اسلامی الجزایر ملحق شد.
سلسله تظاهراتهای گسترده مردم الجزایر علیه استعمارگران فرانسوی به تدریج به شهرها و مناطق حومهای آنها سرایت پیدا کرد. ازجمله این مناطق میتوان به «قالمه»، «خراطه» و «عنابه» اشاره کرد. در این میان، دولت وابسته به ژنرال «دو گل» عملا راهکاری جز سرکوب و قلع و قمع بیرحمانه معترضان الجزایری را در مقابل خود نمیدید. از همین روی، استعمارگران فرانسه در بسیاری از مناطق الجزایر «حکومتِ نظامی» اعلام کردند. آنها همچنین قانون منع آمد و شد را به صورت کاملا سختگیرانه اجرایی ساختند. فرانسویها در عین حال، به منظور جلوگیری از گستردهتر شدن دامنه اعتراضات مردمی، تدابیر مختلفی را اتخاذ کردند. به عنوان نمونه، شماری از رهبران جنبش ملی در الجزایر توسط استعمارگران بازداشت شدند. از سوی دیگر، تعدادی از اعضای انجمن پیشاهنگان اسلامی توسط استعمارگران اعدام شدند. ژنرال «دو گل» حتی آن دسته از غیرنظامیانی را که نسبت به مشارکت یا عدم مشارکتشان در اعتراضات مردمی مشکوک بود، اعدام میکرد. افزون بر این، فرانسویها تنها به ظن اینکه تعدادی از روستاهای الجزایر به مأوایی برای استقلالطلبان تبدیل شده بودند، آنها را هدف حملات هوایی قرار دادند و با خاک یکسان کردند. گزارشها حاکی از آن است که فرانسویها در این روستاها جنایات متعددی را علیه زنان، کودکان و کهنسالان انجام دادند. سلسله جنایات متعدد فرانسویها علیه مردم الجزایر ادامه پیدا کرد و استعمارگران بر نقض فاحش حقوق بشر در این کشور اصرار ورزیدند. به عنوان نمونه اشغالگران فرانسوی، مردم هر محله را در یک مکان جمع میکردند و آنها را به وسیله بنزین به آتش میکشیدند.
افزون بر این، فرانسویها افراد کهنسال را از هواپیماها و هلیکوپترهای خود به پائین پرتاب میکردند. جنایتکاران حتی به اجساد افراد کشتهشده هم رحم نمیکردند و این اجساد را در کنار پیادهروها قرار میدادند تا درس عبرتی برای دیگر شهروندان الجزایری بشوند. باید به این نکته نیز اشاره شود که زنان باردار الجزایری نیز از جنایات نظامیان استعمارگر فرانسوی در امان نماندند. فرانسویها در جریان جنایتی که انجام دادند، ۴۴ روستا را در طول تنها ۱۵ روز به طور کامل ویران کردند. آنها صدها تَن از زنان، کودکان و کهنسالان را در حملات هوایی گسترده به خاک و خون کشیدند. آنها با همین روش ۴۵ هزار نفر از شهروندان الجزایری را به قتل رساندند. البته در برخی از گزارشها، شمار قربانیان این جنایتِ استعمارگران ۷۰ هزار نفر برآورد شده است. این درحالی است که بیش از ۵۰۰۰ شهروند الجزایری نیز توسط استعمارگران بازداشت شدند. بازداشتها حتی تا چند ماه پس از ارتکاب جنایت هولناک مذکور نیز ادامه پیدا کردند. پس از آن، دادگاههای وابسته به استعمارگران در ماه اکتبر سال ۱۹۴۵ هزاران حکم اعدام صادر کردند.
آغاز رهایی و آزادی
علیرغم اینکه حجم جنایت و کشتار فرانسویها در الجزایر بسیار بالاتر از حدّ تصور بود اما این جنایت، انگیزه بزرگی را برای حرکت به سمت جلو در صفوف الجزایریها ایجاد کرد. بنابراین، آنها تصمیم گرفتند تا برای دستیابی به استقلالشان وارد میدان نبرد و مبارزه شوند. الجزایریها تصمیم خود را گرفته بودند. آنها حاضر بودند در مسیر آزادی از استعمار فرانسه صدها هزار شهید تقدیم کنند. این درست همان اتفاقی بود که در عرصه عمل رخ داد. بسیاری از مورخان معتقدند که جنایت و کشتار روز ۸ مِی سال ۱۹۴۵ در واقع نقطه آغاز مسیر استقلال الجزایر از فرانسه بود. در نتیجه این کشتار دستهجمعی بود که یک نسل جدید در الجزایر شکل گرفت؛ نسلی که اسطوره «تمدن آزادیبخش فرانسه» را رد میکرد. این همان مسألهای است که دکتر «علی الصلابی» در کتاب خود تحت عنوان «مبارزه ملت الجزایر» بدان اشاره کرده و درباره آن سخن گفته است. در همین راستا، دکتر «علی الصلابی» در کتاب خود آورده است: «یکی از نتایج مثبت جنایت هولناک استعمارگران فرانسه این بود که پس از این جنایت، مردم الجزایر به این باور رسیدند که تنها و تنها از طریق سلاح است که میتوانند هدف بزرگ خود یعنی آزادی از استعمار را محقق سازند. از همین روی، دعوت به مبارزه مسلحانه در برابر اشغالگران فرانسه گسترش یافت. پس از جنگ جهانی دوم نیز جوانان الجزایری از مبارزه مسلحانه با فرانسویها استقبال فراوانی به عمل آوردند». «الصلابی» همچنین در کتاب خود عنوان کرده است: «جنایتی که استعمارگران در ماه مِی سال ۱۹۴۵ مرتکب شدند، موجب شد الجزایریها به این نتیجه برسند که استقلال و آزادی، موهبتی نیست که به آنها هدیه شود، بلکه موهبتی است که آنها خود برای به دست آوردنش باید بجگند و مبارزه کنند. به همیندلیل، حوادث ماه مِی به موتور محرّک انقلاب الجزایر تبدیل شدند؛ انقلابی که از اواسط دهه ۵۰ آغاز شد و در سال ۱۹۶۲ توانست به اهداف خود در آزاد ساختن الجزایر از بند استعمار دست پیدا کند».
جنایاتی که هیچگاه به رسمیت شناخته نشدند
علیرغم گذشته سالیان متعدد، الجزایریها تا به امروز همچنان تلاش میکنند فرانسه را وادار سازند تا جنایات استعماری خود را به رسمیت بشناسند. تاریخ فرانسه سرشار از جنایت، کشتار و روزهای سیاه است. در سال ۲۰۰۵ بود که سفیر فرانسه در الجزایر رسما به جنایات استعماریِ پاریس اذعان کرد و از آن به عنوان «فاجعهای نابخشودنی» یاد کرد. درست در همین سال، «ژان مارک تودچینی» سیاستمدار فرانسوی در مراسم بزرگداشت قربانیان الجزایری حاضر شد و تاج گلی را بر روی بنای یادبود «بوزید سعال» جوان الجزایری قرار داد. با تمامی اینها، فرانسه تا به امروز از به رسمیت شناختن جنایات خود در الجزایر خودداری کرده است. «عبدالمجید تبون» رئیسجمهور الجزایر در سال ۲۰۲۰ با همتای فرانسوی خود یعنی «امانوئل ماکرون» توافق کرد تا شماری از کارشناسان و متخصصان زبده در زمینه «تاریخ استعمار فرانسه در الجزایر» به بررسی اتفاقات آن دوران بپردازند، اما «ماکرون» نیز همچون پیشینیان خود در نهایت نه جنایتهای فرانسه را به رسمیت شناخت و نه به خاطر ارتکاب آنها عذرخواهی کرد. ناظران تحولات سیاسی و بینالمللی معتقدند که عدم عذرخواهی «امانوئل ماکرون» رئیسجمهور فرانسه در رابطه با جنایات استعماری فرانسه در الجزایر، ناشی از وجود نوعی ترس و واهمه در او است. در واقع، رئیسجمهور فرانسه معتقد است اگر بخاطر آن جنایتها از الجزایر عذرخواهی کند، احتمال اینکه درخواستی از سوی مقامات آن برای جبران خساراتهای مالی این کشور ارائه شود، زیاد است. «ماکرون» همچنین این واهمه را دارد که دیگر کشورهای آفریقایی که پیشتر مستعمره آن بودند، اقدام مشابهی را انجام دهند. در نهایت، باید گفت که فرانسه چه به جنایات و کشتارهای خود علیه غیرنظامیان الجزایر اذعان کند و چه اذعان نکند، این جنایتها مشمول مرور زمان نخواهند شد و همواره بیش از گذشته در ذهن و فکر ملت الجزایر باقی میمانند، زیرا حقیقت با گذر زمان از بین نمیرود. افزون بر این، همانطور که جنایات ۸ مِی سال ۱۹۴۵ نقطه آغاز مسیر آزادی و استقلال بود، بزرگداشت سالروز آن نیز تأکیدی بر تداوم مسیر استقلالخواهی الجزایریها در برابر تلاشهای متولیانِ «استعمار نرم» است؛ استعماری که فرانسه و دیگر قدرتهای متحدش، آن را در پیش گرفتهاند.