تحلیل مسائل روز

چرا مصر از به‌نتیجه‌نرسیدن مذاکرات آمریکا-ایران نگران است؟

دکتر احمد قندیل رئیس واحد روابط بین‌الملل مرکز الاهرام:

همه مذاکرات یکسان نیستند؛ مذاکراتی وجود دارد که صرفاً به حل اختلاف میان دو کشور می‌پردازد و آثار آن در مرزهای همان دو طرف متوقف می‌شود. اما مذاکرات دیگری هست که بازتاب آن فراتر از سالن‌های مذاکره می‌رود و به نقشه‌های نفوذ، توازن قوا، مسیرهای تجاری و محاسبات امنیت ملی کشورهایی می‌رسد که حتی پای میز گفتگو ننشسته‌اند. مذاکرات آمریکایی-ایرانی، بدون شک، از نوع دوم است.

شاید رایج‌ترین اشتباه در خوانش این پرونده، تقلیل آن به مسئله برنامه هسته‌ای ایران یا باز شدن تنگه هرمز باشد. درست است که این دو موضوع، برجسته‌ترین عنوان مذاکرات هستند، اما نه تنها موضوع آن، و شاید حتی مهم‌ترین موضوع آن هم نباشند. مسئله واقعی این است که چگونه تعادل قوا در خلیج فارس بازسازی خواهد شد؟ چگونه نفوذ آمریکا در خاورمیانه دوباره توزیع خواهد شد؟ و قواعد جدید حاکم بر امنیت آبراه‌هایی که شریان‌های اقتصاد جهانی از آن‌ها عبور می‌کنند، چه خواهند بود؟

از اینجا داستان مصر آغاز می‌شود. مصر به خلیج فارس به عنوان منطقه‌ای دور از خود نگاه نمی‌کند، همان‌طور که تنگه هرمز را نقطه‌ای جغرافیایی خارج از مرزهای خود نمی‌بیند. جغرافیای سیاسی مدرن دیگر با مسافت سنجیده نمی‌شود، بلکه با جریان‌های تجارت و انرژی سنجیده می‌شود. آنچه در هرمز رخ می‌دهد، در سواحل آن متوقف نمی‌شود، بلکه تأثیرش تا باب‌المندب، سپس به کانال سوئز و از آنجا به کل اقتصاد مصر گسترش می‌یابد.

به همین دلیل، قاهره نه تنها از احتمال شعله‌ور شدن دوباره رویارویی نظامی میان ایالات متحده و ایران بیم دارد، بلکه پیش از آن از زنجیره پیامدهایی که معمولاً با یک ضربه محدود آغاز می‌شود و به سرعت به بحران گسترده تبدیل می‌گردد، نگران است. یک تأسیسات نفتی هدف قرار می‌گیرد، یا یک نفت‌کش از حرکت باز می‌ایستد، یا یک شرکت بیمه نرخ بیمه را افزایش می‌دهد، یا یک شرکت کشتیرانی مسیر خود را تغییر می‌دهد، و سپس جهان خود را در برابر واقعیت اقتصادی جدیدی می‌بیند، بدون آنکه جنگی رسماً اعلام شده باشد.

بحران دریای سرخ در دو سال گذشته، نمونه واضحی از این واقعیت ارائه داد. تجارت جهانی متوقف نشد، اما مسیر خود را تغییر داد. کانال سوئز بسته نشد، اما بخش مهمی از عبور و مرور خود را از دست داد؛ زیرا اعتماد به امنیت این کریدور دریایی مورد تردید قرار گرفت. در دنیای تجارت بین‌المللی، اغلب نبود اعتماد تأثیرگذارتر از خود خطر است. و اینجا مسئله فراتر از عوارض عبور می‌رود. کانال سوئز صرفاً منبع ارز خارجی نیست، بلکه محور یک پروژه اقتصادی و استراتژیک یکپارچه است که شامل منطقه اقتصادی کانال، خط لوله سومید، و شبکه گسترده‌ای از پروژه‌های انرژی پاک و خدمات لجستیکی می‌شود. و همه این‌ها بر یک فرضیه واحد استوار است: اینکه مسیر میان شرق و غرب، امن و پایدار باقی خواهد ماند. بنابراین، هرگونه تعلل یا شکست در مذاکرات آمریکایی-ایرانی، برای مصر به معنای احتمال بازتولید محیطی منطقه‌ای پرآشوب است که کل این پروژه را تضعیف می‌کند.

اما بعد دیگری هم هست که اهمیت کمتری ندارد. مذاکرات جاری فقط به ایران مربوط نمی‌شود، بلکه به خود ایالات متحده نیز مربوط است. واشنگتن سالهاست که به دنبال کاهش بار تعهدات خود در خاورمیانه و هدایت مجدد وزن استراتژیک خود به سمت آسیا است، جایی که رقابت بزرگ با چین جریان دارد. اگر واشنگتن بتواند بحران با ایران را مهار کند، این امر به آن فضای بیشتری برای اجرای این تغییر جهت می‌دهد. اما اگر شکست بخورد، خاورمیانه بار دیگر ممکن است توجه و منابع آمریکایی را به خود مشغول کند.

در مقابل، چین نیز خود را در این مسیر ذی‌نفع می‌بیند، نه فقط از منظر سیاسی، بلکه از منظر اقتصادی نیز. چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت خلیج فارس است، یکی از بزرگ‌ترین ذی‌نفعان ثبات مسیر کانال سوئز، و صاحب سرمایه‌گذاری‌های رو به رشدی در منطقه اقتصادی کانال در چارچوب ابتکار کمربند و راه. بنابراین، ثبات خلیج فارس به منافع مشترکی میان قاهره و پکن تبدیل می‌شود، همان‌طور که به منافع کل اقتصاد جهانی نیز تبدیل شده است.

با این حال، مصر به خوبی می‌داند که هر توافقی که منافع کشورهای منطقه را در نظر نگیرد، توافقی پایدار نخواهد بود. صلحی که بر پایه نادیده گرفتن توازن‌های منطقه‌ای بنا شود، صلحی موقتی خواهد ماند. اما ثبات واقعی تنها زمانی محقق می‌شود که همه طرف‌ها احساس کنند منافع اساسی‌شان در نظر گرفته شده است. به همین دلیل، موضع مصر که توسط رئیس‌جمهور عبدالفتاح السیسی بیان شد، هم از ادامه مذاکرات حمایت کرد و هم از ایده گفتگوی منطقه‌ای، احترام به حاکمیت کشورها، تضمین آزادی و جلوگیری از تبدیل آبراه‌ها به ابزار فشار یا میدان تسویه حساب‌ها.

از این منظر می‌توان تحرک دیپلماتیک مصر در دوره اخیر را درک کرد؛ چه از طریق تماس‌های دوجانبه و چه از طریق نشست‌های منطقه‌ای. این تحرکات بخشی از سیاستی است که هدف آن حفاظت از امنیت دریایی است، که یکی از مهم‌ترین ابعاد امنیت ملی مصر شده است.

در نهایت، سؤال واقعی این نیست که چرا مصر از تعلل در مذاکرات آمریکایی-ایرانی هراس دارد، بلکه این است که چرا نباید از آن هراس داشته باشد؟ کشوری که در قلب مهم‌ترین کریدور دریایی جهان قرار دارد، نمی‌تواند امنیت خلیج فارس را امری دور از خود ببیند، و نمی‌تواند ثبات دریای سرخ را مسئله‌ای مربوط به دیگران بداند. به‌ویژه پس از آنکه کانال سوئز در قلب یک سیستم اقتصادی یکپارچه قرار گرفته است که شامل منطقه اقتصادی کانال، خط لوله سومید، و پروژه‌های انرژی و خدمات لجستیکی می‌شود؛ پروژه‌هایی که دولت مصر برای تحقق چشم‌انداز توسعه‌اش بر آن‌ها حساب کرده است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا