شمال آفریقاعربستانکشور شناختیمن

معادلات حاکم بر دریای سرخ؛ بازیگران و اهداف

دریای سرخ به عنوان نقطه تلاقی سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا یکی از نقاط راهبردی مهم به حساب می‌آید. با توجه به اهمیت این منطقه و حضور کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، شناخت معادلات حاکم بر این دریا و آینده آن دارای اهمیت است.

عماد اصلانی مناره بازاری

اندیشکده راهبردی تبیین – در دیدگاه بسیاری از کارشناسان جغرافیای سیاسی و اقتصاد انرژی خلیج فارس، تنگه باب المندب و دریای سرخ به عنوان یک مسیر حیاتی برای انتقال انرژی و نیرو در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به حساب می‌آید، دراین میان اما دریای سرخ به عنوان یکی از شاهراه‌های اصلی حمل و نقل بین‌المللی نقشی گسترده در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند. صبغه‌ی اسلامی کشورهای حاشیه این دریا باعث شده است تا مدت‌ها امنیت این شاهراه مهم و اساسی در دست مسلمانان باشد اما با وجود اینکه اکثر کشورهای ساحلی این دریا مسلمان‌اند و حفظ امنیت این دریا و کنترل بر آن برای کشورهای اسلامی حیاتی است و می‌تواند نقش این کشورها را در جامعه جهانی افزایش ‌دهد، اما ما شاهد حضور بازیگران بیگانه و بعضاً با اهدافی بر ضد کشورهای منطقه در این دریا هستیم که امنیت کشورهای اسلامی را تهدید می‌کنند و حضور آنها زمینه‌ساز بحران‌های بزرگی در منطقه است که به شکل‌گیری محورهای متفاوت با اهداف مختلف انجامیده است.

این موضوع باعث شده است  تا دریای سرخ منطقه‌ای متراکم از پایگاه‌های نظامی و اقتصادی شود و کشورهای فرامنطقه‌ای نیز با استفاده از فقر و فساد کشورهای حاشیه‌ای این دریا توانسته‌اند نقش پررنگی در مباحث امنیتی و اقتصادی دریای سرخ بازی ‌کنند. ما در این نوشتار سعی داریم تا با واکاوی نقش کشورهای مختلف که به ایجاد محورهای متفاوت با اهداف مختلف در دریای سرخ دست یازیدند بپردازیم و با پاسخ به این سؤال که معادلات حاکم بر دریای سرخ چیست، نگاهی به آینده‌های محتمل در این دریا بیندازیم و به نگاه کاربردی از این منطقه به سناریو‌های محتمل این منطقه بپردازیم.

۱-دلایل اهمیت دریای سرخ

ما اگر بخواهیم دلایل اهمیت دریای سرخ را مورد بررسی قرار دهیم باید به موقعیت جغرافیایی، ترانزیت کالا و انرژی اشاره کنیم که این دریا را از اهمیت ویژه‌ای برخوردار کرده است.

۱-۱-موقعیت جغرافیایی

دریای سرخ، خلیجی از اقیانوس هند محسوب می‌شود که حد فاصل بین شبه‌جزیره عربستان و شمال شرقی قارهٔ آفریقا قرار گرفته است؛ تنگه باب المندب آن را به خلیج عدن و اقیانوس هند پیوند می‌دهد و کانال سوئز ـ‌در شمال ـ آن را به دریای مدیترانه وصل می‌کند. همسایگان این دریا را، کشورهای؛ عربستان سعودی، یمن، جیبوتی، اتیوپی، سودان، مصر، فلسطین اشغالی و اردن تشکیل می‌دهند. این دریا، حد فاصل میان دو قاره؛ آسیا و آفریقا است[۲]. با توجه به موقعیت استراتژیکی این منطقه از منظر جغرافیایی، اهمیت دریای سرخ خود به سه بخش، تنگه باب المندب، دریای سرخ و کانال سؤئز قابل تقسیم بندی است.

از نظر جغرافیایی باب المندب دومین تنگه مهم جهان پس از کانال سوئز به شمار می آید، زیرا نقطه ارتباطی بین دریای سرخ و مدیترانه است به اضافه اینکه جنوب غرب آسیا را به شرق آفریقا  و اروپا متصل می کند. همچنین باب المندب گذرگاه آبی استراتژیک است که دریای سرخ را به خلیج عدن و بحر العرب متصل می کند و مرزهای آبی آن بین سه کشور یمن، اریتره و جبیوتی مشترک است.عرض این تنگه حدود ۳۰ کیلومتر است که از «رأس منهالی» در یمن شروع شده و تا «رأس سیان» در جیبوتی امتداد می یابد و جزیره پریم (میون) متعلق به یمن این تنگه را به دو کانال شرقی و غربی تقسیم می‌کند. کانال شرقی به «باب اسکندر» معروف است که عرض آن سه کیلومتربوده و عمق آن به ۳۰ متر می رسد.اما کانال غربی به نام «دقه المایون» معروف است و عرض آن ۲۵ کیلومتر و عمق آن ۳۱۰ متر است. در نزدیکی ساحل آفریقا مجموعه جزایر کوچکی قرار دارد که هفت برادران (الاشقاء السبعه) نامیده می شوند[۳]. کانال سوئز نیز که توسط انسان حفر شده است در مرکز‌ ارتباطات‌ و مواصلات بـین المللی دریایی قرار گرفته‌ است و مناطق نفت‌خیز غرب آسیا و خاور نزدیک را به اروپای غربی‌ و آمریکا‌ متصل می‌کند[۴]. وجود دو تنگه ذکر شده در شمال و جنوب دریای سرخ باعث شده تا این گذرگاه دریایی از اهمیت بسیاری در زمینه‌های اقتصادی و نظامی بر خوردار شود.

۲-۱-ترانزیت کالا و انرژِی

منطقه دریای سرخ از نظر ترانزیت کالا و انرژی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و مهمترین دلیل توجه کشورهای مختلف به این شاهراه نیز در همین مسئله نهفته است. بر اساس آمار موجود حدود پنج تا شش درصد تولید نفت جهان و به عبارت دیگر حدود چهار میلیون تن نفت هر روز از تنگه باب المندب به سمت کانال سوئز و از آنجا به سایر نقاط جهان عبور می کند. بر اساس ارزیابی های اداره اطلاعات انرژی آمریکا در سال ۲۰۱۳، مقدار نفتی که روزانه از این تنگه عبور کرد، حدود سه میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه بود که این رقم معادل شش درصد تجارت نفت جهانی به شمار می آید.

از سوی دیگر نیز سالانه حدود ۲۱ هزار کشتی حامل انواع کالاها از باب المندب عبور می کند. با توجه به اهمیت منطقه دریای سرخ در تجارت جهانی و حمل و نقل نفت، کشورهای فرامنطقه‌ای نیز تلاش کردند این تنگه را گرچه به طور نیابتی در اختیار خود داشته باشند و رفت و آمد آن را نیز تحت کنترل در آورند. در راستای تحقق این اهداف به ساخت پایگاههایی نظامی در این مسیر استراتژیک اقدام کردند که نمونه آن پایگاه نظامی جیبوتی، موگادیشو، سواکن، تیران و… است که در این منطقه قرار دارد و اهمیت این منطقه را دو چندان کرده است[۵].

۲-محورهای موجود بر دریای سرخ

دریای سرخ به دلیل موقعیت مهم و راهبردی که دارد به کانونی برای تأثیرگذاری کشورهای فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. از این منظر ما شاهد مرزبندی و ائتلاف‌های راهبردی در این دریا هستیم. سه محور مهم و عمده در این محور عبارتند از محورهای عبری- ائتلاف عربستانی، اخوانی و محور غربی، که هریک در عین داشتن منافع مشترک از دیدگاه‌های متفاوتی نیز پیروی می‌کنند.

۱-۲-محور عبری-ائتلاف عربستانی

محور عبری- عربستانی را می‌توان به عنوان قدیمی‌ترین محور این منطقه مورد شناسایی قرار داد. این محور از کشورهای عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی، مصر، دولت مستعفی یمن و امارات متحده عربی (که با تسخیر جنوب یمن وارد این محور شده) تشکیل شده است. از منظر خط مرزی این محور دارای طولانی‌ترین خط مرزی در دریای سرخ است که از غرب این دریا و مرزهای مصر آغاز می‌شود و با گذشتن از مرزهای فلسطین اشغالی در خلیج عقبه، عربستان تا جنوب یمن و تنگه باب المندب امتداد دارد. این محور از دیرباز بر جهان عرب و جهان اسلام تأثیر فراوانی داشته است به‌گونه‌ای که کانون بحران‌های بسیاری مانند یمن و فلسطین بوده است. با توجه به روابط راهبردی میان رژیم صهیونیستی و عربستان، انسجام این محور بیشتر از قبل شده است.

۲-۲-محور اخوانی

محور اخوانی از چهار کشور ترکیه، سودان، قطر و سومالی(این کشور در حوزه جغرافیایی دریای سرخ نیست اما با توجه به نزدیکی این کشور به باب المندب، مسامحتاً آن را در این محور ذکر می‌کنیم) تشکیل شده است. این محور بعد از محور عربی- عبری دارای بیشترین طول مرزی در غرب دریای سرخ است که وجود بنادر سواکن و پورت سودان که به ترکیه و قطر اجاره داده شده و پایگاه نظامی ترکیه در سومالی که در حال حاضر ۲۰۰نظامی را در خود جای داده، بر اهمیت این محور افزوده است.

۳-۲-محور غربی

محور غربی در دریای سرخ شامل آمریکا و کشورهای اروپایی (۸کشور اروپایی آلمان، بلژیک، اسپانیا، فرانسه، یونان، هلند، انگلیس و سوئد) است[۶].پایگاه اصلی کشورهای اروپایی و آمریکا در جیبوتی است و آمریکا به طور خاص در بحران یمن توانست جزیره بزرگ حنیش یمن را در اختیار بگیرد و از آنجا به عنوان پایگاه اصلی خود استفاده کند[۷].

۳-اهداف و راهبردها

سه محور تأثیرگذار در دریای سرخ دارای اهداف متفاوتی هستند که بررسی اهداف هر یکی از محورها به طور جداگانه مقاله‌ای جدا می‌طلبد، اما مهمترین اهداف این سه محور در حوزه‌های امنیتی- نظامی و اقتصادی قرار دارد. ما برای درک اهمیت این اهداف از نگاه محورها باید به بحران‌های مهم این منطقه نگاهی کوتاه و گذرا بیندازیم تا به درک درستی از اهداف و راهبردها در منطقه دریای سرخ برسیم.

منطقه دریای سرخ، از دیرباز عرصه تنش هایی میان کشورهای بومی این منطقه و کشورهای استعمارگر بوده است که این موضوع باعث شده تا امنیت این منطقه همواره مورد خدشه واقع شود. پدیده دزدی دریایی در سواحل سومالی، افزایش خطرات تروریسم، حفظ جریان آزاد تجارت و پیامدهای ناشی ازجنگ یمن  از مهمترین دلایلی است که این سه محور سعی دارند در این منطقه تأثیرگذار باشند. از این منظر وضعیت امنیتی این منطقه، دخالت های بین المللی را از طریق استقرار نیرو اقتضا کرده وباعث شده است که بحران ها با منافع و راه کارهای منطقه ای وخارجی با هم تداخل پیدا کند. حفظ امنیت در این منطقه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این منظر ما شاهد تراکم نیروها و پایگاه‌های نظامی در این منطقه هستیم. این تراکم باعث شده است تا کشورهای فرامنطقه‌ای در این منطقه به دنبال ایجاد پایگاه‌های نظامی باشند. در این میان کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز در تلاش برای ایجاد پایگاه‌های جدید در منطقه هستند.

مهمترین اهداف محورهای ذکر شده در این منطقه بر سه مسئله حفظ جریان آزاد تجارت، تأثیرگذاری بر روابط راهبردی معطوف بر دریای سرخ، مبارزه با دزدان دریایی  و جلوگیری از گسترش تروریسم است. علاوه بر موارد ذکر شده کشورهای بومی و حاشیه‌ای این دریا مانند عربستان، سودان و مصر گسترش طرح‌های اقتصادی را نیز در اهداف اولیه خود قرار داده اند. از این منظر راهبردهای اقتصادی مانند جذب توریسم و تبدیل جزایر کشورهای حاشیه این دریا به مناطق آزاد تجاری خود می تواند راهبردهایی برای افزایش توان اقتصادی به حساب آورده شود.

۴-آینده دریای سرخ در سایه رقابت‌ها

دریای سرخ دارای اهمیت راهبردی و مسائلی است که بخش قابل توجهی از آنها ناشی از رقابت میان محورهای ذکر شده است. این رقابت در میان محورهای عبری-ائتلاف عربستانی و محور اخوانی با پرچمداری ترکیه شدیدتر است. مهمترین مسائلی که می‌تواند در آینده این منطقه تأثیرگذار باشد را می‌توان در سه دسته راهبردی، امنیتی و زیست محیطی تقسیم بندی کرد. مسائل راهبردی که عامل تشدید آن در منطقه رقابت میان محور عبری- ائتلاف عربی(علی الخصوص مصر و عربستان) با محور اخوانی (مخصوصا قطر و ترکیه) است شامل بحران یمن و فلسطین اشغالی ، گسترش نفوذ قطر محاصره شده در خلیج فارس و پایگاه‌های نظامی ترکیه در منطقه دریای سرخ است. مسائل امنیتی در این منطقه به بحران‌هایی گفته می‌شود که لزوما بر مبنای رقابت میان محورها به وجود نیامده است اما با توجه به اهمیت این موضوع و تأثیرگذاری آن بر منافع مشترک محورها می‌تواند زمینه ساز ایجاد هم‌افزایی امنیتی میان محورها باشد. این بحران‌ها شامل، حضور دزدان دریایی در منطقه، بسته شدن تنگه باب المندب و جلوگیری از جریان آزاد تبادل اقتصادی باشد. سومین مساله، زیست محیطی است که مهمترین محور آن آب رودخانه نیل و بحران میان سودان و مصر به عنوان دو کشور مهم حوزه دریای سرخ می‌باشد.[۸]

آینده دریای سرخ در سایه رقابت‌های میان محورهای سه گانه و مسائل  ذکر شده،  با سه سناریو محتمل پیش رو است. برخورد نظامی  به صورت محدود و گسترده، هم افزایی امنیتی و گسترش روابط راهبردی سه سناریویی هستند که می‌توانند دریای سرخ را تحت شعاع قرار دهند. در این میان برخورد نظامی محدود در طول  دو دهه گذشته میان سودان و رژیم صهیونیستی اتفاق افتاده است. افزایش پایگاه‌های نظامی، گسترش بحران‌های منطقه‌ای و رقابت میان ترکیه و عربستان از یک سو و سودان و مصر از سوی دیگر باعث شد تا کارشناسان بسیاری خطر برخورد نظامی را از دو سناریوی دیگر محتمل‌تر بر شمارند. به گونه‌ای که عبدالباری عطوان معتقد است که حمایت ترکیه از اخوان المسلمین زمینه اصلی این جنگ افروزی است[۹] . البته سخنان السیسی، افزایش بازیگران فرامنطقه‌ای و منافع مشترک این سناریو را با تردید همراه شده است اگرچه منازعات در پرونده یمن و رود نیل، هم‌چنان جدی است. السیسی در این باره گفته است: « قاهره با برادران خود وارد جنگ نخواهد شد. هدف ما چیزی جز صلح و سازندگی نیست.»[۱۰]

سناریوی دوم، هم‌افزایی امنیتی است. هم افزایی امنیتی هم اکنون در بخش‌های اصلی منطقه دریای سرخ میان محورهای تاثیرگذار در این منطقه در حال شکل گیری است. محورهای سه گانه هر سه بر حفظ امنیت منطقه دریای سرخ هم عقیده‌اند و این یکی از موضوعاتی است که در دیدارهای رسمی  مقامات این منطقه مطرح می‌شود[۱۱]. امنیت انتقال انرژی برای همه مهم است و این امر می‌تواند مانع از تحقق سناریوی نخست شده و بر هم‌افزایی امنیتی میان بازیگران ذی‌نفوذ در دریای سرخ بیفزاید. اما واقعیت این است که این هم‌افزایی امنیتی درحوزه‌های مشخصی تعریف می‌شود و امکان تحقق سناریوی سوم یعنی گسترش روابط راهبردی میان محورهای حاضر در این منطقه، کمتر محتمل است. شکل‌گیری روابط راهبردی مستلزم اشتراک‌نظرهای امنیتی و حتی هویتی بیشتری است که چنین امری اکنون در این منطقه قابل مشاهده نیست.

جمع بندی

منطقه دریای سرخ، با توجه به اهمیتی که از جنبه‌های مختلف دارد، برای کشورهای بسیاری حائز اهمیت است و همین مبنایی برای حضور عینی آن‌ها در این منطقه شده است. بازیگران فرامنطقه‌ای، بازیگران منطقه‌ای غیرمجاور با دریای سرخ و در نهایت بازیگران مجاور این دریا، سه گروهی هستند که در پی تامین منافع خود در آن می‌باشند. بر این اساس می‌توان گفت که سه محور غربی، اخوانی و عبری-عربی (با محوریت عربستان) در این منطقه حضور داشته و مناسبات میان خود را بر اساس منافع و امنیت‌شان تنظیم می‌کنند. به نظر می‌رسد آن‌‌چه در این منطقه قابل رویت خواهد بود، هم‌افزایی امنیتی در مسائل خاص مانند امنیت انتقال انرژی و کالا از یک‌سو و حفظ رقابت‌های منطقه‌ای میان محورها است.[۱۲]


منابع:

[۱] کارشناس مسائل سیاسی

[۲] ماشااله ذراتی، منطقه دریای سرخ، صحنه تقابل ایران و اسرائیل، اندیشکده راهبردی تبیین، ۱۴ دی, ۱۳۹۱، قابل بازیابی در:

http://tabyincenter.ir/13059/

[۳] اهمیت راهبردی نظامی و اقتصادی تنگه باب‌المندب، خبرگزاری مشرق، ۱۸ مهر ۱۳۹۴، قابل بازیابی در:

https://www.mashreghnews.ir/news/479101/

[۴] اکرم عباسی، مطالعه ی تطبیقی دو گذرگاه ژئواستراتژیکی تنگه ی هرمز و کانال سوئز از دیدگاه جغرافیای سیاسی،  رشد آموزش جغرافیا  بهار ۱۳۸۵ – شماره ۷۴ (از صفحه ۵۶ تا ۶۱)، قابل بازیابی در:

http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/197800

[۵] فرزاد فرهادی، اهداف پنهان و آشکار آمریکا در یمن، خبرگزاری مهر، ۱۱ دی ۱۳۹۶، قابل بازیابی در:

https://www.mehrnews.com/news/4182665/

[۶] همان

[۷] رد پای جدید آمریکا در دریای سرخ، خبرگزاری ایسنا، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، قابل بازیابی در :

https://www.isna.ir/news/96021106407/

[۸] برای مطالعه بیشتر : حسن مرتضی، البحر الأحمر وسیناریوهات الاشتعال، یمن، خبرگزاری هدهد، ۲۰۱۸/۰۱/۱۴ قابل بازیابی در:

البحر الأحمر وسیناریوهات الاشتعال

[۹] عبدالرحمن عطوان، آیا به زودی شاهد جنگ منطقه ای بزرگ در دریای سرخ می شویم؟، پایگاه اینترنتی جماران، ۱۳۹۶/۱۰/۲۷،  قابل بازیابی در:

https://www.jamaran.ir/fa/tiny/news-839984

[۱۰] السیسی: مصر با سودان و اتیوپی وارد جنگ نخواهد شد، خبرگزاری مهر، ۲۵ دی ۱۳۹۶، قابل بازیابی در:

https://www.mehrnews.com/news/4200691/

[۱۱] دیدار نخست وزیر ترکیه با پادشاه عربستان در ریاض، خبرگزاری اناتولی، ۲۷٫۱۲٫۲۰۱۷، قابل بازیابی در:

http://aa.com.tr/fa/1016076

[۱۲] برای مطالعات بیشتر به مقالات ذیل مراجعه کنید:

عماد اصلانی مناره بازاری، افزایش پایگاه‌های نظامی ترکیه در آفریقا؛ اهداف و پیامدها، اندیشکده راهبردی تبیین، ۲۴ دی, ۱۳۹۶، قابل بازیابی در:

http://tabyincenter.ir/23460/

احمد بروایه،سودان و راهبرد منطقه‌ای عربستان، اندیشکده راهبردی تبیین، ۱۱ بهمن, ۱۳۹۵، قابل بازیابی در:

 http://tabyincenter.ir/16768/

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن