تجربه نگاریمکتب انقلاب

ارتباطات بین المللی ما دست سیاسی‌ها و امنیتی‌هاست/با هیچ جریانی از اهل سنت ارتباط جدی نداریم!

ما بعد از چهل سال با هیچ جریان اهل سنتی که دارای بدنه اجتماعی باشد ارتباط جدی و موثر نداریم، در این سال‌ها با برخی جریانات موثر جلسات پراکنده داشتیم اما به توافق و همکاری نرسیدیم. حتی با جریانات صوفی هم ارتباط جدی نداریم. دلیل این ناکامی هم این است که اساسا پروژه‌ای برای کار جدی با بدنه جهان اسلام نداریم.

به گزارش خبرنگار مهر نشست «موانع تحقق وحدت اسلامی در تجربه چهل ساله جمهوری اسلامی» با سخنرانی علیرضا کمیلی، کارشناس مسائل جهان اسلام، در دفتر مرکز راهبری ورثه الانبیاء در قم برگزار گردید.
وی در ابتدا به بیان ملاک‌ها و مبانی پرداخته و گفت: تا ملاک‌ها و مبانی مشخص نباشد نمی‌توانیم دست به قضاوت در مورد موفقیت و عدم موفقیت بزنیم. قبل از تبیین این مسئله یک بیس تحلیلی تاریخی برای شکل‌گیری انقلاب اسلامی باید داشته باشیم و همراه آن یک بیس ادعایی هم داریم. قبل از انقلاب اسلامی اسلام¬گرایی در جهان اسلام در حال رشد بود و انقلاب ایران با شعارهای اسلامی، توجه همه جهان اسلام را به طرف خودش جلب کرد. ضمن اینکه نگاه‌ها و شعارهای تمدنی هم توسط امام خمینی(ره) مطرح می‌شد و همین انتظارات از انقلاب اسلامی را خیلی زیاد کرد در حالی که واقعیت این بود که ظرفیت کنترلی و مدیریتی ما در آن دوره تاریخی خیلی هم زیاد نبود.

توان مدیریت ظرفیت عظیم اقبال به انقلاب اسلامی را نداشتیم!
در آن زمان گرایش به اسلام‌گرایی خیلی بالا بود و همین بستر را برای استقبال از انقلاب آماده کرده بود. شعار¬های امام هم خیلی جذاب بود و خیلی از فعالان جهان اسلام اعم از شیعه و سنی و حتی غیر مسلمان‌ها از اقصی نقاط دنیا (نه فقط همسایه‌ها) آمدند و به ما امید بستند، بزرگان اسلام‌گرایی بلافاصله بعد از انقلاب به ایران آمدند ولی ما توان مدیریت و نیروی انسانی که بتوانند از این ظرفیت ایجاد شده استفاده کند نداشتیم. ضمن اینکه در همان اول انقلاب ما درگیر جنگ شدیم و خیلی از ظرفیت‌ها از دست رفت.
بعد از جنگ فضاهای لیبرال و سنتی متحجر تقویت شد و در دهه دوم انقلاب هم افرادی در حوزه بین الملل بر سر کار آمدند که نگاه تمدن گرایانه نداشته و بشتر نگاه‌های فرقه‌گرایانه شیعی داشتند و به بین الملل به چشم پروژه تبلیغ تشیع نگاه می‌کردند.

انقلاب اسلامی جذابیت ایجاد می‌کرد، جریان متحجر سنتی استفاده می‌کرد!
در واقع بعد از انقلاب جذابیت‌ها برای انقلاب اسلامی است اما جریان متحجر سنتی ثمره آن را می‌برد و پروژه شیعه‌سازی خود را پیش می‌برد. زکزاکی را رسانه‌های ما تبدیل به بزرگترین شیعه ساز دنیا کردند، در حالی که تقریبی بود و به خاطر همین تقریبی بودن توانست انقدر آدم جذب کند! ایشان حتی اجازه ساخت مسجد مجزا برای شیعیان ندادند.
وقتی کسی مثل حسن شحاته که از افراطیون شیعه بود و به مقدسات اهل‌سنت توهین می‌کرد، مظلومانه کشته شد، چندین جلسه حتی از طرف بیوت مراجع برگزار شد اما در جنبش رابعه که چند روز بعد بود هزار نفر کشته شدند اما حتی یک بیانیه صادر نشد از طرف بزرگان. متاسفانه این فضای غالب ماست!

بعد از 40 سال با هیچ جریانی از اهل سنت ارتباط جدی نداریم!
دبیر اتحادیه امت واحده در تبیین خلاء فضای ارتباط جهان اسلامی امروز ایران گفت: ما بعد از چهل سال با هیچ جریان اهل سنتی که دارای بدنه اجتماعی باشد ارتباط جدی و موثر نداریم، در این سال‌ها با برخی جریانات موثر جلسات پراکنده داشتیم اما به توافق و همکاری نرسیدیم. حتی با جریانات صوفی هم ارتباط جدی نداریم. دلیل این ناکامی هم این است که اساسا پروژه‌ای برای کار جدی با بدنه جهان اسلام نداریم.
وی در بخش دیگر سخنانش به بیان مشکلات و موانع ایجاد وحدت اسلامی پرداخت؛ یکی از دلایل عدم تحقق وحدت اسلامی این بود که ما بعد از انقلاب خیلی تحت فشار بودیم و دشمن هم زیاد داشتیم و همین باعث شد فضای امنیتی در روابط بین الملل ما حاکم بشود. این نگاه تا اندازه‌ای درست بود ولی نباید تا ابد این نگاه باقی بماند. امروز متأسفانه ارتباطات بین الملل ما دست سیاسی‌ها و امنیتی‌ها هست و فضای ارتباط با بدنه مردمی و نخبگانی و فکری نداریم. ما هم که می‌خواهیم این ارتباط را ایجاد کنیم گاهی از طرف اینها دچار مشکل می‌شویم!

قدرت دشمن از ما بیشتر است
واقعا برخی مسائل دست ما نیست و قدرت دشمن از ما بیشتر است و تمرکز کردند روی تفاوت، هم تمرکز روی اختلافات عربی و فارسی و هم اختلافات شیعه و سنی! یکی دیگر از موانع بعد از جریان سوریه اتفاق افتاد، بعد از ماجرای سوریه ترجیح سنی سکولار برای آقایان بین الملل ما خیلی جدی شده است. بعد از انقلاب نگاه شک آلود از طرف کشورهای جهان اسلام به ما وجود داشت که آیا اینها ادامه صفویه هستند یا خیر؟! البته برخی قضایا همان اوایل انقلاب مثل قیام حماه در سوریه اتفاق افتاد که برخی دوستان ما در جهان اسلام با ما قطع ارتباط کردند اما حجم زیادی نگرفت ولی قضیه اخیر سوریه تیر خلاصی بود برای ما! فهم جهان اسلام از سوریه همان فهمی هست که ما از مصر داشتیم. ما در این فضا کنار سوریه ایستادیم بدون اینکه تبیین رسانه‌ای و بین المللی حتی برای دوستان خودمان از مواضعمان در سوریه داشته باشیم و تنها کسی که به این ماجرا توجه داشت مقام معظم رهبری بود.

هم ابزارهای ما اشتباه بود و هم رویکردها
مشکل بعدی این است که ابزاری که از ابتدای انقلاب تراشیده و طراحی شد ابزار غلطی بود. طراحی¬ها اشتباه بود و این ابزارها کار نمی‌کند. ما باید با بدنه‌های نخبگانی و مردمی ارتباط بگیریم و آنها را فعال کنیم. ما باید الان صد تا ان جی او داشتیم اما 3یا4 تا بیشتر نداریم. ان جی او ابزار ارتباط است! فلان وزیر برود و حرف بزند خوب است ولی ارتباط کف میدان که نمی‌تواند بگیرد. او با یک جوان نمی‌نشیند یک ساعت حرف بزند یا با یک استاد دانشگاه حرف بزند. ضمن اینکه در قضیه وحدت رویکرد¬ها هم اشتباه بود مثلا فکر می‌کنند مسئله با علما حل می¬شود علمایی که نه اثر دارند و نه بدنه اجتماعی!

عقلانیت در اسلام‌گرایان تقویت شده و این اتفاق مبارکی است
وی در بخش آخر سخنانش به بیان ظرفیت¬های ایجاد شده در فضای جهان اسلام پرداخت و گفت: اولا اینکه فضای عقلانیت در حال رشد است و اسلام گراها فرصت رسیدن به حکومت پیدا کردند هم در مصر هم در تونس هم در ترکیه. حضور اینها در حکومت و دیدن «امر مصلحت» -مصلحت‌سنجی کار آدم عاقل است – باعث شد فهمیدند نمی¬شود بزنی و بکوبی و بروی و خداحافظ! گاهی مصلحت چیز دیگری را اقتضا می¬کند و بودن در منصب حکومت این درک و فهم را ایجاب می‌کند. اصل همین فهمیدن را قبلا نداشتند و فضا فقط نهضتی و شبه انقلابی بود. البته وقتی به حکومت رفتند آفات و بی تجربگی‌های خودش را داشت ولی این حسن را هم داشت. مثلا امروزه دغدغه‌های نظری آنها تغییر کرده است. الان از علمای خودشان مثل عبد الفتاح مورو می گویند ما اشتباه کردیم به سمت مهندسی رفتیم و باید به سمت علوم انسانی می‌رفتیم. برخی اندیشه ها ضریب نداشته اما الان ضریب پیدا کرده است.

نگاه تمدنی در منطقه رو به پیشرفت است
تحولات منطقه و همین کشتارها خودش درس عبرت شد برای خیلی از اسلام‌گراها و فهمیدند وقتی ما با خودمان دعوا می‌کنیم تبعات منفی زیادی دارد. نگاه تمدنی رو به تقویت است.
تزویر سعودی و امارات و آمریکا روشن شده است. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. بصیرت‌ها بیشتر شده است. شاید توده‌های جهان اسلام به خاطر دیکتاتوری نتوانند حرف بزنند ولی هنوز دغدغه¬های زنده دارند و ارزش¬ها زنده است. این وضوح دشمنی دشمنان باعث شده که لازم نباشد ما برویم و بحث کنیم و بدیهیات را توضیح دهیم. جمهوری اسلامی توانسته هویت ضداستکباری و مقاومتی خودش را حفظ کند و بدیل هم نداریم. البته چون رسانه نداریم مواضع ما به گوش خیلی از اهل سنت نرسیده، و به همین خاطر برخی ما را با یاسر الحبیب یکی می‌دانند!

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن