اندیشمندان و چهره های فرهنگیترکیه و قفقازجریان شناسیکشور شناخت

سیری در اندیشه و عمل سیاسی نجم الدین اربکان

مبارزه ما اسلام است. غایت آمالمان نیز کسب رضای الهی است. هدف مان تحکم نظام حق است. آرزویمان سعادت تمام بشریت است. راهمان جهاد است. شیوه مان اقناع است. معتقدیم که تنها راه نجات بشریت اسلام است. اسلام نیز چیزی جز ساختاری الهی نیست. و از این روی کامل است بی آن که نقصان و کاستی ای در آن راه یابد. تلاش برای این مبارزه توفیقی است که نصیب هر کس نمی شود. خواه شب و روز در این راه تلاش کنید و خواه نسبت به آن بی تفاوت باشید در پیروزی نهایی این مبارزه تاثری نخواهید داشت و پیروزی نهایی از آن این مبارزه است اما انچه مهم است امتحانی است که ما در این مبارزه از خود پس می دهیم.

مسعود صدرمحمدی 

بی شک اربکان یکی از چهره های تأثیرگذار و کلیدی در تاریخ امت اسلامی است و از سوی دیگر بدون توجه و دقت در حیات و اندیشه سیاسی اربکان امکان شناخت و تحلیل ترکیه امروز امکان پذیر نیست. اربکان در دوره ای که اتحاد شوروی فروپاشیده بود و از سوی دیگر آمریکا و غرب در خاورمیانه خود را بی رقیب می دید به قدرت رسید. او پیشتر از این نیز در دوره ای که عرصه ترکیه فضای درگیری های شدید و مسلحانه و سیاسی گروه های چپ و راست بود وارد جریان سیاست شد و با تاسیس احزاب سیاسی مختلف در طول سالهای زندگی اش -که البته هر بار فعالیت آنها از سوی عناصر لائیک متوقف می شد- توانست حرفی نو و مردمی را در ترکیه ای که به دست اقلیت بوروکرات و نظامی بر خلاف خواسته اکثریت مردم اداره می شد ارائه نماید.
حیات سیاسی اربکان از دو حیث دارای اهمیت است: ۱) بینش او به سیاست و ۲) تاثیر این بینش در نوع سیاست ورزی او.
بینش اربکان به سیاست 
اربکان سیاست را یک “جهاد” میداند و هر نوع فعالیت سیاسی را به شرط آن که در راستای تحقق عزت ملل اسلامی و در نهایت رهایی تمام ملت های مستضعف فارغ از دین و وابستگی نژادی شان از مقوله جهاد به شمار می آورد.
مفهوم “جهاد” از کلید واژه های فهم حیات سیاسی و فکری اربکان است و این مفهوم به حدی حیات او را تحت تاثیر خود قرار داده بود که اگر چه اسلام گرایان ترکیه در محافل شخصی از او همواره با عنوان “استاد” (Hoca) یاد می کردند اما به هنگام تجمعات چند هزار نفری تنها شعاری که لایق اربکان بود عنوان “مجاهد” بود که یک صدا از سوی طرفدارانش به صدا در می آمد.
از منظر اربکان وظیفه بنیادین هر مسلمانی جهاد در نبرد تاریخی موجود میان حق و باطل است که از ابتدای تاریخ وجود داشته و تا انتهای آن نیز وجود خواهد داشت. جهاد به معنای تلاش با تمام وجود و قوا برای حاکم شدن حق در جامعه و وصول انسان ها به آرامش و حریت است بی آن که از قدرت های دنیوی هراسی به دل باشد. جهاد به معنای توجه به رسالتی است که هر مسلمان در برابر ملت خود، امت اسلام و تمام بشریت بر عهده دارد. هر مسلمان موظف به جهاد است تا روزی که حق تمام زمین را فراگیرد. انسانی که دست به جهاد نزند بی شک نخواهد توانست که از امتحان الاهی این جهان سربلند خارج شود.
در همین راستا و برای نیل به این غایت بزرگ است که سیاست در میدان توجه اربکان قرا می گیرد. از دیدگاه او کسی که بگوید سیاست به من ربطی ندارد در واقع می گوید که نیمی از قرآن به من ربطی ندارد. چرا که سیاست یکی از اوامر اصلی قرآن کریم و عبادتی عظیم است.
در دیدگاه اربکان برای رسیدن انسانیت به سعادت، برای حکومت حقیقت در برابر باطل، سود در برابر ضرر، عدل در برابر ظلم و زیبایی در برابر کژی مجبوریم که دست به مبارزه بزنیم. چرا که در غیر این صورت تبدیل به تماشاگرانی خواهیم بود که در مقابل چشمان ما حقوق مستضعیفن و فقرا پایمال می شود و ما هیچ کاری انجام نمی دهیم. در این صورت فرد مسلمان با سکوت در برابر ظلم به نوعی یاور و حامی ظالم می شود. اعدم اقدام به جهاد در واقع خسران دو سرای هستی است چرا که در این جهان در برابر ظالمان ذلیل خواهیم شد و در آن جهان در باربر خداوند روسیاه.
این نوع نگاه اربکان به سیاست در مقام نظر و مبانی تئوریک تاثیرات خاص خود را نیز در میدان عمل و اقدامات سیاسی او گذاشت. او مبانی فعالیت سیاسی را برای هر مسلمان در ۹ کلمه خلاصه میداند: ایمان، اخلاص، توکل، اتحاد، اخلاق حسنه، احسان،مشاورت، استقامت و اطاعت.
او در راستای همین دیدگاه جهاد محور به سیاست، کار تشکیلاتی و هماهنگی اقداماتی را تنها راه دست یابی به قدرت و تاثیر گذاری در حیات سیاسی مسلمانان و یا به عبارت دیگر نقش آفرینی در میدان جهاد می داند.
تاثیر این بینش در نوع سیاست ورزی اربکان 
همچنان که در بالا نیز اشاره شد اربکان با نگاهی که به سیاست داشت و نیز تعریفی که از میدان جهاد داشت توانست راهی را در برابر جریان اسلام گرایی در ترکیه ایجاد کند که می توانست تبدیل به راهی نمونه و اسوه برای جریانات اسلام گرا در سایر کشورهای مسلمان شود. او به جای آن که دست به سلاح ببرد، گروه های پارتیزانی و خرابکار تشکیل دهد و با نام جهاد اخلاق اسلامی را مورد چشم پوشی قرار دهد تا بتواند قدرت سیاسی را به دست بگیرد، راه انتخابات و قانون را اگرچه گاه در شزایطی ظالمانه و ناحق انجام گیرد انتخاب کرد. او از دهه ۷۰ تا آخرین روزهای زندگی اش بارها دست به تاسیس احزاب، گروه ها وانجمن های مختلف اسلامی و ملی زد و با وجود آن که هر بار این تشکیلات ها با اتهامات واهی و ظالمانه متوقف می شدند اما او با پشت کار و استقامتی مثال زدنی و شایسته یک مجاهد فعالیت خود را ادامه داد. او اثبات کرد که به جای ساختار شکنی و ناهنجاری می توان با فعالیت های سیاسی مداوم و خستگی ناپذیر تبدیل به یک اسطوره شد و از این راه توانست اقشار دیندار ترکیه را با مفهوم سیاست آشنا کرده و آشتی دهد.
او این روش را تنها راه موجود در برابر گروه های اسلام گرای سایر کشورها می دانست و معتقد بود که اگر بر دیکتاتورهای عربی از سوی گروه های اسلام گرا فشار وارد آید و قیامی اتفاق بیافتد نتیجه ای جز جنگ های داخلی در کشورهای اسلامی و متضرر شدن ملت های مسلمان و افزایش فشارها بر امت اسلامی به دست نخواهد آمد. از این رو اربکان همواره کادرسازی و کار تشکیلاتی به همراه ارائه گفتمان سیاسی و اجتماعی ملموس برای مردم را تنها راه نجات ملل اسلامی از دست دیکتاتورها و حکومت های وابسته به غرب می دانست.
با توجه به همین اندیشه مقابله با هر نوع اقدام ساختارشکنانه بود که او در سال ۱۹۸۲ با تصمیم گروه اخوان المسلمین سوریه که قصد آماده شدن برای اقدام مسلحانه و جهاد علیه حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه را داشتند به شدت مخالفت می ورزد و تنها نفع بر این حادثه را امپریالیزم معرفی می کند. بی شک اگر بصیرت و فراست مجاهدانه اربکان در خنثی کردن طرح اخوان المسلمین برای اقدام علیه حافظ اسد نبود شاید جنگ های داخلی و بحران عجیبی که منطقه خاورمیانه امروز با آن دست به گریبان شده است ۳۰ سال پیش تیغ بر رگ حیات امت اسلامی نشانده بود.
از دیگر جلوه های تاثیر نگاه مجاهدانه به سیاست نوع اخلاق سیاسی اربکان در صحنه داخلی ترکیه است. او بی شک پرتبسم ترین سیاستمدار تاریخ ترکیه است و در دوره فعالیت سیاسی نیم قرنی خود چنان سماحت و سعه صدری از خود نشان داد که حتی مخالفان سیاسی و ایدئولوژیک خود را نیز به کرنش و تعظیم در برابر اخلاق خود واداشت. او در برابر سیل انتقادات و اتهامات و حتی زخم زبان هایی که از سوی طریقت ها و گروه های دینی مختلف نسبت به او انجام می شد هیچ گاه انتقاد تندی بر زبان نیاورد و همواره طرفداران خود را به صبر و متانت دعوت کرد. او در برابر درخواست شاگردان و طرفدارانش برای دست زدن به اقدامات خیابانی در دفاع از کیان حزب از آنان میخواست تا به جنگل بروند و هر چه فریاد و خشم دارند در آنجا خالی کنند! چرا که میدان سیاست و اقدام سیاسی با خشم و داد و بیداد سازگار نیست. او چنان استقامتی داشت که پس از سخت ترین فشارهایی که او و دوستدارانش را مورد هدف قرار داده بود این فشارها و کارشکنی ها را تنها یک نقطه ویرگول در سیر حرکت خود به شمار می آورد و اگر متانت و فراست او در برابر ظلم هایی که بر او رفت نبود ترکیه بسیار پیشتر از این وضعیت امروز سوریه را به خود گرفته بود.
اگرچه اربکان در دوره پایانی عمر خود و در حالی که اگر یار و یاوری داشت می توانست بار دیگر صحنه سیاست ترکیه و امت اسلامی را متحول کند مورد خیانت و بی وفایی شاگردانش – که به قول او دانه های انگوری که تبدیل به شراب شدند- قرار گرفت اما نشان داد که راه نجات امت اسلامی و جهان بشری تنها در سیاست ورزی مجاهدانه با در نظر داشتن تمام الزامات و اقتضائات آن ممکن است. او اثبات کرد که می توان سیاستمدار بود و پاکباخته و پاکدل ماند.
مرحوم اربکان برای اقدام در راستای اتحاد اسلامی با هدف ایجاد یک هسته برای این هدف خود گروه D8 را تاسیس کرد. در واقع ۸ کشور اسلامی که در داخل این گروه به عنوان هسته های اصلی آنچه در آینده تبدیل به اتحادیه ای اسلامی می شد قرار داشتند همگی دارای شرایط اقتصادی و جمعیتی مناسبی برای این هدف بودند.
از دیدگاه اربکان برای ایجاد نظامی حقیقت محور و عادلانه در جهان در برابر نظم کنونی جهانی که بر اساس تصمیمات صهیونیست ها در کنفرانس یالتا ایجاد شده است تاسیس ۵ نهاد در درون جهان اسلام ضروری است:
1. سازمان ملل متحد اسلامی
2. بازار مشترک اسلامی
3. سازمان مشترک دفاع اسلامی
4. اتحادیه آموزش و فرهنگ اسلامی
5. واحد پول مشترک اسلامی
اربکان با یادآوری تجربیات چند ده ساله خود در عرصه همکاری های اروپا با جهان اسلام معتقد بود که اروپا جهان اسلام را تنها در سطح یک تولید کننده محصولات کشاورزی و میوه می داند و حاضر به قبول کشورهای اسلامی به عنوان یک توان فنی و علمی در جهان نیست. او منافع ترکیه را نیز که سالهاست در برابر در اتحادیه اروپا به انتظار نشسته است را نه در عضویت اتحادیه اروپا که ایجاد اتحادیه ای اسلامی با مشارکت کشورهای توانمند جهان اسلام میدانست. وی با اشاره به آروزی افراد مسلمان برای عضویت در یک اتحادیه مسیحی و نوع نگاه حقارت آمیز صلیبیان به جهان اسلام به دلیل تفوق صنعتی آنها این آزمندی مسلمانان به عضویت در اتحادیه اروپا را ناشی از شکست در برابر نفسانیت خود دانسته ایجاد بازار مشترک اسلامی برای مدیریت عرضه و تقاضا در جهان اسلام و مبارزه با هگمکونی اقتصادی پولی صهیونیزم بر جهان می دانست.
اربکان معتقد بود که صهیونیزم تمساحی است که آمریکا آرواره بالایی و اتحادیه اروپا آرواره پایینی آن را تشکیل میدهد. در مغز این تمساح متفکران صهیونیست قرار دارند و بدن آن دلالان و همکاران آسیایی و غیر آسیایی آنها است. جهان مسیحی سعی دارد تا به اهدافی که با جنگ های صلیبی دست نیافته است یعنی تحت حاکمیت و تجزیه در آوردن جهان اسلام از طریق اتحادیه اروپا و سازمان های مالی به انجام برساند.
این نوع نگاه اربکان به مناسبان جهان غرب با جهان اسلام علاوه بر جهان بینی مبتنی بر اسلام و کفر او ناشی از تجربیات شخصی او در دوره ها مختلف اقامتش در اروپا داشت. اربکان در حالی که در دوره دانشجویی و اوایل فعالیت های علمی خود به عنوان چهره ای برجسته و قابل تقدیر در جامعه علمی آلمان شناخته شده بود توانست برخی از پشت پرده های اندیشه های حقیقی غربی در مورد جهان اسلام را فهم کند.
وی در کتاب مانیفست فکری خود با یاد آوری خاطره ای مربوط به دوران جوانی و دانشجویی خود در آلمان چهره حقیقی جهان امپریالیستی را آشکار می کند.
این خاطره به اختصار به این شرح است:
من به عنوان دستیار پروفسور اشمیت که معروفترین متخصص و نفر اول مساله موتور سازی در آلمان بود مشغول فعالیت بودم. روزی اشمیت با دادن دعوت نامه ای به من گفت که به همایشی محرمانه دعوت شده است اما به دلایلی نمی تواند در آن حضور یابد و از من خواست تا در آن همایش شرکت کنم.
من شب به محل همایش مراجعه کردم با در دست داشتن دعوت نامه توانستم که وارد سالن همایش که تحت تدابیر امنیتی و کنترل شدید بود وارد شوم و به جای پروفسور اشمیت در جای او بنشینم. موضوع همایش که افراد سرشناس بسیاری زا رده های مختلف علمی، اداری، سیاسی و اقتصادی در آن حضور داشتند بر اساس دعوتنامه «بررسی وضعیت امروز عربستان» بود. اما دکتر مولر رئیس کل شرکت نفتی ESSO به عنوان سخنران آغاز کننده همایش گفت:
«اگرچه شماها را با عنوان دعوت به همایشی با عنوان «بررسی وضعیت امروز عربستان» دعوت کرده ام اما این عنوان به دلیل محرمانه بودن موضوع اصلی همایش انتخاب شده است. هدف اصلی همایش از این قرار است که ما با همکاری دوستان آمریکایی در منطقه دمام عربستان توانسته ایم عظیم ترین منابع نفتی جهان را کشف کنیم. من به تازگی از این منطقه بازگشته ام. ما در این جلسه که مهمترین افراد اروپا از مهمترین شهرهای آن جمع شده اند می خواهیم با شما در مورد این که چگونه می توان از این منابع نفتی به نفع خودمان بهره برداری کنیم مشورت بگیریم. برای همین پس از ارائه اطلاعاتی کوتاه در مورد وضعیت این ثروت از شما خواهم خواست تا توصیه هایتان را به ما منتقل کنید.»
اربکان ادامه میدهد: آن زمان منابع نفتی عربستان بزرگترین منابعی بود که به تازگی کشف شده بود و 20 درصد از منابع کل نفت جهان را تشکیل میداد. اروپایی ها از همین روزهای نخست تصمیم گرفته بودند تا برای آن منابع فکری بکنند. دکتر مولر در ادامه سخنان خود اطلاعاتی عجیب و غریب در مورد اسلام ارائه داد و در ادامه جلسه حاضران در جلسه چنان پیشنهادهای غیر انسانی ای برای بیرون کردن منابع نفتی مسلمانان از دست آنان دادند که آن آن روز سخت ترین روز حیاتم برای تحت کنترل گرفتن خودم بود. اما همان شب نامه ای 40 صفحه ای برای دوستانم در ترکیه نوشتم و آنان را از آن چه که در آن جلسه گذشته بود مطلع کردم.
اربکان بر اساس قرائتی جهادی که از اسلام داشت اسلام را دین خوش بینی و تسامح می دانست اما در عین حال هر دو نوع قرائت خشونت آمیز و قرائت متساهلانه از اسلام با نام اعتدال را انحراف از مبانی اسلامی ارزیابی می کرد. او معتقد بود که چیزی به نام اسلام معتدل وجود ندارد و اسلام اسلام است با تمام مختصات ذاتی آن.
او اسلام و مسائل جهان اسلام را مساله ای فرا مذهبی تلقی می کرد و تمام تلاش خود را هموراه برای ایجاد هماهنگی و ملاقات میان مسئولان دولت یو مذهبی مدپذاهب مختلف اسلامی انجام میداد. او در دوره نخست وزیری خود برای تاکید بر نظریه اتحادیه بزرگ اسلامی اش و تاکید بر نگاه فرامدهبی اش به امور نخستین سفر رسمی اش را بر خلاف تمام نخست وزیرهای تاریخ ترکیه که به آمریکا سفر می کردند به ایران سفر کرد.
او فارغ از این که مردی به شدت مذهبی و متدین در مذهب حنفی بود ایران و انقلاب اسلامی ایران را جنبشی که ناشی از قیام جبهه حق علیه باطل در تاریخ بشر است ارزیابی کرده و کمک به ایران را وظیفه حق طلبانه خود میدانست.
این نوشته را با ترجمه صفحه پایانی کتاب «مبارزه من» را که خود او چند هفته پیش از وفاتش به عنوان مانیفست فکری و اعتقادی اش منتشر کرده است به پایان میبریم:
مبارزه ما اسلام است. غایت آمالمان نیز کسب رضای الهی است. هدف مان تحکم نظام حق است. آرزویمان سعادت تمام بشریت است. راهمان جهاد است. شیوه مان اقناع است. معتقدیم که تنها راه نجات بشریت اسلام است. اسلام نیز چیزی جز ساختاری الهی نیست. و از این روی کامل است بی آن که نقصان و کاستی ای در آن راه یابد. تلاش برای این مبارزه توفیقی است که نصیب هر کس نمی شود. خواه شب و روز در این راه تلاش کنید و خواه نسبت به آن بی تفاوت باشید در پیروزی نهایی این مبارزه تاثری نخواهید داشت و پیروزی نهایی از آن این مبارزه است اما انچه مهم است امتحانی است که ما در این مبارزه از خود پس می دهیم.
منبع: مجله الکترونیکی اخوت
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن