جامعه شناسی کشورهای اسلامیشمال آفریقاکشور شناخت

گزارش آماری جامع از نگاه به زنان در مصر؛ تصویر زن مصری در ذهن مردم مصر

إبراهیم هلال – الجزیره

ترجمه: سیدرضا حسینی

دوم ژوئیه 2020 حسابی با نام «بلغ عن احمد بسام زکی assaultpolice@» از سوی جمعی از دختران ناشناس دراینستاگرام ایجاد شد که حاوی دهها گواهی علیه جوانی 20 ساله بود که دانشجوی دانشگاه آمریکایی قاهره بود. آنها مدعی انواع تعرض جنسی از سوی این جوان نسبت به خودشان شدند. دادسرای عمومی قرار بازداشت این شخص را تا اتمام تحقیقات صادر کرد. یک هفته پس از آن دولت مصر، قانون محرمانگی اطلاعات قربانیان آزار جنسی را تصویب کرد.

و این مساله به موضوع روز افکار عمومی در شبکه های اجتماعی تبدیل شد که پر از مباحثی در خصوص آزار و اذیت زنان مصری و مطالبه تعقیب متهمان و مجرمان از سوی حاکمیت بود؛ متهمان و مجرمانی که خیابانها مملو از این افراد است تا جایی که طبق گزارش 2016 موسسه تامسون رویترز، قاهره در جایگاه خطرناک ترین شهر جهان برای زنان قرار گرفته است که کشته شدن، ربوده شدن و محروم شدن زنان شرکت کننده در اعتراضات 2011 از مهمترین عوامل آن بوده است. این موسسه همچنین قاهره را حائز پایین ترین رتبه – حتی پایین تر از دهلی نو و کراچی – در تدابیر حمایتی از حقوق زنان دانسته است.

بنابراین به نظر میرسد موضوع فراتر از یک مسأله فردی است که مردان مجرم یا وسوسه شده علیه زنان انجام داده باشند. بلکه مسأله به بررسی عمیق دیدگاه جامعه مصر به زن را می طلبد: شاخصه ها، ویژگی ها، حقوق، جایگاه و نقش آن ها. برای فهم این دیدگاه باید از پژوهشهای آماری و تحلیل های اجتماعی بهره بگیریم. اولین قدم برقراری عدالت فهم روشن از صورت مساله است. پس میپرسیم: جامعه مصر چه دیدگاهی به زن دارد؟

با وجود داستانها و ماجراهایی که ده ها دختر جوان در شبکه های اجتماعی درباره احمد بسام زکی روایت کرده اند باید توجه داشت که شبکه های اجتماعی واقعیت جامعه را منعکس نمیکند یا واقعیت را درباره دایره محدودی از جامعه نشان میدهد نه واقعیت ده ها میلیون فردی که فارغ از اختلاف طبقاتی، سطح تحصیلات، جغرافیا و فرهنگ در کنار هم زندگی میکنند.

بنابراین برای فهم این واقعیت پیچیده دست به دامن مطالعات آماری جامعی که توسط مرکز ملی پژوهشهای اجتماعی و جنایی انجام شده و در سال2018 در قاهره منتشر شده است شدیم. این مطالعه بر پایه پاسخهای 3000 شهروند مصری (1500زن و 1500 مرد) در سنین 18-55 سال، از ساکنان محدوده بین شهر و حاشیه شهر، به نحوی که خصوصیات اجتماعی هر دو را در بر بگیرد انجام شده است.

این شاملیت را در پرسش از مساله حقوق زنان به روشنی می توان دید. زیرا موافقان با حقوق سیاسی زنان مانند اشتغال، تصدی سمت ریاست جمهوری یا نخست وزیری در بین زنان و مردان اندک هستند که بیانگر عقب ماندگی سیاسی مصر است. درحالی که موافقت با حقوق شرعی مربوط به امور جاری زندگی و خانواده (مانند مهریه، ارث، ازدواج و طلاق) بالا است.  مردان با اغلب حقوقی که به قدرت اجتماعی زن مربوط میشود موافقت کمتری دارند و حقوقی مانند حق تحصیل، کار و امور سیاسی زنان نه تنها از طرف مردان که از طرف خود زنان هم چندان پذیرفته نیست. اما در قضیه آزار جنسی 46 درصد مردان معتقدند که زن ها عامل این آزار جنسی هستند اما تنها 28 درصد زنان عامل آزار جنسی را رفتار زنان میدانند.

این داده ها نشان میدهد که مساله حقوق زن به دیدگاه جامعه نسبت به این مساله ارتباط دارد. چهره زن در ذهن جامعه مصری مبتنی بر پیش‌فرض‌های ذهنی جامعه مصر از زن است. سبک و کلیشه ذهنی از زن در جامعه مصری متاثر از آداب، رسوم و فرهنگ رایج در آن است. همچنین روابط قدرت میان زن و مرد از نوع حکومت مثاثر می شود.

سبک در معنای لغوی یک تصویر ثابت است اما مدلول اجتماعی آن مجموعه ویژگیهای خودآگاه و ناخودآگاه یک جامعه است که با جوامع دیگر متفاوت است. ما بر اساس ویژگیهای جامعه مصر میتوانیم سبک زن مصری را بیان کنیم.

برای مثال از ویژگیهای زن مصری این است که عاطفی است به همین دلیل دوست دارد زیاد حرف بزند و این امر موجب مشاجره دائمی با مرد میشود. یا اینکه مردان معتقدند زنان معمولا درباره امور پیش و پا افتاده صحبت میکنند و توان تصمیمات مهم را ندارند. 48 درصد از زنان شخصیت قوی داشتن را برای زن مطلوب دانسته اند اما اکثر مردان آن را قبول نکرده اند.

این داده ها ویژگیهای عمومی زنان مصری را نشان میدهد که اختلاف بسیار روشنی در نگاه مردان و زنان در آن وجود دارد. این اختلافات بر محور «توزیع نقش و مسئولیت» در جامعه و سپس پیرامون توزیع روابط قدرت بین زن و مرد شکل گرفته اند. مردان تمایل به انحصار قدرت دارند و سعی میکنند برتری، استقلال، اعتماد به نفس و نقش رهبری خانواده را به دست بیاورند. از زنان نیز میخواهند که نقش مقابل آنها را بازی کند که بر محور همسرداری و تربیت فرزند استوار است. آنها به زنان صفاتی مانند لطافت، گرمی، درک مردان، فداکاری برای تربیت فرزند و مراقبت از خانواده را نسبت میدهند اما به دلیل برخی مسایل از اعطای نقش اجتماعی و فرهنگی به آنها امنتاع می ورزند. این همان چیزی است که داده های آماری زیر به خوبی آن را نشان می دهد:

داده های قبلی صفات خوب زن مصری را از دیدگاه جامعه مصر بیان کرد. 62 درصد مردان و 86.5 درصد زنان، موافق صفت «مسئولیت پذیر» برای زن مصری بوده اند. اما صفت «مدیریت» کمترین میزان موافقت مردان را داشته است. مردان با صفت «فداکار و مبارز» برای زن مصری نیز چندان موافق نبوده اند که همگی صفات اجتماعی و اقتصادی مصر هستند که عدالت اجتماعی در آن وجود ندارد. اما در صفت  «همسر وفادار» تقریبا نظر یکسانی بین زنان و مردان وجود دارد. (زنان 44 درصد و مردان 40 درصد)

یعنی بیش از نصف جامعه مصر معتقدند زن مصری وفادار نیست. البته این گزاره را نمیتوان از این داده ها استفاده کرد و این مساله نیاز به بررسی بیشتر دارد. به همین دلیل برای شناخت بهتر و واضح تر درباره صفات زن مصری، پاسخ دهندگان را بر اساس سطح تحصیلات دسته بندی می کنیم:

در این نمودار داده های آماری بر اساس میزان تحصیلات به چند دسته تقسیم شده اند. این نمودار نشان میدهد که پاسخها در همه گروهای تحصیلی بسیار نزدیک به هم است.

اما بیشترین درصد از صفات بد زنان مصری با 47.4 درصد به حسادت اختصاص دارد. پایین ترین آمار مربوط به کوتاهی در تربیت فرزند به میزان 14.7 درصد است. اما آیا صفات بد زنان مصری در نگاه افراد با تحصیلات مختلف یا روستایی و شهری بودن فرق دارد یا نه؟

نقشه های آماری سابق تفاوت سطوح تحصیلی پاسخگویان زن و مرد را نشان میدهد که بسیار نزدیک به هم هستند. تا حدودی با افزایش تحصیلات شاهد افزایش اظهار حسادت، ناراحتی(پریشانی) و لجبازی نسبت به زن مصری هستیم. اما آیا شهری و روستایی بودن از این نظر تفاوتی ایجاد میکند یا نه؟

داده ها نشان می دهد که دیدگاه ها به صفات بد زنان مصری در مناطق شهری و روستایی تفاوت زیادی ندارد. در حومه شهرها میزان ذکر صفات پرحرفی، لجبازی، حسادت و ناراحتی کمی بیشتر است. اما از 50 درصد فراتر نمیرود. اما در مناطق شهری بیشترین گزینه انتخابی مردان، پر حرفی و بیشترین گزینه انتخابی زنان حسادت بوده است.

وقتی از افراد درباره دلایلی که زنان را به لجاجت و ناراحتی سوق میدهد سئوال شد این پاسخ ها را دادند:

مردان دلیل اصلی ناراحتی و لجبازی زنان را «عدم رضایت از وضع خود»(63 درصد) و سپس «ناسازگاری زناشویی»(35درصد)، «تامین نشدن نیازهای زن»(31درصد) عنوان کرده اند. فاصله پاسخهای مردان در گزینه اول و دوم به قدری است که گویا یک گزینه بین آن دو جا افتاده است. اما گزینه های انتخابی زنان بسیار نزدیک به هم است. بیش از 55 درصد زنان سبب اصلی را «عدم رضایت از وضع خود» انتخاب کرده اند. پس از آن «بی توجهی» با 48 درصد، بدرفتاری با 40 درصد در رتبه های بعدی قرار گرفته اند و سپس نوبت به دلایل دیگر مانند بی حوصلگی، قانع نبودن به شوهر خود، تامین نشدن نیازها و ناسازگاری زناشویی می رسد. بنابراین ویژگی هایی که طرفین از هم میخواهند چیست؟

طبق نمودارهای آماری «تصویر کلیشه ای زن در جامعه مصر» در میان زن و مرد، بطور کلی ویژگی ها و دلایل دارای زمینه اجتماعی، عدم رضایت از حال خود و سنگینی بار معیشتی و سختی مسئولیت روشن شد. از همین جا ویژگی های مربوط به تصورات جامعه بعنوان یک کل و آنچه در ناخوداگاه آن از زن وجود دارد آشکار می شود. هر چند تفاوت آشکاری میان زن و مرد نسبت به روابط زن و مرد و به تبع تصویر ذهنی آنها از زن و نقشی که ایفا می کند، وجود دارد. به همین منظور لازم است جامعه مصر را با تمرکز ییشتری بررسی کنیم. مخصوصا در زمینه «نقش ها» و هر چه مربوط به کار و نقشی که زن در اجتماع ایفا میکند، باشد.

نقش ها و روابط قدرت زن مصری و کار

میخواهیم مفهوم «نقش» را بررسی کنیم که اشاره به «مجموعه رفتارهای مورد انتظار از فردی که یک جایگاه اجتماعی خاصی را اشغال کرده است» دارد. مفهوم نقش با دو بعد اساسی ارتباط دارد: 1-تقسیم کار و 2-مولفه های فرهنگی که در چارچوب آن، این نقش انجام می شود. مساله «کار زنان» بحث گسترده و پایان ناپذیری در میان مسائل مربوط به حقوق زن دارد. جامعه مصری چه نگاهی به مساله کار زنان دارد؟

داده ها نشان می دهد که موافقت مردان با اهمیت کار زنان در جامعه مصر بسیار کم است و از 19.5 درصد فراتر نمی رود. موافقت زنان با این مساله هم 45 درصد بوده است. بر اساس این آمار مساله کار در حیات اجتماعی زنان نزد 35 درصد مردان و 21 درصد از زنان مساله ای ثانوی محسوب میشود. 62 درصد مردان و 39 درصد زنان جایگاه طبیعی را در خانه میدانند. 37.8 درصد مردان معتقدند کار زنان معمولا در جهت اهتمام آنها به خانواده است. در عین حال 64درصد مردان و 71 درصد زنان معتقدند دادن فرصت شغلی به زن در اعتماد به نفس زنان اهمیت دارد.

با توجه به تقسیم کار در داده ها 64 درصد مردان و 53 درصد زنان معتقدند که زنان برای انجام همه مشاغل مناسب نیستند. 41 درصد مردان و 67 درصد زنان معتقدند زنان توان رقابت و چیره شدن بر مردان را در کارها دارند. این داده تصویر روشنی از نگاه جامعه مصر به مساله کار زنان به دست می دهد.

اما انگیزه های کار زنان چیست؟ آیا تنها نیاز مادی است؟ که 38 درصد مردان و 19 درصد زنان با آن موافق اند. یا انگیزه های دیگری هم هست که بر اساس میزان تحصیلات و گروه های سنی متفاوت است؟

داده های نشان می دهد مهم ترین انگیزه های کار زنان با توجه به جنسیت و گروه های سنی «مشارکت در تامین هزینه های خانواده» است. با این وجود در انگیزه های دیگر تفاوت آشکار میشود. مخصوصا انگیزه «خودباوری» که در گروه های سنی مردان جوان 57 درصد و مردان مسن 38 درصد موافق داشته است اما در بین زنان جوان 63 درصد و زنان مسن 37.5 درصد با این انگیزه موافق بوده اند. آیا سطح تحصیلات در انگیزه های کار و اشتغال زنان مؤثر است؟

با اینکه درصد نسبتا خوبی اهمیت کار زنان را درک میکنند اما کناره گیری از کار مساله تکراری در جامعه مصر است. مخصوصا در صورتی که کار موجب کوتاهی در امور منزل و فرزندان باشد. نمودار زیر دلایل کناره گیری زنان از کار را در محیط های شهری و روستایی مصر نشان میدهد:

نمودار نشان میدهد که دلیل کناره گیری از کار زنان در روستاها به میزان 54.4 درصد «اهمال در امور خانه و فرزندان» عنوان شده. این میزان در شهرها به 43 درصد کاهش یافته است. در میان پاسخ گویان شهری «منع شوهر از کار زوجه» دلیل چندان مهمی محسوب نشده است در حالی که این سبب همچنان در مناطق روستایی به قوت خود باقی است و نسبت آن 27/8درصد در شهر و50/4 درصد در روستا است. شاید علت اصلی این کثرت موافقت در شهر، مشارکت در تامین هزینه های خانواده باشد. ممانعت مردان از کار همسر نیز در شهرها بسیار کمتر از روستا است.

اما داده های پیشین نشان داد که یک سوم جامعه نمونه مردان معتقدند که کار در زندگی زنان یک مساله فرعی است. اما تنها 21/3 درصد زنان آن را قبول داشتند و 64 درصد مردان، زنان را برای هر شغلی مناسب نمیدانند و 53/3 درصد زنان هم با مردان هم نظر بودند. سئوال پیش می آید این است که کارهایی که متناسب زن نیست از نظر جامعه مصری چه کارهایی است؟ و کارهایی که زن برای انجام آن صلاحیت دارد کدام است؟

درصد  انتخاب های زن و مرد در روستاها درباره فرصت های شغلی نامناسب برای زنان به هم نزدیک است. مانند نجاری و لوله کشی و مکانیکی و کارهایی که نیاز به قدرت بدنی دارد. میزان مخالفت مردان شهری با کار زنان بسیار کمتر از مردان روستایی است و اختلاف زیادی از این جهت بین مردان و زنان شهری نیز وجود دارد؛ مخصوصا درباره شغلهایی مانند تصدی قضاوت(مردان38 درصد و زنان21/3 درصد) فعالیت سیاسی(مردان21/5 درصد و زنان8/9 درصد)، پست های مدیریتی (مردان 15/8 درصد و زنان 7/7درصد). نمودار بعدی شغلهایی را نشان می دهد که زنان در آنها بر مردان برتری دارند:

با اینکه بسیاری از پاسخ دهنده ها اذعان داشتند که زنان توانایی کار در حیطه های متعدد را دارند با این حال تصور آن ها از کارهایی که زنان در آن ها برتری دارند برگرفته از نگاه سنتی به کار زن بود. به گونه ای که بیشتر پاسخ دهنده ها اولین کاری که زن را در آن برتر و شایسته تر می دیدند کار در منزل بود. از نظر مردان پس از کار در منزل، به ترتیب پرستاری(48/6 درصد) پزشک اطفال (45/6 درصد) و سپس منشی گری، معلمی، خرید و فروش و کار در سازمان های غیردولتی قرار دارد.

اما از نظر زنان بعد از کار در منزل، معلمی با 51/5 درصد، پزشکی اطفال با 50/9 درصد، پرستاری با 50/6 و سپس منشی گری، خرید و فروش، سیاست و قضاوت انتخاب شده اند. در پایان هم از آنها سئوال شده است که آیا زن صلاحیت فعالیت سیاسی را دارد؟

این داده ها علت تفاوتی که میان زنان و مردان یافتیم را روشن میکند. تقریبا نیمی از آنها زن را برای فعالیت سیاسی مناسب می دانند و نیمی دیگر ورود زنان در این حوزه را رد می کنند. اما در بخش دلایل عدم پذیرش ورود زنان در سیاست معلوم میشود که این دلایل همان تصورات حاکم بر جامعه مصر است. چون تاثیرات سیاسی و اجتماعی دائما در صدر دلایل است. 74 درصد مردان و 65 درصد زنان نداشتن توان و دانش کافی سیاسی را بعنوان دلیل ذکر کرده اند. این امری است که می توان آن را به تمام جامعه مصر اعم از زن و مرد تعمیم داد. در آن صورت تاثیر روابط قدرت میان دو جنس، ذهنیت های پیشین از تقسیم نقش های زن  و مرد در جامعه، چهره زن الگو در جامعه مصری، همه و همه را بطور یک جا در این جمله می یابیم که «زن به سیاست نمی پردازد» و موجودی عاطفی است.

اگر تقسیم نقشها در مخیله جامعه مصری را جستجو کنیم این نقش ها در زندگی روز مره بین زن و مرد چگونه توزیع شده است؟

 ازدواج و طلاق، اطاعت و مجازات؛ کشف تصویر زندگی نزد مصریان

روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که یکی از مهم ترین مشکلات «کلیشه شدن» این است که نه تنها یک گروه یا طبقه را در حد یک تصویر ذهنی سطحی تنازل میدهد بلکه جهان را در چشم ما تحریف میکند و این تحریف ممکن است به مشکلات اجتماعی مانند تحقیر یک گروه خاص یا بزرگنمایی اختلاف میان گروه های یک جامعه منجر شود. بلکه امکان دارد به طور کلی تحریف واقعیت صورت گیرد. مثل این که از طریق رسانه میتوان در ذهن ها حک کرد که ثروتمندان مؤدب و فقرا انسان هایی با اراده های ضعیف و رفتار عوامانه هستند. این در حالی است که واقعیت همیشه با تصویر برآمده از کلیشه ذهنی تطابق ندارد.

خطرناک تر از آن اینکه گاه این تصورات کلیشه ای خشونت را توجیه میکنند یا با ظلم و استبداد همسو می شوند و حقوق دیگران را بعنوان یک انسان از آنها سلب میکنند. وقتی تصور کلیشه ای از حقوق و جایگاه زن بعنوان یک انسان دچار تحریف شد تصور کلیشه ای از او شکل میگیرد که زن را تنها یک ابزار جنسی یا وسیله ای برای تولید مثل و بقای نسل میداند. یا اینکه او را نماد شرف در مقابل فحشا و بداخلاقی میداند. هیچ کدام از این تصاویر کلیشه ای مطابق با واقع نیست و موجب مشکلات بزرگی در روابط بین زن و مرد در چارچوب ازدواج میشود. این مشکل نیازمند جستجوی تصویر زن و نقش و مسئولیتی که از او انتظار میرود، حقوق و اختیارات او در انتخاب شریک، بچه دار شدن و طلاق است.

داده های این پژوهش ضرورت مشارکت والدین در انتخاب شریک زندگی دختران جوان را تایید میکند. 45/8 درصد پاسخ دهنده ها (تقریبا نیمی از نمونه آماری) اعم از زن و مرد این مساله را قبول دارند اما تنها 27 درصد مردان و 34/5 درصد زنان موافق آزادی دختران جوان در انتخاب شریک زندگی بوده اند.

این مطالعه تفاوت شهر رو روستا در میزان آزادی دختران در انتخاب شریک زندگی خود را 34/2 درصد در مناطق شهری و تنها 27/4 درصد مناطق روستایی  نشان می دهد که دلیل آن آداب و رسوم رایج در روستاها است. اما در میان پاسخ دهندگان شهری نسبت موافقان زن به مرد 40/1 درصد در برابر 28/3 درصد است. این نشان از استحکام نهاد خانواده و اهتمام خانواده ها به آینده دختران شان است. در ضمن اهمیت ازدواج در زندگی یک زن را در جامعه مصری بیان می کند.

نتایج این مطالعه نشان داد که نگاه یک زن به ازدواج به عنوان یک محافظ و پوششی برای او با اهمیت 5/57 درصد در اهمیت ازدواج برای زنان در رتبه اول قرار دارد، با اشاره به توافق زیاد بین نظر زن در مورد اهمیت ازدواج در زندگی آنها و دیدگاه مرد در مورد اهمیت ازدواج در زندگی زن، جایی که این درصد در بین زنان 2/58٪ بود. در مقایسه با 9/56٪، برای یک زن، ازدواج به معنای احساس امنیت روانی به دلیل حضور خاص او در زندگی، امنیت مادی از مجالس زندگی و زمان و امنیت اجتماعی که وی را از دید جامعه نسبت به دختر مجرد و عدم پذیرش اجتماعی ایده دختری که تنها زندگی می کند، محافظت می کند.

نتایج مطالعه بیانگر آن است که 57/7 درصد افراد ازدواج را به عنوان یک چتر حمایتی و پوششی برای زنان دارای بالاترین اهمیت برای زنان دانسته اند. نظرات زنان(58/2 درصد) و مردان (56/9 درصد) در این مورد بسیار به هم نزدیک است. ازدواج برای زنان یعنی احساس امنیت درونی نسبت به وجود یک یاریگر در زندگی و احساس امنیت مادی در فراز و نشیب های روزگار و احساس امنیت اجتماعی در جامعه ای که پذیرش زندگی یک دختر را بصورت مجرد و تنها ندارد.

از دیدگاه نمونه آماری مردان با تحصیلات زیر متوسطه و متوسطه، به ترتیب با 63/8 درصد و 57/9 درصد، ازدواج برای زن «چتر حمایتی» است و پس از آن، گزینه «ثبات و آرامش» بیشترین درصد را داشته است. اما در افراد با تحصیلات دانشگاهی و بالاتر گزینه « ثبات و آرامش» با 53/7 درصد در صدر قرار دارد.

اما در نمونه آماری زنان تفاهم شدیدی میان دو گروه پایین تر از متوسطه و متوسطه وجود دارد. و این دو گروه به ترتیب با 62/9 درصد و 61/2 درصد گزینه چتر حمایتی را انتخاب نموده اند. اما در افراد دانشگاهی و بالاتر عامل ثبات و آرامش با 58/2 و 50/4 درصد رتبه اول را دارد. گزینه «تشکیل خانواده و فرزند آوری» نیز در همه گروههای تحصیلی کمترین آمار را به خود اختصاص داده است. زنان در مساله فرزند آوری چه حدود اختیاراتی دارند؟ نقشی که از آنها در این باره انتظار می رود چیست؟

بر اساس داده ها، زنان به میزان 81/5 درصد معتقدند که آنها حق دارند بعد از ازدواج در تصمیم به فرزندآوری مشارکت داشته باشند. این میزان در مردان 73/1 درصد است. تنها 29/3 درصد مردان گزینه حفظ سلامت زنان با فرزندآوری را انتخاب کرده اند که این گزینه انتخاب 42/5 درصد زنان بوده است. دو گزینه دیگر که یکی زن را مسئول فرزند آوری و دیگری زن را مسئول جلوگیری از فرزند آوری دانسته است برای هر دو جنس از شرکت کنندگان دور از ذهن بوده است.

این داده ها بیانگر آن است که 84/3 درصد جامعه نظرسنجی شده معتقدند که تصمیم فرزند آوری باید توسط هر دوی زوجین اتخاذ شود. چون این دو به شرایط خانواده خود آگاه تر هستند. در عین حال 12/7 درصد شوهر را به تنهایی مسئول این تصمیم دانسته اند. درصد کمی (2/4درصد) هم این تصمیم را حق زن به تنهایی دانسته اند.

بر اساس رتبه میزان تحصیلات، همه گروه های تحصیلی به ضرورت مشارکت زن و مرد در تصمیم به فرزند آوری اتفاق نظر دارند و هرچه رتبه تحصیلی بالاتر رفته، چه زنان چه مردان، درصد موافقت شان نیز بیشتر شده است. البته اتفاق نظر در مساله فرزند آوری به معنای همگرایی در همه تصمیمات زندگی زناشویی نیست. با توجه به اینکه اخیرا موارد طلاق در مصر به شدت افزایش پیدا کرده است که موجب مطرح شدن سئوالاتی درباره علت و مسئول این ناکامی ها در ازدواج ها شده است.

درصد بالایی از مشارکت کنندگان علت شکست زندگی های زناشویی را هم زن و هم مرد می دانند. این نظر دو سوم روستانشینان و بیش از 50 درصد شهرنشینان بوده است. اما حدود 15 درصد روستانشینان خانواده و در مقابل حدود 20 درصد شهرنشینان مرد را عامل شکست زندگی های زناشویی دانسته اند.

اما بر اساس میزان تحصیلات تقریبا همه گروههای تحصیلی بیشترین عامل شکست زناشویی را هر دوی زن و مرد دانسته اند. اما هر چه زنان تحصیلاتشان بالاتر رفته مرد را بیشتر مسئول دانسته اند و هر چه مردان تحصیلاتشان بالاتر بوده زوجه را مسئول دانسته اند. برای روشن شدن دیدگاه دو طرف لازم است عوامل درخواست طلاق را بررسی کنیم.

در میان انگیزه هایی که زن را به درخواست طلاق می کشاند گزینه «خشونت و بد رفتاری زوج» به اتفاق نظر پاسخ دهندگان، جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است. اما پس از این گزینه انگیزه های ذکر شده برای طلاق از نگاه زنان و مردان متفاوت است. مردان با 42 درصد، گزینه «انزجار و تنفر درونی» را بعنوان گزینه دوم انتخاب کرده اند و تقریبا به همین میزان از زنان گزینه «اجبار زن برای کار کردن در حالیکه خودش بیکار است» را انتخاب کرده اند. پس از آن هم گزینه «عدم تمایل به مسئولیت پذیری» قرار دارد. این امر با واقعیت پنهان جامعه مصر که زنانش تمام تلاش خود را میکنند تا درامدی به اندازه مردان داشته باشند و در عین حال حقوق آنها نادیده گرفته می شود، مطابقت دارد.

بیش از نیمی از زنان «خیانت» را از عوامل طلاق دانسته اند. بخیل بودن و عدم مسئولیت پذیری هم دیگر عوامل بوده اند. عامل انزجار و تنفر درونی هم که با ازدواج هایی که به اجبار والدین انجام شده است بی ارتباط نیست. اگر این ها دلایل و انگیزه های زن برای طلاق است انگیزه هایی که مرد را به طلاق سوق میدهد کدام اند؟

داده ها نشان می دهد که طیف دانشگاهی اعم از زن و مرد نسبت به دیگر گروه های تحصیلی کمتر بر مشکلات زناشویی، اختلافات دائمی و بحران های مادی که خانواده با آن ممکن است روبرو شود، متمرکز هستند. در حالیکه اینها جزو عوامل اصلی طلاق هستند. اما به عواملی مانند رفتارهای مشکوک زن، کوتاهی در امور منزل و فرزندان، خیانت و دخالت پدر و مادر زوجه در زندگی مشترک تاکید زیادی داشته اند.

حال لازم است ذهنیت مصری ها از رابطه ازدواج و تقسیم بندی مسئولیتها را تکمیل کنیم. باید توقعات دو طرف را بررسی کنیم که وظایف طرفین چیست؟ نمودارهای بعدی این مساله را آشکار میکند:

چنانکه داده ها نشان میدهد مسئولیت مرد در تامین مایحتاج خانواده رتبه اول را در روستا داشته است. احترام به همسر و قدردانی از او، برآورده کردن خواسته ها و عدم خیانت در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. اما در شهرها احترام و قدردانی از همسر رتبه اول را دارد. سپس تامین ما یحتاج خانواده. از اینجا می توان به میزان حضور عامل اقتصادی در ذهن جامعه مصری پی برد.

اما در پاسخ به وظیفه زن، همه مطالعه شوندگان اعم از زن و مرد، شهری و روستایی، اطاعت زن از همسرش را از مهمترین وظایف او دانسته اند. شهرنشین ها پس از این گزینه به ترتیب، احترام، حفظ اسرار خانه و حفظ ابروی مرد را انتخاب کرده اند و روستایی ها اهمیت دادن و اعتنا کردن زن به مرد، سپس حفظ آبروی او را انتخاب کرده اند.

این امر موجب می شود که توجه ما به ارزشهایی چون اطاعت و احترام در روابط زناشویی در مصر جلب شود. چه می شود که زوجه اطاعت و احترام زوج خود را کنار می گذارد؟ پاسخ این سئوال نیازمند بررسی ارزشهایی مانند اطاعت و مجازات در روابط زناشویی است تا بتوانیم چهارچوب نقش ها و روابط قدرت میان زن و مرد را در جامعه مصر ترسیم کنیم.

داده های پیشین بیانگر آن است که مردان بیشتر از زنان بر مسأله اطاعت زن تاکید دارند. در ادامه خواهد آمد که 80 درصد مردان در مقابل تنها 53 درصد زنان با «حق منع سفر برای زن توسط مرد» موافق اند. همچنین 77 درصد مردان معتقدند که زن در هر کاری که انجام میدهد باید از همسرش اجازه بگیرد در حالی 63 درصد از زنان با این امر موافق بوده اند. اما اینکه زن باید اطاعت کامل از مرد داشته باشد را مردان 38 و زنان 34 درصد تایید کرده اند و اینکه اطاعت زن از مرد مشروط به نفقه است را مردان 22 درصد و زنان 21 درصد انتخاب کرده اند. که این نشان از حضور پررنگ فرهنگ اطاعت زن از مرد در جامعه مصر است. حال اگر زن اطاعت نکند و مخالفت کند چه اتفاقی می افتد؟ اینجا با مفهوم مجازات و عقاب روبرو می شویم که شکل های مختلف آن در نمودار زیر آمده است:

طبق این اطلاعات جامعه آماری مطالعه شده عموما به «قهر کردن و تغافل» به عنوان یکی از اشکال مجازات معنوی گرایش دارند. مجازات فیزیکی با «کتک زدن» با 47 درصد در رتبه دوم روستانشینان است و در پی آن «فحش و اهانت» با 40.4 درصد قرار دارد. اما در شهری ها همچنان اعتقاد 39 درصدشان به مجازات از طریق «محروم کردن از پرداخت های مالی» است. سپس «منع خروج از منزل» با 38 درصد و «کتک زدن» با 28 درصد در رتبه چهارم قرار دارد. در میان زنان شهری تمایل به مجازات های معنوی بالا بوده است. اما در زنان روستایی، تنبیه فیزیکی.

چنان که آمار نشان میدهد هر چه سطح تحصیلات پاسخ دهندگان بالاتر رفته، مخالفتشان با انواع تنبیه بدنی هم بیشتر شده است. 69.4 درصد مردان دارای تحصیلات دانشگاهی «قهر کردن و تغافل» را انتخاب کرده اند و تنها 28 درصدشان با «کتک زدن» موافق هستند. اما افراد با تحصیلات پایین 53.1 درصد به «قهر کردن و تغافل» و 49.7 درصد با «کتک زدن» رای داده اند. دانشگاهیان نسبت به سطوح پایین تحصیلی به «محروم کردن از پرداخت های مالی» هم گرایش بیشتری داشته اند. (42 درصد در مقابل 31 درصد). اما نسبت به «فحش و اهانت» فقط 24 درصد موافق بوده اند و سطوح پایین تر 43 درصد.

بنابراین چگونگی تقسیم نقش میان زن و مرد در جامعه مصری روشن شد. همچنان که ملاحظه شد هرچه میزان تحصیلات و سطح اقتصادی مردان بالاتر رفت نسبت به حقوق زنان با انصاف بیشتری برخورد کردند. اما این امر در همه حالات صدق نمی کند. چون یک تصویر ذهنی کلیشه از زن در جامعه وجود دارد، یک تصویری از تقسیم نقش ها و روابط قدرت میان زن و مرد در جامعه هست، عادت ها و سنتهایی وجود دارد، بسترهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی که این تصورات در سایه آن ها شکل گرفته وجود دارند. آیا آموزش و آگاهی بخشی و کاهش فقر می تواند به رسیدن زنان به حقوقشان کمک کند؟ پیش از پاسخ به این سئوال، سئوال اساسی دیگری طرح می شود: حقوق اساسی زن چیست؟ و وضعیت زنان در جامعه مصری چگونه است؟

تفکیک مساله «حقوق زنان» از مساله عام «حقوق بشر» به هیچ وجه ممکن نیست. اگر کرامت انسان سبک شمرده شد و تسلط بر جسم و مال و متعلقاتش مباح شد، سربازان در خیابان او را دستگیر کردند و نیروهای امنیتی او را ربودند، زندان و شکنجه کردند، دیگر از حقوق او چه می ماند؟ چگونه زنی که در کشاکش خشونت و سلطه و ناامنی زندگی میکند به حقوق اساسی خود دست خواهد یافت؟ در حالیکه سلطه گران جان مردم را اعم از زن و مرد مباح میدانند و اینگونه القا میکنند که زورگویی و قلدری تنها راه ادامه حیات است و قوی باید ضعیف را بخورد و ضعیف باید باید دروغ بگوید تا جان سالم به در ببرد.

مساله «آزار و اذیت زنان» هم به همین شکل است. چنان که آمارها نشان میدهد که تنها در سال 2014، 2.5 میلیون از زنان مورد ازار و اذیت قرار گرفته اند. این عدد بالایی است که فهم آن جز با فهمیدن وضع زنان و اینکه جامعه نسبت به خشونت علیه زنان چه توجیهی دارد، ممکن نیست.

حال که داده ها و آمارهای مربوط به تصویر ذهنی از زن در جامعه مصری را ارائه کردیم سپس تقسیم نقش و روابط قدرت میان زن و مرد را توضیح دادیم، این داده ها بعضی از حقوق اساسی زنان را بیان میکند و آن را با جامعه مصر مقایسه میکند.

داده های پیشین نمایی کلی از وضعیت حقوق بشر در جامعه مصر را منعکس کرد. درصد اندکی از مردان و زنان با «با حق نشستن زنان در کرسی ریاست جمهوری» موافقت کرده اند. چون آزادی مشارکت سیاسی هم در مصر وجود ندارد چه برسد به نامزد شدن برای مناصب سیاسی.

بیشترین پاسخ های مثبت مربوط به حقوق شرعی مانند «ارث»، «انتخاب همسر» و «حق طلاق» بوده است. اما در مساله «آزار و اذیت» 46.3 درصد مردان و 28 درصد زنان (بیش از یک سوم جامعه آماری) گفته اند که مسئول مورد آزار قرار گرفتن زنان خود آنها هستند. که لازم است تصور پاسخ دهندگان از آزار و اذیت را هم بررسی کنیم. پیش از آن باید دلایل برخی تبعیض ها در حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان را بررسی کنیم. چون آزار و اذیت زنان که نوعی خشونت است، تصویری از اوج تبعیض و تحقیر نسبت به زنان است. پس پیش از این مساله باید پیش زمینه ها و بسترهایی که این عمل را توجیه و زمینه سازی می کند وجود داشته باشد. اولین تبعیض علیه زنان در مساله آموزش است.

این اطلاعات نشان می دهد بیشتر مطالعه شوندگان اعم از شهری و روستایی معتقدند که «جهل و عدم آگاهی» و «چون دختر عاقبت باید ازدواج کند» مهمترین دلایلی است که منجر میشود دختران از فرصت آموزش محروم شوند. (در روستا 61.9 درصد و 45 درصد)،(در شهر 53 درصد و 51و3 درصد). در حالیکه دلایلی چون «پایین بودن درامد خانواده»، «دوری مدارس از خانه» پایین ترین درصد را دارند. اما آیا سطح تحصیلات والدین در فرصت آموزشی دختران تاثیر دارد؟

طبق داده ها سطح تحصیلات عنصری تاثیرگذار در پاسخ های زنان و مردان بوده است. هر چه سطح تحصیلات بالاتر رفته جواب ها بیشتر شده. بعنوان مثال دلیل «چون دختر عاقبت باید ازدواج کند» در رتبه اول پاسخ های افرادی است که سطح تحصیلات شان پایین تر از سیکل است (اعم از زن و مرد). اما انتخاب اول افرادی که سطح تحصیلات شان دانشگاهی یا بالاتر بوده است، دلیل «جهل و عدم آگاهی» بوده است.(66 درصد مردان و 69 درصد زنان)

همان گونه که تحصیلات برای زن سلاح توانایی و دانش است محروم کردن او از تحصیل هم ظلم و تبعیض در حق اوست. ارث هم یک منبع قدرت برای زن است که شرع هم این حق را با محاسبات دقیق برای او قائل است. اما زنان در جامعه مصر نسبت به حق ارث خود مورد تعرض قرار میگیرند. داده های بعدی میزان دستیابی زنان به سهم الارث شان را  آشکار می کند.

اکثر پاسخ دهندگان با اینکه زن ارث خود را بطور کامل دریافت کند موافق هستند (80 درصد در روستاها و حومه شهرها  و 92 درصد در شهر). نتایج نشان می دهد که بین رد و قبول حق ارث زنان و میزان تحصیلات رابطه مستقیم وجود دارد. هر چه تحصیلات بالا باشد میزان تایید زنان و مردان نسبت به حق زنان در دریافت کامل سهم الارث بیشتر است. اما دلایل کسانی که با پرداخت کامل حق الارث زنان مخالفند چیست؟

اولین دلیل برای عدم موافقت با پرداخ کامل ارث زنان «عدم خروج میراث از خانواده» با 76.1 درصد در روستاها و 69 درصد در شهرها است. دلیل دوم پاسخ دهندگان «حضور دائمی مردی که متکفل زن است» می باشد (روستا 41 درصد و شهر 49 درصد). دلیل سوم هم با موافقت 38 درصد روستانشینان و 24 درصد شهرنشینان «عدم توان زن برای مدیریت ارث» است.

قابل توجه است که با افزایش سطح تحصیلات  میزان موافقت با این دلایل کاهش می باید. با قرار گرفتن دلیل «عادات و سنت ها اجازه نمی دهد» با 18 درصد در رتبه چهارم روشن میشود که دلایل مربوط به وضعیت اجتماعی و اقتصادی (تصویر ذهنی کلیشه ای از زن و دارای عقل و اراده مستقل ندانستن زن) تاثیر زیادی در جهت گیری جامعه مصر در موضوعات مربوط به حقوق زنان گذاشته است. این ذهنیت ها تنها به سلب حقوق مشروع زنان منجر نشده بلکه خشونت علیه آنان را هم توجیه میکند. این همان چیزی است که نمودارها درباره توجیهات جامعه مصر در آزار و اذیت زنان نشان می دهد:

«بد اخلاقی آزار و اذیت کنندگان» اولین دلیلی است که شهری ها 65 درصد و روستایی ها 47.7 درصد انتخاب کرده اند. اما دومین دلیل آزار و اذیت زنان از نظر شهرنشینان با 58.5 درصد «نوع پوشش و ظاهر زنان» عنوان شده است. از این میان 75 درصد مردان و تنها 43 درصد زنان بوده اند. برخی نیز «رفتار زنان» را عامل اذیت و آزارشان دانسته اند.(59.9 درصد روستایی و 48.7 درصد شهری)

اما «عدم تقبیح جامعه نسبت به این رفتار» در رتبه پایین تری از اسباب آزار زنان و با 19.6 درصد در رتبه ششم پاسخ دهندگان روستایی و با 33 درصد در رتبه چهارم شهری قرار گرفته است. همچنین «عدم جدیت در  مجازات آزار دهندگان» با کسب 31.2 درصد رای شهرنشینان در رتبه آخر و 31.2 درصد رای روستاییان در رتبه چهارم قرار گرفته است.

اما بر اساس سطح تحصیلات اکثریت غالب مردان شرکت کننده با 71.8 درصد موافقت، «نوع پوشش و ظاهر زنان» را در صدر دلایلی که موجب آزار زنان میشود عنوان کرده اند اما با بالا رفتن سطح تحصیلات میزان تایید این عامل توسط مردان کاهش یافته است. حدود نیمی از زنان (53 درصد) نیز این گزینه را انتخاب کرده اند که با بالا رفتن سطح تحصیلات از این درصد کاسته شده است.

اما از میان عواملی که به خود آزار دهندگان بر می گردد «بداخلاقی آزار دهندگان» از نظر زنان با 59.7 درصد و از نظر مردان با 52.9 درصد در رأس قرار گرفته است. همچنین با بالا رفتن میزان تحصیلات هم تایید این عامل چه از سوی مردان و چه زنان افزایش یافته است.

پس از اینکه به نوع تفکر جامعه مصر درباره زنان، ذهنیت آن از زن و حقوق زن، موضع آن در قبال خشونت علیه زنان و آزار و اذیت آنها و عوامل که منجر به آزار و اذیت میشود پرداختیم، این سئوال پیش می آید: آیا امکان تغییر وضعیت زنان در جامعه مصر وجود دارد؟

پاسخ هایی که به این سئوال داده شده است نشان می دهد که میل به تغییر جامعه مصر همچنان باقی است. بیش از نیمی از شرکت کنندگان (56.8 درصد) ممکن بودن تغییر را انتخاب کرده اند. درحالیکه حدود یک چهارم (25.2) به عدم امکان تغییر اعتقاد دارند و ما بقی به «نمی دانم» اکتفا کرده اند.

اما نسبت به زمینه ها و شکل تغییر مطلوب، بر اساس اطلاعات، این زمینه ها به تغییر اجتماعی در تعاملات زن در درون خانواده و خارج آن و تغییر فرهنگی در ذهنیت زن نزد جامعه و نزد خود زنان تقسیم می شود. تغییر در حقوق قانونی زنان با 55 درصد بیشترین موافق را از میان زنان و مردان داشت. پس از آن تغییر در آگاهی زنان به حقوق و وظائفشان با 44.5 درصد و تغییر در نوع نگاه مردم با 44.2 درصد قرار گرفتند.

وقتی به نقش میزان تحصیلات در انتخاب شکل تغییرات نگاه میکنیم میبینم که درخواست «تغییر حقوق قانونی» بالاترین رتبه را در میان مردان تحصیل کرده دارد. (پایین تر از سیکل 58.3 درصد، دبیرستان53.2 درصد، دانشگاهی و بالاتر 48.1 درصد). در میان افرادی که تحصیلاتشان زیر دیپلم است درخواست «تغییر مسئولیتهای خانواده»  با 48.1 درصد در رتبه اول است. اما دانشگاهیان به دو درخواست دیگر یعنی «تغییر نگاه مردم به زن» با 41.6 درصد و «تغییر در آگاهی زن به حقوق و وظایف خود» با 41 درصد بالاتر هستند.

و می توان گفت مردانی که تحصیلات دانشگاهی و بالاتر دارند به تغییر در آگاهی و فرهنگ پیرامون زن گرایش دارند. در مقابل مردان با تحصیلات پایین تر تغییر برتر را تغییر در شرایط ماهوی شامل تغییر در اوضاع قانونی و تغییر در تقسیم نقش ها در خانواده می دانند.

اما درباره زنان با تجمبع همه رده های تحصیلی درخواست «تغییر حقوق قانونی» رتبه اول را دارد. میان سطح دانشگاهی و گروه تحصیلی زیر دیپلم اختلاف واضحی وجود دارد. چون زیر دیپلم ها بزرگترین ضرورت را «تغییر در توزیع مسئولیتهای خانواده» میدانند و دانشگاهیان بر «تغییر دیدگاه مردم نسبت به زنان و اصلاح نگاه مردم نسبت به زن متاهل».

داده های پیشین مساله تغییر در اوضاع زنان را روشن کرد و سرنخ های اولیه ای را برای تفکر و گرایش جامعه مصر به تحول در بسیاری از موضوعات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی به دست داد. چنانکه آمارها اهمیت آموزش را نشان داد و تایید کرد که آموزش تنها امید در آگاهی بخشی و تغییر است.

پس در این مقاله ما بر اساس دادها و اطلاعات تصویر واضحی از تفکر جامعه مصر درباره زن و مسایل مربوط به او ترسیم کردیم. که البته شاید این، قدم اول برای حل مشکلاتی مانند پدیده آزار زنان و خشونت علیه زنان باشد.

منابع:

[1] انتهاکات حقوق المرأه فی مصر: تقاریر دولیه خطیره وإنکار دائم من السلطات

[2] التخلف الاجتماعی: مدخل إلى سیکولوجیه الإنسان المقهور، د. مصطفى حجازی

[3] الصوره الذهنیه عن المرأه المصریه: الأبعاد والانعکاسات، المرکز القومی للبحوث الاجتماعیه والجنائیه

تمام آمارها و داده ها برگرفته از پروژه مطالعاتی «الصوره الذهنیه عن المرأه المصریه: الأبعاد والانعکاسات» منتشر شده توسط مرکز ملی تحقیقات اجتماعی و جنایی در سال 2018 است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن