شاماتعربستانکشور شناخت

کودتای اردن؛ گذری بر تاریخ روابط خاندان آل­‌سعود و آل‌­هاشم

سید عرفان الدین افضلی

چندی پیش و پس از کودتای نافرجام علیه پادشاه اردن ملک عبدالله، گمانه‌­زنی‌­های بسیاری در خصوص حضور ریاض در پشت صحنه تلاش­‌ها برای اجرای این کودتای نافرجام شد اما وزیر امور خارجه عربستان در خلال سفرش به امان پایتخت اردن که برای نجات جان باسم عوض الله که گفته می­شود وی در کودتا نقش جدی داشته، این موضوع را از اساس رد کرد.

عوض الله شهروندی اردنی و مشاور سابق ملک عبدالله است که قبل از دستگیری به عنوان نماینده ویژه پادشاه اردن در امور عربستان سعودی سمت داشته است، اما ولی عهد سعودی به دلیل نزدیکی قابل ملاحظه عوض الله به عربستان تابعیت سعودی را به وی اعطا نموده است. همچنین لازم به ذکر است، نام وی در لیست سیاه پرونده قتل جمال خاشقچی نیز به چشم می­خورد.

در این نوشتار برآنیم به جای پرداختن به جزئیات این تلاش ناموفق، نقش احتمالی عربستان سعودی در این کودتا و  توجیهات و پیشینه این اتفاق در اردن، از ریشه‌­های دشمنی تاریخی خاندان آل سعود و خاندان آل هاشم که هردو به نوعی محصول دستان انگلیس در منطقه هستند پرده برداریم. سالها پیش عوامل جاسوس بریتانیا مانند لارنس، کاکس و بل موفق به کشف این خانواده‌­های بزرگ و امثال آن شدند و در حالیکه حکومت عثمانی در منطقه حکمرانی می­‌کرد،  منطقه خاورمیانه شاهد بوجود آمدن تعداد زیادی از این قبیل خانواده­‌ها بود. بسیاری از این خانواده‌­های سلطنتی بیش از صد سال تحت نظارت و سرپرستی انگلستان فعالیت می­کردند در اما اکنون با تغییر مناسبات در جهان پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا به عنوان مهمترین حامی و پشتیبان این کشورها در منطقه به حساب می­‌آید.

اگر با دقت به تاریخچه دو خانواده سلطنتی آل سعود و آل هاشم بنگریم درمی‌­یابیم که در حقیقت هردو از یک خاک سربرآورده‌­اند و این موضوع سبب شده است تا اشتراکات تاریخی و فرهنگی فراوانی داشته باشند. تاریخ داستان­های بسیار عبرت‌­آموزی از تعامل دولت بریتانیا در طول تاریخ با این دو خانواده سلطنتی روایت می­کند. به این شکل که انگلیس هرزمان و به هرشکلی که مطابق میلش بود مشابه شطرنج با این کشورها بازی می­کرد؛ گاهی ضد دولت عثمانی آن­ها را می­‌شوراند و گاهی نیز این دو خانواده را علیه یکدیگر تحریک می­کرد. درست همان کاری که دولت عثمانی انجام داد و از طریق اتحاد با خاندان آل هاشم توانست علیه خاندان آل سعود که در اواخر قرن هفدهم ضد حکومت وقت شورش کرده بودند، بایستد تا اینکه درنهایت ابراهیم پاشا پسر محمد علی پاشا، حاکم مصر مقابل این شورشیان ایستاد و آنان را دستگیر کرد.

ابراهیم پاشا رهبر شورشیان، عبدالله بن سعود و تعداد زیادی از خانواده او را اسیر و به استانبول تبعید کرد و در نهایت سلطان محمود دوم (پادشاه عثمانی) در فوریه 1820 میلادی دستور جداکردن سر وی را صادر نمود. به عقیده بسیاری از تحلیلگران و تاریخ نویسان، قتل جمال خاشقچی و قطع سر و اعضای بدن وی در سرکنسولگری عربستان واقع در ترکیه و به دستور محمد بن سلمان درواقع می­تواند به معنای انتقام‌­گیری تاریخی آل سعود از ترکان باشد چرا که وی از نزدیکان اردوغان به شمار می­رفت و محل حادثه نیز در استانبول، پایتخت امپراطوری عثمانی رخ داده بود.

علی رغم اتحاد استراتژیک بین نیروهای عربستان و ترکیه در دوره های مختلف از جمله اتحاد و ائتلاف این دو کشور با خاندان آل هاشم در خصوص مساله بهار عربی، از قتل شاهزاده عبدالله در سال 1820 همچنان به عنوان اصلی‌­ترین دلیل خصومت و نزاع بین آل سعود و ترک‌­های عثمانی (ترکیه امروزی) یاد می­شود. پس از قتل ملک عبدالله و هنگامی که انگلستان احساس کرد دولت عثمانی در حال تبدیل شدن به یک تهدید بزرگ در منطقه است، به دلیل رفتارهای قومی و نژادی توسط طلال پسر عبدالله را به بهانه نقص ذهنی به استانبول تبعید کردند در حالیکه تنها یک سال از پادشاهی طلال می­گذشت.

با این حال تلاش­ها و پیروزی­های متعدد عثمانی بر آل سعود برای نابود کردن این خاندان کافی نبود چرا که انگلیسی­ها بار دیگر با ایفای نقش در مناسبات باعث شد تا خاندان آل سعود فرقه­ وهابی را به عنوان یک رویکرد استراتژیک در منطقه اعلام کند و جانی دوباره به خود بگیرد.

ماموران سرویس بریتانیا جهت بهره‌­گیری از ظرفیت دو خاندان آل هاشم و آل سعود برای تحقق اهداف خود در منطقه و گسترده‌­تر نمودن دایره نفوذ در جای جای خاورمیانه، به سراغ روش­های سنتی خود رفتند و درست مثل زمانی که در سال 1908 به درخواست دولت فراماسون اتحاد و ترقی، امپراطوری عثمانی مجبور شد تا شریف حسین که از زمان تولد در استانبول زندگی کرده بود و از سال 1892 تا زمان عزیمت به مکه عضو پارلمان عثمانی به شمار می­رفت را به عنوان امیر مکه منصوب کند، عمل کردند. پس از افشای خبر مبنی بر وجود ارتباطات سری بین شریف حسین و عوامل بریتانیا به جهت محاصره نیروهای عثمانی در مناطق عربی و خیانت به امپراطوری عثمانی، سلطان محمد ترک برای مقابله با اقدامات خائنانه شریف حسین و بریتانیا تصمیم گرفت تا روبط را با خاندان آل رشید مستحکم‌­تر از پیش نماید. بر اساس مستندات تاریخی به نظر می­رسد این اقدامات پس از آنکه شریف حسین درخواست سلطان محمد رشاد پنجم را در 15 ژانویه 1915 مبنی بر شرکت در جهاد برای حمایت از امپراطوری عثمانی در طول جنگ جهانی اول رد نموده است، بسیار جنبه جدی پیدا کرده است و اولین نشانه­‌ها از خیانت شریف حسین را نشان می‌­دهد.

در نهایت با اعلام شریف حسین آل هاشم مبنی بر اینکه شورش صورت گرفته توسط اعراب به رهبری ژنرال‌­های انگلیسی علیه امپراطوری عثمانی شکل گرفته است و وی هیچ نقشی نداشته، تنش­ها پایان یافت. در این زمان ماموران بریتانیایی به صورت مداوم با آل سعود در تماس بود و به این دلیل که آل سعود توانسته بود طی سه جنگ بزرگ خاندان آل رشید را شکست دهد، اهمیت بیشتری برای انگلیسی­ها پیدا کرده بود. بخصوص پس از آنکه بریتانیا موفق شد خاندان آل هاشم را از مرکز حجاز به سمت شمال منتقل کند.

با پایان جنگ جهانی اول، شکست امپراطوری عثمانی و تقسیم سرزمین­های عربی توسط قدرتهای استعماری، بر اساس توافق سایکس پیکو و سپس در اعلامیه بالفور، سوریه و لبنان سهم فرانسه شدند و باقی اراضی به سهم انگلستان تبدیل شد. لندن نقشه جدیدی برای تصرفات خود در منطقه ترسیم کرد و دولت موسوم به ماورالنهر را تشکیل داد و عبدالله بن حسین را به عنوان پادشاه دولت برگزید. عبدالله بن حسین برادرش فیصل را به پادشاهی عراق منصوب کرد و در همین حین فرانسه به سرعت سوریه را اشغال کرد.

از طرف دیگر بریتانیا از حمایت خاندان آل سعود نیز غافل نشد تا این که گروه اخوان وفادار به خاندان آل سعود در آخرین نبرد با نیروهای باقی­مانده از خاندان آل هاشم به رهبری عبدالله بن حسین که در تاریخ 25 می 1919 و در محل وادی تربت رخ داد را شکست داد.

این اتفاق سبب شد تا کل به اصطلاح سرزمین حجاز تحت حاکمیت آل سعود قرار بگیرد و در نهایت پس از پیروزی نهایی بر خاندان آل رشید در سال 1921، پادشاهی حجاز را در سال 1926 رسما اعلام کردند و در سال 1932 نیز عربستان سعودی نامیده شد.

ماه­‌ها پس از اعلام پادشاهی حجاز توسط آل سعود، هنگامی که حاملین کعبه شریف از مصر به مکه مکرمه رسیدند، فاجعه­ بزرگ روز عید قربان رخ داد. پیروان متعصب عبدالعزیز بن سعود به بهانه اینکه آنچه توسط مصری­ها آورده شده چیزی جز بدعت و شرک نیست، به زائران مصری حمله کردند و صدها نفر از انان را کشتند. این جنایت آغاز خصومت مذهبی، فرقه ای و ملی خاندان آل سعود با همه کشورها و مردم منطقه، به ویژه جریان ملی بود که توسط عبدالناصر رئیس جمهور فقید برای اولین بار ارائه شد.

خاندان آل هاشم نیز با کمک­های بریتانیا در سال 1946 در اراضی شمال حجاز پادشاهی هاشمی اردن را تشکیل داد و وفاداری خود به انگلستان را ثابت کرد. ارتباط وفادارانه اردنی­ها با انگلستان ادامه داشت تا زمانی که اولین دیدار بین روزولت و عبدالعزیز آل سعود اتفاق افتاد و پس از آن با عوض شدن معادلات سیاسی در منطقه آمریکا جای خود را به انگلستان داد و پس از آن به اصلی­‌ترین قیم اردن تبدیل شد.

همچنین خاندان آل سعود نیز که اکنون عربستان سعودی نامیده می­شود حمایت و وفاداری مطلق خودش را نسبت به آمریکا اعلام کرد. پس از آنکه ایالات متحده موفق به بیشترین بهره‌­برداری از این دو خاندان در راستای اهداف خودش شد، در نهایت هردو را  برای تحقق پروژه­‌ای بزرگتر یعنی همان انتقال فلسطین به عنوان سرزمین تاریخی یهودیان، به کار گرفت. در حقیقت دو خاندان هاشمی و سعودی در ازای وعده­‌های انگلیس با این طرح موافقت کردند و در این راه دولتمردان بریتانیایی کار سختی نداشتند چرا که این دولت­ها خودشان را وام­دار لندن می­دانستند و از بدو تاسیس تاکنون کماکان در خدمت اولین رئیس و قیم خودشان یعنی انگلیس بوده‌­اند و فی‌الحال نیز در خدمت رئیس بزرگتر یعنی آمریکا هستند. در این پروژه پیچیده و تاریخی آمریکا تکمیل کننده راهی است که انگلستان آن را کلید زده است و بر اساس توافق نیمی از فلسطین را به یهودیان اعطا کرد و در سال 1948 شکل‌­گیری دولت عبری در این سرزمین را به رسمیت شناخت.

بنابراین خاندان آل سعود و آل هاشم گاهی با هم و گاهی اوقات نیز به صورت جداگانه و یا با خاندان دیگری، از روی علم یا حتی نادانسته و در همه موارد از طریق خیانت و توطئه نزدیک به صد سال است که در خدمت این رژیم استعماری هستند.

در نهایت برخلاف همکاری­های تاریخی و عملکردهای همسو، اختلافات ما بین آل سعود و آل هاشم تا پایان باقی مانده است و در کنار آن اختلافات دیگری بین آل سعود و آل ثانی نیز بوجود آمده است که البته بیشتر به مثابه نمایشی است که حتی بازیگرانش هم آن را باور نمی­کنند. چرا که همه آن­ها در موقعیتی قرار دارند که هیچکس آرزوی کسب آن را ندارد و همه ناظران و حتی خودشان یقین دارند که در پایان راه ناچارا بازنده خواهند بود فلذاست که این بازی به همین منوال ادامه خواهد داشت همانطور که معاهده قرنی که امروز مطرح شده است حاصل اقدامات مختلفی است که عثمانی­ها، بریتانیا، آمریکا و یهود انجام داده‌­اند و ریشه در قرن گذشته دارد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن