اندیشمندان و چهره های فرهنگی

علامه فضل‌الله به روایت ایرانی‌ها (بخش اول)

یاسر عسگری

اشاره: علامه فضل الله از شخصیت های برجسته شیعی معاصر و از روحانیون بانفوذ در لبنان و کشورهای عربی بود. در برخی کتابهای فارسی روایت هایی از دیدار با این شخصیت برجسته آمده است که تجمیع این روایت ها شاید برای مخاطبان جذاب و برای شناخت روحیات و رویکرد برخی ایرانی ها هم مهم باشد. البته این همه دیدارهای ایرانی ها با او نیست و بیشتر دیدارها مکتوب نشده و در سینه ها باقی مانده است.

آیت الله زین العابدین قربانی

 آیت الله قربانی که تا چندی پیش، امام جمعه رشت و نماینده وی فقیه در گیلان بود، در کتاب «مروری بر گذر عمر» اشاره ای به سفر سوریه و لبنان و دیدارش با علامه فضل الله می کند و در خاطرات خرداد 1385 می نویسد: «طبق دعوت حضرت آیت الله تسخیری، رئیس مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی، جمعی در حدود پنجاه نفر از علمای شیعه و سنی از بلاد مختف ایران، در قالب سفیران وحدت با مدیریت حضرت حجت الاسلام والمسلمین علم الهدی به سوی لبنان و سوریه حرکت کردیم… روز پنجم خرداد، به زیارت علامه سید محمدحسین فضل الله، مرجع دینی شیعیان لبنان رفتیم. بعد از گزارش مدیر کاروان و سخنرانی معظم له، اینجانب نیز مطالبی عرض کردم. جلسه، بسیار صمیمی و خوب بود. (مروری بر گذر عمر، آیت الله زین العابدین قربانی، به کوشش مهدی مجرد و حسین لطفی، رشت: انتشارات سلار، چاپ اول، 1393، صص 157 و 158)

از مقام علمی و معنوی آیت الله بهجت بسیار تجلیل کرد و موضوع دوم نیز دفاع از خود در برابر دیدگاه های مخالف بود. گفتنی است ایشان به دلیل ارائه برخی آراء و فتاوی شاذ و نادر، مورد انتقاد جدی برخی مراجع و علما واقع شده بود. علامه فضل الله در آن دیدار ضمن بیان برخی از آرای خود، عقیده داشت اگر امروز شیخ مفید هم در قید حیات بود، به سبب بعضی از دیدگاه هایش مورد تکفیر واقع می شد!

آیت الله محمد محمدی ری شهری

آیت الله ری شهری که از سالهای 1370 تا 1388 رئیس بعثه حج و نماینده رهبر معظم انقلاب در امور حج بوده، از ملاقات با علامه فضل الله در فروردین 1377 (ایام حج 148 ق) خبر می دهد و می نویسد: «در همان روز، علامه سید محمدحسین فضل الله میهمان من در بعثه بود. ایشان در آن دیدار به طرح دو موضوع پرداخت: نخست آن که از مقام علمی و معنوی آیت الله بهجت بسیار تجلیل کرد و موضوع دوم نیز دفاع از خود در برابر دیدگاه های مخالف بود. گفتنی است ایشان به دلیل ارائه برخی آراء و فتاوی شاذ و نادر، مورد انتقاد جدی برخی مراجع و علما واقع شده بود. علامه فضل الله در آن دیدار ضمن بیان برخی از آرای خود، عقیده داشت اگر امروز شیخ مفید هم در قید حیات بود، به سبب بعضی از دیدگاه هایش مورد تکفیر واقع می شد! از جمله نکات مورد اشاره ایشان در آن جلسه، عدم پذیرش «ولایت تکوینی» بود که دلایلی را نیز بر آن اقامه کرد. البته چنین عقیده ای مورد قبول بنده نبود؛ زیرا دلایل محکمی بر اثبات ولایت تکوینی وجود دارد که باید در محل خود، طرح و بررسی شود. (در هوای دوست؛ خاطره دو دهه سرپرستی حج، محمد محمدی ری شهری، قم: موسسه علمی ـ فرهنگی دارالحدیث، چاپ اول، 1394، ص 314)

حجت الاسلام والمسلمین مهدی مهریزی

حجت الاسلام مهریزی، پژوهشگر قرآن و حدیث و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات هم از جمله اساتید حوزه و دانشگاه است که دیدارهایی با علامه فضل الله داشته است. او در نشست فصلی انجمن مطالعات قرآنی در بهمن 1398 درباره مبانی تفسیری علامه فضل الله، خاطره ای نقل می کند: «یک بار در سال 2008 میلادی خدمت ایشان رسیدم که دوستمان آقای شیخ جهاد واسطه شدند و قرار بود بزرگداشتی برای ایشان در ایران گرفته شود و من در آن سفر، طرح مسأله کردم که چنین برنامه ای هست که آن کار کلاً به هم خورد.» (آشنایی با مفسران و قرآن پژوهان معاصر (دفتر اول)، به کوشش موسسه فرهنگی دین پژوهی بشرا، تهران: موسسه فرهنگی دین پژوهی بشرا، چاپ اول، 1400، ص 469)

مهریزی درباره تفسیر «من وحی القرآن» علامه می گوید: «تفسیر او در متن زندگی ای است که خودش درگیر آن بوده است. تعبیر «الاجتماعی التربوی» که خود علامه فضل الله بیان کرده، زیباست؛ یعنی ما به قرآن، در متن زندگی توجه می کنیم و این اتفاق را انسان در تفسیر من وحی القرآن می بیند.» (همان، ص473 و 474)

او تا روزهای آخر عمر، در مواجهه با آمریکا و اسرائیل، بر مواضع انقلابی امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایستاد و به رغم فشارها، فتنه ها، تسلیم سازش نشد و در جریانات اخیر ایران [حوادث سال 1388] کوچکترین بهانه ای به دست دشمنان ندادند.

حجت الاسلام دکتر محمدرضا زائری

حجت الاسلام زائری فعال فرهنگی و مطبوعاتی که از دهه 70 و 80 در فضای مطبوعاتی کشور چهره ای شناخته شده است و برای ادامه تحصیل مدتی در لبنان ساکن بوده، دیدارهایی با علامه فضل الله و دیگر شخصیت مذهبی و فرهنگی و سیاسی این کشور داشت. او برخی یافته ها و تأملات خودش در این مدت را عمدتاً در نشریات (از جمله هفته نامه پنجره) منتشر کرده که بعدها در کتاب «باید رفت» منتشر شده است. البته زایری تنها فرهنگی و مطبوعاتی نبوده که با علامه دیدار داشته، ولی جزو معدود مطبوعاتی هایی بوده که خاطرات و تحلیل هایش از آن دیدارها را نوشته است. او در مقاله «از روح الله تا فضل الله» می نویسد:

1ـ «بزرگانی چون امام موسی صدر و علامه فضل الله پیام حوزه های علمیه قم و نجف را به فضاهای متفاوت و گسترده تری همچون لبنان و به دنبال آن، مناطق دیگر جهان انتقال دادند و به اقتضای تفاوت محیط و مخاطب، با تجربه هایی نو و چالش هایی جدید در جبهه ای وسیع و نبردی متفاوت مواجه شدند. (باید رفت، اصفهان: نشر آرما، چاپ دوم، 1391، ص74)

2ـ «علامه سید محمدحسین فضل الله فرزند خانواده علم و فقه و پَرورده حوزه نجف، با ورود در چنین میدانی باب برکات و ثمرات فراوانی را شود و البته ورود به این میدان، احتمال خطر و اشتباه هم دارد. او معصوم نبود و همچون بسیاری از عالمان و فقیهان و مفسران متقدّم نظریات و دیدگاههای مختلف و گاه متناقض با آرای رایج داشت، اما آیا سزاوار است که جهاد و خدمات بی نظیرش را نادیده بگیریم، به دلیل اینکه دیدگاهش را نمی پسندیم؟» (همان، ص 75)

3ـ «او کسانی را با حقایق شیعه و رویکرد جهادی مکتب عاشورا آشنا کرد و آنان را با انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) پیوند داد که شاید به هیچ طریقی دیگر، به این سو روانه نمی شدند. او در محیط آشفته و فضای آلوده لبنان و در محرومیت شدید اقتصادی و فرهنگی شیعه، به سراغ کسانی رفت که از همه سو هدف تهدید و تهاجم فرهنگی بودند. دست آنان را گرفت و پای آنان را به کشتی نجات سیدالشهداء(ع) باز کرد.» (همان، ص 75)

4ـ «او تا روزهای آخر عمر، در مواجهه با آمریکا و اسرائیل، بر مواضع انقلابی امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایستاد و به رغم فشارها، فتنه ها، تسلیم سازش نشد و در جریانات اخیر ایران [حوادث سال 1388] کوچکترین بهانه ای به دست دشمنان ندادند.» (همان، ص 76)

من وقتی با گروهی ملاقات دارم که مثلاً خبرنگاران فرانسوی هستند، دیگر سید محمدحسین نیستم، بلکه خودم را جای آنها می گذارم و از چشم آنها به همه چیز نگاه می کنم و در هنگام گفتگو با آنها، یک خبرنگار فرانسوی می شوم تا بتوانم اسلام و تشیع را طوری عرضه کنم که درک کنند.

5ـ «خود من با بسیاری نظریات ایشان موافق نبوده‌ام و نیستم، آخرینش بحث ایشان در موضوع ولایت تکوینی، که چندی پیش در بیروت منتشر شد. اما آیا نباید به یک فقیه و عالم اجازه دهم که دیدگاه خود را طرح کند یا برای او این حق را قائل باشم که باور یا موضع خود را داشته باشد؟ آیا باید اختلاف عقیده چنین مجاهد بزرگی با برخی عالمان و فقهای بزرگوار دیگر باعث شود تا خدمات و توفیقات و تجربه‌های او نادیده گرفته شود و راهی که او گشود، برای روحانیت معاصر شیعه و حوزه‌های علمیه مسدود گردد؟» (همان، ص75)

زائری در یادداشت «ذلک فضل الله» که بعد از درگذشت علامه فضل الله منتشر شد، تحلیل های بیشتری از زندگی و اندیشه اش دارد و می نویسد:

1ـ «بیش از هر چیز، او نماد حضور اجتماعی و سیاسی و فعال و موثر روحانیت در زندگی و دارای شخصیتی چند بُعدی بود. هم شعر می سرود و هم مقاله می نوشت و هم در موضوعات سیاسی بین المللی، مواضعی مشخص و صریح و روزآمد داشت. بسیاری از نسل گذشته در محیط شیعی لبنان، وابستگی دینی و باورهای فکری خود را به او مدیون اند.» (باید رفت، صص 51 و 52 )

2 ـ «آن مرد بزرگ، نگاهی فراگیر و مقاصدی به فقه داشت و به سبب شخصیت عملگرا و واقع بین خود، برای فعال کردن دین در عرصه زندگی می کوشید.» (همان، ص53 )

3ـ «روحیه اجتماعی و روابط عمومی بسیار خوبی داشت. نبود این ویژگی باعث شد که مرحوم شیخ مهدی شمس الدین، به رغم جایگاه علمی و قابلیت های والای فکری ـ که در لبنان بی نظیر بود ـ هیچ گاه چنین موقعیتی را پیدا نکرد.» (همان، ص53)

4ـ «وضعیت زمان و مسائل روز را بسیار خوب درک می کرد و دلیل آن، پیش از گستردگی ارتباطات و برخورداری از مشاوران ارزشمند، به خصوصیات فردی او برمی گشت که در درک و فهم مخاطب، استعدادی ذاتی داشت. یکبار می فرمود: (نقل به مضمون) «من وقتی با گروهی ملاقات دارم که مثلاً خبرنگاران فرانسوی هستند، دیگر سید محمدحسین نیستم، بلکه خودم را جای آنها می گذارم و از چشم آنها به همه چیز نگاه می کنم و در هنگام گفتگو با آنها، یک خبرنگار فرانسوی می شوم تا بتوانم اسلام و تشیع را طوری عرضه کنم که درک کنند.» (همان، ص53)

5ـ زمانی که انقلاب اسلامی ایران، حضور چشمگیر خود را در بیروت نداشت و خبری از حزب الله نبود، ایشان به ترویج خط فکری امام خمینی(ره) و حمایت از مقاومت، بسیاری را به میدان آورد. او حتی تا همین اواخر هم، به رغم برخی مسائل و موضوعات، نسبت به حمایت از جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه کاملاً مراقب بود و به مناسبت های گوناگون بر این نکته اصرار می ورزید. به یاد دارم که دو سه بار در این موضوعات، سخن به میان آمد و ایشان نه فقط نسبت به اصل نظام و جایگاه رهبری اهتمام داشت و در پاسخ نقل سلام آقا به ایشان، با نیکی و محبت از حضرت آیت الله خامنه ای یاد می کرد، بلکه درباره برخی انتقادها و برخوردهای حوزه قم، که تا حد تکفیر ایشان هم رسیده بود، با ملاحظه سخن می گفت و با ادب و متانتی شگفت، ضمن اظهار تأسف نسبت به برخی سوءتفاهم ها، از حوزه علمیه قم با تجلیل یاد می کرد.» (همان، ص52)

6ـ «نگاه موسساتی و تشکیلاتی او را نیز در کمتر روحانی ای می توان یافت. مراکز متعدد و مختلفی، از مجله ای بسیار موفق، مخصوص کودکان و نوجوانان که عروس ایشان آن را اداره می کند تا موسسات خیریه ایتام و مدارس و نهادهای تبلیغی و رادیو و کانال تلویزیونی، همه نشان دهنده اهتمام گسترده او بوده است.» (همان، صص 53 و 54)

7ـ «یک ویژگی دیگر ایشان ـ علاوه بر حمایت از مقاومت ـ که او را در موضع و محور امام خمینی قرار می داد، دیدگاه وحدت‌‎گرای او در مسائل دینی و مذهبی بود. وی به ‎شدت بر پرهیز از اختلاف‌‎آفرینی مذهبی می کوشید و تلاش می کرد تا نه فقط در داخل اسلام با اهل سنت به‎ عنوان برادران واقعی در یک جبهه علیه دشمن مشترک قرار گیرد، بلکه داعیه‌‎دار گفتگو با مسیحیت نیز بود و در این عرصه، آثار و برکات فراوان از خود به ‎جای گذاشت و در آرامش اوضاع و ایجاد مسالمت و روابط حسنه بسیار موفق بود.» (همان، ص54)

8ـ «شاید نتوان هیچ‎کس را با امام موسی صدر مقایسه کرد، اما می توان گفت او در عمل، بیشترین شباهت را با عملکرد آن رهبر پنهان داشت و یکی از این شباهت ها، در صبر و تحمل فراوان بود. به دلایل گوناگون، او همواره از جهات مختلف، آماج ناسزا و حمله بود، اما هیچ‎گاه در برابر این برخوردها از اعتدال و آرامش خارج نشد و با صبر مثال‌‎زدنی خود همه چیز را تحمل کرد.» (همان، ص 54)

ایشان نه فقط نسبت به اصل نظام و جایگاه رهبری اهتمام داشت و در پاسخ نقل سلام آقا به ایشان، با نیکی و محبت از حضرت آیت الله خامنه ای یاد می کرد، بلکه درباره برخی انتقادها و برخوردهای حوزه قم، که تا حد تکفیر ایشان هم رسیده بود، با ملاحظه سخن می گفت و با ادب و متانتی شگفت، ضمن اظهار تأسف نسبت به برخی سوءتفاهم ها، از حوزه علمیه قم با تجلیل یاد می کرد.

 دکتر سید محمد صدر

دکتر صدر، فرزند آیت الله سید رضا صدر، عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه دولت اصلاحات، در کتاب خاطرات خودش، از ملاقات با علامه فضل الله در منزل ایشان در بیروت (تاریخ 12 اردیبهشت 1380) خبر می دهد و می گوید:

«آقای فضل الله از علمای شیعه لبنان و از شخصیت های مطرح در این کشور است. ایشان امام جمعه بیروت و دارای رساله است که بخشی از شیعیان لبنان مقلّد وی هستند. ایشان مسائل سیاسی لبنان و جهان اسلام را می شناسد. منتقد تفکر حوزه علمیه در قم است و اعتقاد دارد که حوزه قم، مطابق با زمان حرکت نمی کند. ایشان در ملاقات های خود با مسئولین جمهوری اسلامی ایران معمولاً از رابطه ایران با آمریکا و مصر سئوال می کند و به شکل تلویحی، برقراری این روابط را به سود ایران می داند… آقای فضل الله در مورد وضعیت شیعه و مجلس اعلی و انتخابات آن چنین گفت: «بعد از فوت مرحوم شیخ شمس الدین، شخصیتی در جایگاه وی و امام موسی صدر وجود ندارد. آمدن شیخ قبلان مشکلی ایجاد نمی کند؛ زیرا مجلس اعلی قائم به فرد بوده و یک موسسه نیست. روشنفکران و مردم خواستار آمدن فردی هستند که دارای وزن علمی و سیاسی باشد، ولی چنین فردی وجود ندارد. بنده نه انتخاب می شوم و نه انتخاب می کنم. آنچه برای من اهمیت دارد وحدت شیعه است. در این مورد، جمهوری اسلامی ایران باید به بهترین وجه کار کند.»

آقای فضل الله در این ملاقات به بنده بی نهایت لطف کرده و گفت: «به دو دلیل به شما ارادت دارم: اول به دلیل خانواده محترمتان و دیگری به دلیل آنکه فردی باهوش و ماهر در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران هستید.» در پاسخ ایشان گفتم: این بیت که گویند پدر تو فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل، داستان بنده است و ایشان در پاسخ گفت: قانون وراثت و قوانینی که خداوند در حیات انسان ها قرار داده است به علاوه محیطی که انسان در آن رشد می کند، زمینه های علم و تقوا را فراهم می سازد، مانند انسانی که در باغ گل است و بوی آن را استشمام کند.» (دیپلماسی دولت اصلاحات در جهان عرب؛ خاطرات سید محمد صدر در سال 1380، به کوشش محسن روحی صفت و منصوره حقیقی کفاش، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول، 1394، صص 55 ـ 57)

حسین شیخ الاسلام

 مرحوم شیخ الاسلام، سفیر اسبق ایران در سوریه که سابقه معاونت سیاسی و معاونت عربی وزارت امور خارجه را در کارنامه خود دارد، با اینکه قطعاً دیدارهای متعددی با علامه فضل الله در بیروت و دمشق و تهران داشته، در این باره کمتر سخن گفته و در کتاب خاطراتش که به نام «سفیر قدس» منتشر شده، می گوید: «در درگیری های اَمَل و حزب الله، آقای سید محمدحسین فضل الله همیشه با حزب الله بود، آقای شیخ شمس الدین، خدا رحمتش کند، بیشتر طرف امل بود؛ برای اینکه او رئیس مجلس شیعی بود. مجلس شیعی را آقای موسی صدر تشکیل داده بود که آن موقع، امل بود. البته هیچ یک از اینها، حق و ناحق نمی کردند و هر کدام از طرفین که اشتباه می کردند، تذکر می دادند؛ ولی اینطور شایع شده بود. خوشبختانه روحانیت شیعه در لبنان نشان داد که روحانیت رشید و فهیمی است و توانستند مسائل داخلی شیعی را بعد از اینکه حاد شد، جمع و جور کنند.» (سفیر قدس: برش هایی از خاطرات حسین شیخ الاسلام، تدوین محمدحسن روزی طلب و راضیه حقیقت، تهران: انتشارات راه یار، چاپ اول، 1400، پاورقی صص 168 و 169)

در درگیری های اَمَل و حزب الله، آقای سید محمدحسین فضل الله همیشه با حزب الله بود، آقای شیخ شمس الدین، خدا رحمتش کند، بیشتر طرف امل بود؛ برای اینکه او رئیس مجلس شیعی بود. مجلس شیعی را آقای موسی صدر تشکیل داده بود که آن موقع، امل بود. البته هیچ یک از اینها، حق و ناحق نمی کردند و هر کدام از طرفین که اشتباه می کردند، تذکر می دادند؛ ولی اینطور شایع شده بود. خوشبختانه روحانیت شیعه در لبنان نشان داد که روحانیت رشید و فهیمی است و توانستند مسائل داخلی شیعی را بعد از اینکه حاد شد، جمع و جور کنند.

سید رضا نیّری

مرحوم نیری، سرپرست فقید کمیته امداد امام خمینی(ره) هم از جمله شخصیت هایی است که به خاطر فعالیت کمیته امداد در لبنان، جلسات و دیدارهایی با علامه فضل الله داشته است. وی در بخشی از کتاب خاطراتش می گوید: «علامه فضل الله روحانی برجسته ای است و خدمات زیادی هم انجام داده است و مراکز فرهنگی بزرگی از طرف آیت الله خویی در لبنان دایر کرده است. ایشان چون نماینده تام الاختیار آقای خویی بود، بنابراین عده ای از دوستان حزب الله لبنان نسبت به وی نظر مثبتی نداشتند. این اختلاف نظر هنوز هم بین حزب الله و دیگران راجع به شیخ حسین فضل الله وجود دارد. بعضی ها به وی علاقمند و گروهی به وی بی علاقه می باشند، ولی ما بر اساس نظر سید حسن نصرالله، آقای سید عباس [موسوی] و مقام رهبری مبنی بر رعایت حرمت افراد، رعایت حال علامه فضل الله را می کردیم و حرمت وی را نگه می داشتیم. البته من رابطه ام با ایشان خوب بود و خیلی هم به من علاقه داشت و من معمولاً در لبنان خدمت ایشان می رسیدم. در هر صورت علامه شیخ فضل الله یک شخصیتی است و نظرات و دیدگاه‌هایی نیز دارد که بر اثر همین دیدگاهها هم بعضی اوقات مورد انتقاد و اعتراض قرار می گیرد، مثلاً یک بار درباره حضرت زهرا(س) یک صحبت هایی کرده بود که موجب ناراحتی حضرت آیت الله وحید خراسانی شد و ایشان هم در جواب وی، مطالبی گفتند. (نیم قرن خدمت؛ خاطرات سید رضا نیّری (ابوالایتام)، تدوین حجت الله طاهری، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1393، صص 213 و 214)

تأمل و پیشنهاد

تأمل در این دیدارنوشته ها نشان می دهد که متأسفانه شخصیت ها و حتی نویسندگان ایرانی آنقدر دقت نظر و قدرت مشاهده و توصیف و تبیین بالایی ندارند که شرح دقیق تری از دیدارها و محتوا و فضای گفتگوها داشته باشند تا تجربه شان به درستی و جامعیت انتقال پیدا کند. چراکه تقویت قدرت مشاهده یا شرح حوادث و دیدارها و تبیین صحیح از آن سبب انتقال تجربه به دیگران می شود. ضروری است هم به مسئولان فرهنگی و خصوصاً دیپلمات ها و رایزنان فرهنگی و علمی و مبلغان بین المللی ما آموزش داده شود تا هم قدرت مشاهدات خود و هم توانمندیها و مهارت های خود را بالاتر ببرند و هم آموزش داده شود که خاطرات و دیدارها را با جزئیات ثبت بکنند و خود این نهادها و مراکز، بعد از طی مدت زمانی، این گزارشات را منتشر کند. این پیشنهاد نه تنها مناسب فضای خارجی، بلکه برای فضای داخلی هم پیشنهاد می شود و می تواند در سیاستگذاری های آتی مورد استفاده قرار بگیرد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا