اندیشمندان و چهره های فرهنگیجریان شناسی فکری و مذهبی

عدالت صحابه و خوانش‌های نو

بررسی کتاب اختلافات سیاسی بین اصحاب، قداست مبانی و جایگاه اشخاص

محمد قطرانی 

یکی از پرچالش‌ترین مباحث در حوزه تاریخ اسلام در میان گروه های مختلف اسلامی نگاه به اصحاب پیامبر و جایگاه ایشان در دین است. به طور سنتی این گونه گفته می شود که اهل سنت قائل به عدالت همه اصحاب(کسانی که پیامبر را درک کرده اند) هستند اما شیعیان صرف اصحاب بودن را کافی نمی دانند و عملکرد اصحاب پیش و پس از پیامبر را دال بر قضاوت خویش نسبت به ایشان می‌دانند.

 یکی از آثاری که در میان اهل سنت در سالهای اخیر در این مورد به زیور طبع در آمد، کتاب «اختلافات سیاسی بین اصحاب، قداست مبانی و جایگاه اشخاص» است که محمد مختار الشنقیطی نویسنده موریتانیایی و استاد دانشگاه دوحه قطر آن را نوشته است. اگرچه این کتاب در اوایل سده جدید نوشته شد اما با حوادث بهار عربی یا  بیداری اسلامی در سال 2011 نیاز به این نگاشته بیش از پیش احساس شد و در آن سالها بود که این کتاب بیشتر بر سر زبان ها افتاد. مقابله با نظام های استبدادی نیاز مشترک همه عرب های خاورمیانه بود و این مساله از دید شنقیطی نیاز به یک بازخوانی در ادبیات دینی داشت:

«امت از بحران تاریخی خود خارج نمی شود مگر این که بداند چگونه وارد آن شده است. خروج از این چالش حقوقی تاریخی بدون مطالعه اختلافات سیاسی بین اصحاب در قرن اول ممکن نیست؛ مطالعه ای که تقدس را به مبانی و مبادی ببخشد و آن را بر جایگاه افراد ترجیح دهد در حالی که اکنون پژوهشگر خود را بین بدگوی به تاریخ و مانع از تدقیق در آن گرفتار می بیند»(ص48)

« اولویت امروز ما این است که زشتی های اعمال مستبدین را نشان دهیم و آن ها را از هرگونه مشروعیت اخلاقی و تاریخی منفک سازیم … اما نشان دادن زشتی های اعمال مستبدین امروز ممکن نیست مادامی که انحرافات سیاسی که در عصر صحابه اتفاق افتاده به گونه ای دفاع و یا توجیه شود.» (ص 60)

شنقیطی که اسلامگرایی دو آتشه است و طبعا مانند هر اسلامیست دیگری به دنبال احیای خلافت اسلامی در این مجال هیچ سرسازگاری با معاویه بن ابوسفیان ندارد؛ اگرچه او از چارچوبه نگاه کلاسیک اهل سنت به مساله صحابه خارج نمی شود اما از خطاانگاری برای معاویه و عمروعاص نیز چشم نمی‌پوشد:

« در صفین قدرت بر حق، بغی بر عدل، ملک بر خلافت پیروز شد و مسلمین همواره تا امروز از برون آمدن از این بحران حقوقی عاجز بوده اند؛ در عین حال که قرآن و سنت مبانی روشنگری در ایجاد حکومت و اجرای آن دارد و علیرغم این که تجربه انسانی معاصر در این حیطه دارای پندهای روشن است.» (ص 49)

از همین مقدمه وی به اصل بحث خود می رسد و می‌گوید که در خوانش افعال صحابه خلطی بسیار اساسی صورت گرفته است:

«بیماری عینیت بخشی به مبانی در عملکرد اشخاص متاسفانه در قرائت ما از حیات گذشتگان و سلف حتی غیر راشدین از آنها سایه انداخته است …. برخورد انفعالی در دفاع از سلف کار را به جایی رسانده که مبادی و مبانی برای حفظ جایگاه اشخاص از بین برود»(ص 58)

شنقیطی که کتاب خویش را بیش از این که کتابی در حوزه تاریخ بداند، در حوزه فقه سیاسی می‌انگارد، قرائت اهل سنت از عملکرد صحابه را در پنج دسته تقسیم بندی می‌کند(ص 160)

  1. گروهی از هرگونه مطالعه در مورد اختلافات صحابه خودداری می کنند که متکلمین اهل سنت این گونه بوده اند.
  2. دعوت کنندگان به خودداری از فرورفتن در اختلافات بین صحابه در عین حال که خود در این زمینه مطالعاتی دارند مانند ذهبی در تاریخ الاسلام یا سیراعلام النبلاء و ابن کثیر در البدایه و النهایه
  3. کسانی که به اختلافات می پردازند اما همه اطراف اختلاف را تاویل می کنند به این گونه که همه مجتهد ماجور بوده اند و این مشهورترین طیف در میان اهل سنت است.
  4. کسانی که به اختلافات می پردازند اما عملکرد افراد را تاویل نمی کنند مانند حسن بصری
  5. مذهب غالیان در دفاع از صحابه که افعال صحابه و غیرصحابه را به حق و غیر حق توجیه می کنند مانند ابن عربی مفسر

در عین حال که شنقیطی ممکن است روشنفکر به معنای عرفی قلمداد شود اما وی در خوانش از افعال صحابه خود را پیروی منهج ابن تیمیه و اصحاب حدیث می‌داند و پالایش تاریخ را بر اساس منهج ایشان مجاز می‌شمارد. بر همین اساس وی 22 قاعده برمی شمرد که مبتنی بر آنها باید به اختلافات بین صحابه پرداخت. برخی از این قواعد که همه برگرفته از آرای ابن تیمیه است به این صورت است:

  • نقل روایت های صحیح
  • استصحاب فضل اصحاب
  • تمییز بین ذنب مغفور و سعی مشکور
  • اعتراف به اثر جاهلیت در عملکرد افراد و اصحاب در آن جامعه

و ….

در نظر وی ابن تیمیه و اصحاب اهل حدیث در پایبندی به مبانی و در عین حال جایگاه اشخاص تعادل برقرار کرده اند. وی می‌گوید:

« یکی از مشکلات اصلی در مطالعه تاریخی درد تجسید است. به این معنا که اصول دین در اشخاص ولو بزرگ اما به هر حال غیرمعصوم متجسد شود؛ یا این که اصول و مبانی در ابزارهای برهه تاسیس دین تبلور پیدا کند. هرچه آن ابزارها در محدوده زمان و مکان خود موفق باشند. از درد تجسید دو درد دیگر متولد می شود: جبر و جمود . جبر یعنی ایمان به این که امکان دیگری در تاریخ وجود نداشته و هرچه شده لابد باید میشده! جمود نیز یعنی اکتفا به همان ابزارهایی که در گذشته موفق بود اما چه بسا امروزه موفق نباشد و یا در آینده شایسته نباشد که بکار گرفته شود…. در تاریخ نویسی علمای گذشته صرفا به ذکر مناقب اصحاب پرداخته شده است و مشکل این مطالعه این است که بین زندگی صحابه و سلف نخستین و طبیعت بشری آنها فاصله افتاده است. سپس وی بیان می کند که قرآن نیز داستان های پیامبران را با نقاط ضعف و قوت ایشان بیان کرده است. وی سپس بیان می کند که من در این مسیر به منهج عمار تاسی می کنم آن جا که وی در جنگ جمل تصریح کرد که عایشه همسر پیامبر شما در دنیا و آخرت است اما خدا شما را در جنگ جمل به این مبتلا کرده است که از او تبعیت می کنید یا از عایشه؟»(ص 67)

در نهایت شنقیطی در کتاب خود که مقدمه بزرگان اخوانی مانند قرضاوی و راشد الغنوشی را نیز بر خود دارد، به ابن تیمیه نیز اشکال می‌گیرد که وی در تحلیل عملکرد معاویه به قواعد منبعث شده از آثار خویش پایبند نبوده است. در نگاه شنقیطی ابن تیمیه در عین حال که تصریح کرده است که از علی بن ابیطالب(ع) در صحیحین فضائل روشن و مشخصی نقل شده و از معاویه هیچ ذکری به میان نیامده، اما ابن تیمیه در تاویل افعال و عملکرد معاویه خود را به تکلف بسیار انداخته و نابجا افعال وی را توجیه کرده است (ص 173) به عبارتی در نظر وی ناهمسازگاری بین مبانی ابن تیمیه و توجیه عملکرد معاویه بن ابوسفیان وجود دارد.(ص 195)  شنقیطی که عدالت صحابه را صرفا به معنای وثاقت در نقل از نبی تعریف می کند و با تبیین آن به معنای عدم گناه کبیره یا اصرار بر صغیره مخالف است، در نگاهش عملکرد معاویه بن ابوسفیان قابل توجیه و تحلیل نمی آید. وی می نویسد:

«اهل شام سپس بر خلیفه راشد(امام علی(ع)) خروج کرده و آنها قومی بودند که مساله کشته شدن خلیفه(عثمان) را با شهوت ملک و سلطنت در هم آمیختند و معاویه و همراهان او، امت را به جنگی کشاندند که در آن هفتاد هزار نفر کشته از بهترین افراد امت برجای ماند. بدترین از این مساله از بین رفتن ارکان خلافت راشده بود؛ نه آنها به قواعد شریعت در خونخواهی خلیفه مقتول پایبند بودند و نه برای امت منهاج نبوی در سیاست و حکمرانی را باقی گذاردند بلکه بدعت سلطنت را ایجاد کردند و این اولین بدعتی بود که در اسلام ایجاد شد و اثرش تا امروز بر امت و دین باقی مانده است…..(ص 192) … به عبارتی نقش معاویه عظیم تر از خروج بر جماعت و منازعه در امر حکمرانی است بلکه وی پایه های نظام سلطنت را به جای دولت خلافت ایجاد کرد و سنتی سیئه را در اسلام بنا نهاد که در های ظلم و ستم بواسطه آن تا امروز باز شده است و خون هایی که پس از 14 قرن هنوز خشک نشده است. … عملکرد بعدی معاویه نیز به هیچ وجه قابل توجیه نمی آید. آن چه معاویه بعدتر در قتنه وراثت سلطنت برای پسرش باقی گذاشت به هیچ وجه توجیه بردارد نیست.(ص 202) »

در بخش پایانی کتاب نیز شنقیطی به نظر پنجم در عملکرد صحابه که پیشتر گفته شد پرداخته و آن را نقد می‌کند. نظری که نه فقط سعی بر توجیه و تاویل عملکرد صحابه که تابعین نیز دارد.

کتاب: الخلافات السیاسیه بین الصحابه، رساله فی مکانه الاشخاص و قدسیه المبادئ

نویسنده: محمد بن مختار الشنقیطی

انتشارات: الشبکه العربیه للابحاث و النشر

سال چاپ: 2013(چاپ اول)

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا