جریان شناسیجریان شناسی سیاسیعراق

جریان‌شناسی سیاسی کردستان عراق

صلاح‌الدین خدیو

دولت فعلی اقلیم کردستان حاصل سه روند است؛

1) روند انشقاقی که در 1964 اتفاق افتاد که هنوز به قوت خودش باقی است.

2) حمایت­های بین المللی و در رأس آنها آمریکا از اقلیم کردستان در حد حفظ خودمختاری فعلی. دولت آمریکا در شکل­‌گیری و حفظ اقلیم کردستان در دو مقطع نقش آفرینی کرد. در سال 1991 در تصویب منطقه پرواز ممنوع، کرکوک را خارج از مرزهای اقلیم کردستان قرار داد. مصادف با حمله داعش در 2014 که اربیل در خطر سقوط بود، نخست ایرانی‌­ها و سپس آمریکا به کمک کردها شتافتند و داعش را دور کردند. در سال 2017 که ارتش عراق تقریبا 50 درصد از جغرافیای کردستان را گرفته بود آمریکا حدود و ثغور سال 1991 را یادآوری کرد و مانع ورود ارتش به اربیل شد.

3) اقتصاد این منطقه، اقتصاد نفتی است و اقتصاد نفتی یک دولت رانتی را تشکیل داده است. ولی درجایی که دو دولت داریم و حزب از دولت مهمتر است، پدیده دولت رانتی بازنمایی مخصوص خودش را پیدا می­کند. در کردستان عراق که دو حزب اصلی موجود است، به معنای دو حزبی در نظام­های توسعه یافته لیبرال غربی نیست؛ اینکه حزبی شکست می­خورد، حزب دیگر جای آن را می­گیرد. بلکه در اینجا دولت حزب را داریم، دولتی که ریشه­‌اش حزب است و حزب هم در تمام این سال­های گذشته پابه‌­پای اقتصاد پیش رفته و به بخشی از روندهای اقتصادی این منطقه تبدیل شده است. حتی برخی منتقدین احزاب کردستان، اصطلاح حزب کمپانی را به کار می‌­برند. که اشاره به؛ منحصر کردن فرصت­های اقتصادی و بذل و بخشش این امتیازات بر اساس سلسله مراتب حزبی و خانواده‌­های حاکم و نزدیک به قدرت، است.

فساد جدید در کردستان عراق

قبلا تصمیمات اساسی قبل از تصویب در پارلمان، در دفاتر سیاسی احزاب تعیین می­شد و پارلمان نقش سیاسی خود را نمی‌­توانست ایفا کند. پدیده جدید قابل ملاحظه که در سال­های اخیر اتفاق افتاده این است که دفاتر سیاسی احزاب، که قبلا مرکز اصلی قدرت بودند، کارکردهای قبلی خودشان را از دست دادند و خانواده‌­های حاکم بر این احزاب بیش‌­ازپیش نقش دفتر سیاسی را کمرنگ می­کنند و تصمیمات در دایره‌­های بسته خانوادگی و محافل و مجالس نزدیک و متحد با آنها اتخاذ می­شود. در ابتدا این خصیصه­ حزب دموکرات کردستان بود، اما الان حزب اتحادیه میهنی هم همین گونه  شده است، البته از انسجام کمتری نسبت به حزب دموکرات برخوردار است.

خانوادگی شدن احزاب به معنای خانوادگی شدن اقتصاد و این به معنای شخصی شدن روندهای سیاسی است. این روندی است که در درازمدت ره به توسعه سیاسی و اقتصادی نمی‌­برد و جامعه را خالی از نهادهایی می­کند که در بزنگاه‌­ها باید به داد جامعه برسند. روند فعلی در کردستان عراق جامعه مدنی را از فرصت­های حقیقی خودش محروم می­کند. مثلا در حزب دموکرات کردستان بعد از پایان دوره ریاست مسعود بارزانی، پست مهم ریاستی یعنی ریاست اقلیم کردستان، به ترتیب به دو نفر از عموزاده‌­های بارزانی رسید. این پست کلیدی، در کنار سازمان­های امنیتی و گلوگاه­‌های اقتصادی و ارتش و نیروهای نظامی است که این خانواده در آنها نیز حضور فعال دارند، اخیرا همین مدل در حزب اتحادیه میهنی کردستان هم پیاده شده است.

دفاتر سیاسی احزاب، که قبلا مرکز اصلی قدرت بودند، کارکردهای قبلی خودشان را از دست دادند و خانواده‌­های حاکم بر این احزاب بیش‌­ازپیش نقش دفتر سیاسی را کمرنگ می­کنند و تصمیمات در دایره‌­های بسته خانوادگی و محافل و مجالس نزدیک و متحد با آنها اتخاذ می­شود.

حزب اتحادیه میهنی کردستان

حزب اتحادیه میهنی در دهه 80 به لحاظ سیاسی و نظامی از حزب دموکرات قوی­‌تر بود، البته فاصله خیلی زیاد نبود اما در دهه 80 اتحادیه میهنی بود که گفتمان سیاسی جذاب‌­تری را به جامعه عرضه می‌­کرد و از لحاظ نظامی هم حضور قدرتمندتری در کردستان عراق داشت و این نقطه قوت­‌ها مرهون پایگاه اجتماعی و گفتمان سیاسی محبوب‌­تری بود که این حزب داشت. موتور محرک این حزب در سال 1975 گروه­‌های شهرنشین و طبقه متوسط بودند. دلیل تشکیل جبهه توسط این حزب این بود که تمام جامعه­ کُرد آن زمان را شامل شود. اما مشکل بعد از بازگشت از کوه به شهر بود، اتحادیه میهنی مدعی بود سوسیالیسم را به عنوان یک اندیشه عدالت خواهانه با ناسیونالیسم کردی به شیوه­ای موفق آمیزش داده و از این امتزاج موفق یک ایدئولوژی نوین برای رهایی ملت کرد درست کرده است. اما فروپاشی شوروی باعث شد این حزب بلحاظ تئوریک خلع سلاح شود! بعد به کپی ناشیانه و ناموفق از حزب دموکرات دست زد، حزب دموکرات برند اصلی کردییت سنتی است و هیچ حزبی یارای مقابله با آن را ندارد. تاریخ 70ـ 80 ساله درخشان و رهبری اسطوره‌­ای در مقاطع مختلف، متعلق به حزب دموکرات بود. نقش خاندان بارزانی، به عنوان رأس یک طریقت صوفی و تعبدی که در این حزب وجود دارد، باعث شده حزب دموکرات کردستان هیچگاه دچار انشقاق‌­های ویرانگر نشود.

در انشقاق 1964 بین دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی و ساختار اقتصادی که کردستان عراق پیدا کرد. چاره­ای نبود جز اینکه اتحادیه میهنی خودش را برند اصلی کردیت معرفی کند و از پایگاه اولیه خودش فاصله بگیرد. با فاصله گرفتن از پایگاه اولیه، آن را از دست داد و نتوانست یک اندیشه جدیدی را جایگزین کند و صرف تقلید از حزب دموکرات مشکلات حزب اتحادیه میهنی را بیشتر کرد.

مشکل حزب میهنی با یک سری اشتباهات تاکتیکی دیگر بیشتر شد. سال 2005 این دو حزب توافقنامه استراتژیک امضا کردند و اتحادیه میهنی در کرکوک و سلیمانیه رأی خوبی داشت. اما اشتباه این حزب این بود که موقع تقسیم پست­ها در عراق و کردستان، این حزب پست ریاست جمهوری عراق را بر پست ریاست اقلیم کردستان، ترجیح داد و ریاست اقلیم به حزب دموکرات رسید و جلال طالبانی از حزب اتحادیه میهنی رئیس جمهور عراق شد. اما وقتی عراق به ورطه جنگ افتاد توجه به کردستان جلب شد و سرمایه­گذاری­های زیادی در آنجا انجام شد. اینها شروع افول اتحادیه میهنی در مراتب قدرت در عراق و اقلیم کردستان بود.

اتحادیه میهنی مدعی بود سوسیالیسم را به عنوان یک اندیشه عدالت خواهانه با ناسیونالیسم کردی به شیوه­ای موفق آمیزش داده و از این امتزاج موفق یک ایدئولوژی نوین برای رهایی ملت کرد درست کرده است. اما فروپاشی شوروی باعث شد این حزب بلحاظ تئوریک خلع سلاح شود! بعد به کپی ناشیانه و ناموفق از حزب دموکرات دست زد

جنبش تغییر

بر اساس روابط و ظرایف بین این دو حزب، افول حزب میهنی باعث نرمش‌­ها و انعطاف‌­های بیشتر این حزب در برابر حزب دموکرات کردستان شد. انشعابی که در سال 2009 به رهبری آقا نوشیران مصطفی، شخصیت دوم و اصلی اتحادیه میهنی، رخ داد و از دل آن جنبش تغییر ظاهر شد ریشه در همین مشکل(انعطاف­ در مقابل حزب دموکرات) داشت. از سال 2005 که پست‌­ها تعریف شد حزب میهنی برای ایجاد توازن قدرت خواستار سیستم پارلمانی بود اما حزب دموکرات، به ریاست بارزانی خواستار سیستم ریاستی بود. نرمش‌­های آقای طالبانی، که نوشیران مصطفی او را متهم می‌­کرد حفظ پست ریاست جمهوری برای طالبانی خیلی مهم بوده، باعث شد اینها(نوشیران مصطفی) در مقام جناح سرسخت­‌تر اتحادیه میهنی، در مقابل حزب دموکرات کردستان قرار بگیرند و از اتحادیه میهنی خارج شوند و اولین انشعاب حزب اتحادیه میهنی، در دوران پس از سقوط صدام، شکل دهند. جنبش تغییر داعیه اصلاح طلبی داشتند و می گفتند سیستم حکومتی اقلیم کل ساختار خانوادگی آن و الیگارشی ها حاکم و حزب سالاری های آنجا نیاز به اصلاحات دارد ولی انگیزه اصلی آنها مخالف با حزب دموکرات بود.

جنبش تغییر در اولین انتخاب بعد از انشعاب در سال 2010 توفیق خیره کننده‌­ای به دست آورد. 25 کرسی از کرسی­‌های پارلمان را صاحب شد و به همان نسبت اتحادیه میهنی دچار شکست دیگری شد، البته این شکست باعث واگذاری قدرت در سلیمانیه نشد. جنبش تغییر نتوانست در ادامه ابزار لازم برای اعمال نظرات خود را به دست بیاورد و به مرور دچار تنزل شد و با بیماری و فوت رهبرش خیلی از امیدها که به او بسته شده بود رنگ باخت. در کردستان عراق سیاست حامی‌­پروری ویژگی هر دو حزب بود، چون مبتنی بر اقتصاد نفتی و رانتی است. هر حزبی که خارج از چارچوب حامیان این دو حزب باشد، به هر شکل سعی می­کنند آن را منحرف ­کنند و این بلایی بود که بر سر اپوزوسیون آمد! در جایی که نهادهای سیاسی کارآمد وجود ندارند و قانون به راحتی دور زده می­شود، رابطه بر ضابطه حاکم است، حامی پروری‌­ها و پررنگ‌­تر شدن و سخت‌­تر شدن الیگارشی‌­های اقتصادی و سیاسی حاکم، به نفع توسعه سیاسی نخواهد بود.

حزب دموکرات برند اصلی کردییت سنتی است و هیچ حزبی یارای مقابله با آن را ندارد. تاریخ 70ـ 80 ساله درخشان و رهبری اسطوره‌­ای در مقاطع مختلف، متعلق به حزب دموکرات بود. نقش خاندان بارزانی، به عنوان رأس یک طریقت صوفی و تعبدی که در این حزب وجود دارد، باعث شده حزب دموکرات کردستان هیچگاه دچار انشقاق‌­های ویرانگر نشود.

ولی با رفتن جنبش تغییر، مشکل اتحادیه میهنی حل نشد و هر روز یک تفرقه و انشقاق و درگیری در آن ایجاد می­شود. اما ارتباطات اقتصادی بین سران مختلف اقلیم کردستان گزینه جنگ داخلی را مردود کرده است. بافل طالبانی تلاش کرده پسر عموی خودش لاهور شیخ جنگی را کنار بزند و خودش حاکم بلامنازع شود. البته این دو هیچ اختلاف فکری و سیاسی و جهت­‌گیری استراتژیک متفاوتی ندارند و بیشتر بازی تاج و تخت و اختلاف بر سر قدرت و ثروت است. حزب دموکرات هم موضع مثبتی نسبت به قدرت­‌گیری بافل طالبانی دارد. چون حزب دموکرات می­داند در کوتاه مدت نمی­‌تواند نظر سلیمانیه را به خودش جلب کند و احتیاج دارد یک رقیب ضعیف شده را داشته باشد.

در شرایطی که هنوز آمریکا حضور دارد و پوشش هوایی کردستان عراق را تامین می­کند، این بیماری­‌ها پوشیده می‌­ماند. کردهای عراق، مثل افغانستان، باید خودشان را برای جهان پساآمریکا آماده کنند. امکان خروج غرب از منطقه و تضعیف نقش متحدان اروپایی امکان مسلمی است. در این صورت جاهایی که وابسته به حمایت آنها بودند باید بیشتر به فکر بازبینی در روندهای اقتصادی خودشان باشند. خارج شدن آمریکا باعث قدرت گرفتن روسیه و چین و ایران و ترکیه در منطقه می­شود.

حزب میهنی برای ایجاد توازن قدرت خواستار سیستم پارلمانی بود اما حزب دموکرات، به ریاست بارزانی خواستار سیستم ریاستی بود. نرمش‌­های آقای طالبانی، که نوشیران مصطفی او را متهم می‌­کرد حفظ پست ریاست جمهوری برای طالبانی خیلی مهم بوده، باعث شد اینها(نوشیران مصطفی) در مقام جناح سرسخت­‌تر اتحادیه میهنی، در مقابل حزب دموکرات کردستان قرار بگیرند و از اتحادیه میهنی خارج شوند

جریانات اسلامی

پیشینه این جریانات به چند دهه قبل برمی­گردد. جریان اخوان المسلمین به صورت یک جریان سراسری در عراق وجود داشت و در دهه‌­های گذشته تعدادی از روحانیونی که اطراف ملامصطفی بارزانی حضور داشتند بصورت مخفی وابسته به اخوان بودند ولی هویت سیاسی خودشان را بروز نمی‌­دادند و به جنبشی که بارزانی پدر، رهبری می­کرد پیوسته بودند. در میانه جنگ ایران و عراق برخی از اینها تحت تاثیر انقلاب و افکار آیت الله خمینی(ره) از اخوان المسلمین جدا شدند و «حرکت اسلامی کردستان عراق» را در سال 1987 تشکیل دادند. این جنبش، مثل دیگر جنبش­های کردستان عراق، مورد حمایت ایران قرار گرفت. نقطه افتراق حرکت اسلامی با اخوان المسلمین قبول داشتن جهاد علیه صدام بود و حرکت اسلامی، لشکر اسلامی کردستان را به عنوان شاخه نظامی خودش تشکیل داد.

بعد از بازگشت به شهرها در سال 1991 اینها عمدتا در حلبچه بودند. اولین اصطکاک کردها بعد از بازگشت به شهرها مابین اتحادیه میهنی و حرکت اسلامی اتفاق افتاد. اینها سال 92 باهم درگیر شدند آن موقع این انگاره وجود داشت که اتحادیه میهنی یک حزب غیرمذهبی است و حزب دموکرات از آن مذهبی­‌تر است. درگیری باعث شکست موقت حزب حرکت اسلامی شد و با کمک ایران اینها به منطقه حلبچه برگشتند و ساکن شدند.

با رفتن جنبش تغییر، مشکل اتحادیه میهنی حل نشد و هر روز یک تفرقه و انشقاق و درگیری در آن ایجاد می­شود. اما ارتباطات اقتصادی بین سران مختلف اقلیم کردستان گزینه جنگ داخلی را مردود کرده است.

در سال 1994 شاهد اعلام تاسیس «اتحاد اسلامی کردستان» شاخه اصلی اخوان المسلمین در کردستان عراق، بودیم. اتحاد اسلامی بعد از درگیری اتحادیه میهنی و حرکت اسلامی، اعلام موجودیت کرد. این حزب اولین حزب مدنی و غیرمسلح کردستان بود و معتقد بودند سیاست ورزی باید بدون اسلحه باشد و عمدتا فعالیت­های خیریه و عام المنفعه داشتند. حرکت اسلامی و جمعیت اسلامی علی باپیر هردو شاخه مسلح داشتند. اما جمعیت اسلامی بعد از انشعاب اسلحه‌­ها را تحویل داد و به یک حزب غیرمسلح تبدیل شد. جنبش تغییر هم خواهان انحلال میلیشایی حزبی بود. اینها بنیانگذاران اپوزوسیون و شروع سیاست ورزی جدید و لیبرال در محیط شبه نظامی کردستان عراق بودند.

در انتخابات­‌هایی که آن موقع برگزار می‌­شد اتحاد اسلامی کردستان معمولا 20 درصد را کسب می­کرد که برای یک حزب اسلامی نوپا زیاد بود. این حزب بعد از آمدن آمریکا و سقوط صدام دچار افت منزلت اجتماعی شد. اتحاد اسلامی در 7ـ 8 سال اول خود در کنار ریزش دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات خیلی موفق بود. هواخواهان این حزب بعدا آن را متهم می کردند که به اندازه کافی انقلابی عمل نمی­کند و جناح چپش به نفع احزاب تازه تاسیسی مثل جنبش تغییر ریزش کرد و جناح متشرع­‌تر آن به نفع جمعیت اسلامی ریزش کرد.

حزب حرکت اسلامی هم دچار اختلاف و جناح بندی­‌های فراوان شدن بود و به چندین حزب تقسیم شد. موقع حمله آمریکا، بخشی از آنها در مظان اتهام طرفداری از ابومصعب الزرقاوی و جریانات جهادی مخالف حکومت جدید عراق بودند و از سوی آمریکا مورد حمله موشکی قرار گرفتند. همان موقع علی باپیر که چهره اصلی و متفکر این جریان بود جدا شد و «جمعیت اسلامی» را تاسیس کرد.

پایگاه بیشتر احزاب سلیمانیه است چون آزادی بیشتری نسبت به مناطقِ تحت کنترل حزب دموکرات دارد. حزب «نسل جدید» که عمدتا از طبقه جوان و متوسط شهری است، در سلیمانیه فعال است. این حزب از بقیه احزاب صریح‌­تر است و صراحتا با رفراندم استقلال کردستان مخالفت کرد.

اتفاق دیگری که پارسال رخ داد آقای علی باپیر پسوند اسلامی را از حزبش برداشت و اعلام کرد به خاستگاه و اهداف اسلامی همچنان وفادار است و تبدیل شد به «جمعت دادگری» این یک حرکت تاکتیکی مناسب بود که بتواند گروه‌­های اجتماعی بیشتری که منتقد وضع موجود بودند به خودش جذب کند. جمعیت اسلامی آقای علی باپیر به نسبت اتحاد اسلامی و حرکت اسلامی نقش اپوزوسیون را بهتر توانست بازی کند و موقعیتش از اتحاد اسلامی بهتر شده بود و اتحاد اسلامی با تزلزل جایگاه مواجه است.

پایگاه بیشتر احزاب سلیمانیه است چون آزادی بیشتری نسبت به مناطقِ تحت کنترل حزب دموکرات دارد. حزب «نسل جدید» که عمدتا از طبقه جوان و متوسط شهری است، در سلیمانیه فعال است. این حزب از بقیه احزاب صریح‌­تر است و صراحتا با رفراندم استقلال کردستان مخالفت کرد. این حزب چند کرسی در پارلمان عراق و کردستان دارد و رادیکال­‌ترین نقد را به جریان حاکم در کردستان عراق و مشخصا حزب دموکرات دارد.

بایسته­‌هایی در مورد کردستان عراق

کردستان عراق به لحاظ زیرساختی و اقتصادی و امنیت پیشرفت­‌های مهمی در دو دهه اخیر داشته است. چیزی که کردها در 1991 تحویل گرفتند یک محیط نظامی وحشتناک با مردمی داغ‌دار و تقریبا همه روستاها دچار کوچ اجباری شده بودند. این منطقه امروز از آن روزها خیلی فاصله گرفته است. البته در چند سال اخیر بر اثر مسائلی که پیش آمد و حمله داعش و افزایش اختلافات میان احزاب و انشعابات از آهنگ رشد کاسته شده است. هرچند این رشد طبیعی نبوده و نیاز به بازتوزیع اقتصادی در میان تمام گروه­‌های اجتماعی و پایان دادن به انحصارات و تیول داری­‌های غیرمدنی و غیرمولد دارد. ولی در کشورهای درحال توسعه مرحله اول که خیز توسعه است خیلی مهم است و آنها این دوره را با موفقیت پشت سر گذاشتند. ولی در مرحله بعدی که متوازن کردن درآمدها و مدنی کردن اقتصاد و غیرنظامی کردن عرصه‌­های اقتصادی و غیرحزبی کردن فرصت­ها است، نیاز به اصلاحات جدی دارد.

آنچه برای افغانستان رخ داد، در صورت عدم اصلاحات جدی و راهبردی، برای کردستان عراق هم محتمل است. اصلاحات اساسی، مخصوصا در عرصه اتحاد دو حزب اصلی و تشکیل یک دولت یک­پارچه و یک­پارچه کردن نیروهای امنیتی که مربوط به احزاب هستند، لازم است.

از طرفی احتمال خروج غرب از منطقه جدی است. در حالی که شکاف دولت ملت خیلی زیاد است و نسل جدیدی که در کردستان عراق وارد مرحله حیات اجتماعی می‌­شوند لزوما دوران صدام را به یاد ندارند و لزوما با قالب‌­ها و کلیشه های حزبی گذشته شکل نگرفتند. الان نسلی ظهور کرده که این کلیشه­‌ها را شکسته است. البته این تحول مثبتی است ولی اگر فرصت سیاسی مناسب برای این نسل ایجاد نشود ممکن است یک انفجار سیاسی رخ بدهد. ممکن است یک حزب با داعیه‌­های عدالت طلبانه ظهور کند و دستاوردها را با خطر مواجه کند. در کل آنچه برای افغانستان رخ داد، در صورت عدم اصلاحات جدی و راهبردی، برای کردستان عراق هم محتمل است. اصلاحات اساسی، مخصوصا در عرصه اتحاد دو حزب اصلی و تشکیل یک دولت یک­پارچه و یک­پارچه کردن نیروهای امنیتی که مربوط به احزاب هستند، لازم است.

حزب دموکرات کردستان

حزب دموکرات کردستان به لحاظ سیاسی یک حزب محافظه‌­کار است. پایگاه اجتماعی آن طبقه محافظه­‌کارتر و سنتی­‌تر کرد هستند. اما این حزب دو گفتمان برای جلب نظر گروه‌­های اجتماعی دارد. یک گفتمان سنتی که ریشه در تاریخ و رهبران روحانی این حزب دارد. دومی گفتمان مدرن برای جلب توجه طبقه جدید و گروه های شهرنشین، که سعی می­کند بین این دو تعادل ایجاد کند. در کنار این دو لازم است تعادلی بین دو سیاست اعلامی و اعمالی رخ بدهد. در عرصه رسانه حزب دموکرات صاحب یک رسانه شورانگیز و میهن پرستانه ناسیونالیسم کردی و مدعی رهبری کردها به سوی استقلال است، اما در عرصه اجرا این نیست. این سیاست اعلامی کمک کرد خواسته‌­هایش را در رقابت با بغداد و اتحادیه میهنی و جنبش تغییر و اسلامی‌­ها، پیش ببرد. اما همین سیاست­های اعلامی در مقطعی باعث اغفال نهادهای تصمیم­‌گیر این حزب شد.

ایران و کردستان عراق

ایران فرصت­های زیادی را در کردستان عراق از دست داده است. سیاست منطقه‌­ای ایران در سال­های گذشته بر اساس مدل هلال شیعی خوب پیش رفته است ولی ظرفیت‌­های تمدنی و فرهنگی ایران پیشرفت نکرده است. کردها در عراق و ترکیه و سوریه به لحاظ قومی و فرهنگی خیلی به ایران نزدیک هستند. ولی تاکید ایران روی بعد مذهبی و پرهیز از ملاحظات فرهنگی دیگر و همچنین ظرفیت اقتصادی ترکیه، باعث شده ترکیه در این رقابت دست بالا را پیدا کند و این به ضرر ایران است. نزدیکترین گروهی که می­توان روی هم پیمانی و اتحادآن در عمق استراتژیک ایران در منطقه حساب کرد کردها هستند، ولی به دلایلی این امر نادیده گرفته شده است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا