آسیای مرکزیتحلیل مسائل روزکشور شناخت

تحلیلی بر ناآرامی‌های قزاقستان؛ شرق و غرب حامی دولت قزاقستان!

فاطمه شاه آبادی – قزاقستان بزرگترین کشور در آسیای میانه، همواره از ثبات سیاسی و اقتصادی مطلوبی برخوردار بوده است. اما در اوایل ماه ژانویه اعتراضاتی در این کشور رخ داد که برخلاف اعتراضات پیشین به خشونت کشیده شد و همین امر موجبات تعجب بسیاری را فراهم کرد. برای بررسی این اعتراضات و عوامل دخیل در ادامه‌ی اعتراضات با آقای امید رحیمی کارشناس مسائل آسیای میانه به گفتگو نشستیم.

در ابتدا اگر ممکن است قزاقستان را به طور مختصر و اجمالی معرفی بفرمایید

قزاقستان بزرگترین جمهوری در آسیای مرکزی است که علیرغم وسعت زیاد (2.7 میلیون کیلومتر مربع) جمعیت کمی دارد، یعنی با وجود اینکه وسعت آن تقریبا دو برابر ایران است، جمعیت آن تنها حدود 19 میلیون نفر می‌باشد. این کشور دارای منابع و ذخایر زیرزمینی بسیار زیادی‌ست، به طوری‌که روزانه ۲ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند و از لحاظ معادن نیز به حدی غنی‌ست که برخی به آن جدول مندلیف می‌گویند.

در کنار اینها، دولت در طول این ۲۸ سال برنامه های خوبی برای بالفعل کردن این منابع بالقوه داشته است، یعنی مانند برخی کشورها نبوده است که این ثروت خرج هزینه های جاری شود، برعکس سرمایه گذاری های خیلی عظیمی با حضور کشورهای مختلف به خصوص اروپایی در این کشور انجام شده به طوری‌که سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در این کشور بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار بوده است. به عنوان مثال هلند که رتبه اول سرمایه گذاری در قزاقستان را دارد 59 میلیارد دلار و آمریکا ۳۶ میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده اند. میدانید که سرمایه گذاری مستقیم خارجی منوط به فاکتور هایی‌ست که قزاقستان از این جهت فضای مطلوبی را ایجاد کرده است که از آن جمله ثبات سیاسی و اقتصادی و به طور کلی افزایش شرایط مطلوب سرمایه‌گذاری می‌باشد.

سرمایه گذاری ها در قزاقستان فقط در حوزه انرژی بوده است؟

در همه حوزه ها، مثل صنایع، تجارت و بازرگانی، مثلا در حوزه کشاورزی هم کشورهای زیادی سرمایه گذاری کرده اند. به خصوص اینکه قزاقستان به علت دارا بودن استپ های گسترده جزو بزرگترین تولید کننده های گندم در دنیا می‌باشد و ایران هم اخیرا تفاهم‌نامه کشت فراسرزمینی با قزاقستان امضا کرد.

دولت در طول این ۲۸ سال برنامه های خوبی برای بالفعل کردن این منابع بالقوه داشته است، یعنی مانند برخی کشورها نبوده است که این ثروت خرج هزینه های جاری شود، برعکس سرمایه گذاری های خیلی عظیمی با حضور کشورهای مختلف به خصوص اروپایی در این کشور انجام شده به طوری‌که سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در این کشور بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار بوده است.

اکنون به موضوع اصلی بحث اگر بپردازیم، بفرمایید آیا این اعتراضات زمینه تاریخی داشته است و چرا تا این حد مورد توجه واقع شد؟

بله زمینه تاریخی دارد، بعد از فروپاشی شوروی و اعلام استقلال قزاقستان آقای نظربایف که دبیر اول حزب کمونیست جمهوری سوسیالیستی قزاقستان شوروی بود از سال ۱۹۹۱ رئیس جمهور این کشور شد و تا سال ۲۰۱۹ که استعفا داد در قدرت بود. ایشان همچنین حزب نور اوتان را از دهه 1990 میلادی تاسیس کردند که تاکنون برنده قاطع تمام انتخابات بوده است. در انتخابات پارلمانی این حزب معمولا با ۷۰ درصد و در انتخابات ریاست جمهوری آقای نظربایف با حداقل ۹۰ درصد آرا همیشه برنده بوده‌اند. لذا گردش قدرت در این کشور به درستی انجام نگرفت و فضای این کشور بسته شد. در کنار این هم رسانه ها در این کشور آزادی چندانی نداشتند؛ البته اینها نسبی‌ست، طبیعتاً نسبت به برخی کشورها وضعیت بهتری داشته است و نسبت به برخی دیگر وضعیت مطلوبی ندارد.  قزاقستان از نظر شفافیت بین الملل با رتبه 94 از بین 180 کشور، اگرچه از دیگری جمهوری‌های شوروی سابق وضعیت بهتری دارد، اما به طور کلی جایگاه مناسبی محسوب نمی‌شود. این موضوع در کنار شکل‌گیری حلقه‌های الیگارشی برخوردار از ثروت و قدرت تاحدودی در جامعه قزاقستان آزار دهنده بوده است.

در حوزه سیاسی باید به این نکته هم اشاره کرد که حتی پس از سال ۲۰۱۹  که آقای نظربایف استعفا داد، همچنان در بخش مهمی از قدرت در این کشور حضور داشت. ایشان در جایگاه رهبر قرار گرفت و رئیس شورای امنیت هم شد که موقعیت آن از رئیس جمهور هم بالاتر است. همین امر نیز منجر به بروز اعتراضاتی در قزاقستان شد. بعد از سال 2019 این اعتراضات به نحوی گسترش یافت، اما در آن‌ها کمتر شاهد خشونت بوده‌ایم.

علت اینکه چرا اعتراضات توجه همه را جلب کرد این بوده است که قزاقستان در منطقه تنها کشوری بوده است که ثبات سیاسی خود را حفظ کرده بود. کشورهای همسایه را اگر در نظر بگیرید یا از ثبات سیاسی خوبی برخوردار نبودند و دچار کودتاها و آشوب هایی شدند و یا از رشد قابل توجهی برخوردار نبودند که بخواهد در معرض توجه باشند. به عنوان نمونه می‌توان به قرقیزستان اشاره کرد.

علت شکل گیری این اعتراضات اخیر صرفا به‌خاطر گران شدن قیمت گاز بود؟

در ابتدا که دولت قیمت گاز مایع را دو برابر کرد برخی تجمعات و اعتراضاتی شکل گرفت. اما خب دولت قیمت گاز را دوباره کاهش داد و به قیمت قبل بازگرداند و علی‌رغم کاهش قیمت اعتراضات همچنان ادامه پیدا کرد یعنی از مطالبات از حوزه اقتصادی به سیاسی تغییر جهت داد، پس میتوان گفت قیمت گاز بستری برای شروع اعتراضات بود.

بعد از فروپاشی شوروی و اعلام استقلال قزاقستان آقای نظربایف که دبیر اول حزب کمونیست جمهوری سوسیالیستی قزاقستان شوروی بود از سال ۱۹۹۱ رئیس جمهور این کشور شد و تا سال ۲۰۱۹ که استعفا داد در قدرت بود. ایشان همچنین حزب نور اوتان را از دهه 1990 میلادی تاسیس کردند که تاکنون برنده قاطع تمام انتخابات بوده است. در انتخابات پارلمانی این حزب معمولا با ۷۰ درصد و در انتخابات ریاست جمهوری آقای نظربایف با حداقل ۹۰ درصد آرا همیشه برنده بوده‌اند. لذا گردش قدرت در این کشور به درستی انجام نگرفت و فضای این کشور بسته شد. در کنار این هم رسانه ها در این کشور آزادی چندانی نداشتند

مطالبات سیاسی معترضین چه بود؟

اصلاح ساختار سیاسی، کاهش اقتدار گرایی و تضاد طبقاتی، گردش قدرت و نخبگان، کنار رفتن آقای نورسلطان نظربایف از قدرت و ارتقا شاخص های دموکراسی و مواردی از این دست.

دولت در مقابل این خواسته ها چه اقدامی انجام داد؟

فارغ از اعتراضات اخیر به طور کل آقای توکایف از زمان ریاست جمهوری روندهایی از اصلاحات را به صورت تدریجی و در پاسخ به مطالبات مردم به اجرا در آورده است. در قزاقستان شورایی را به نام شورای  اصلاحات تشکیل شده و فضا برای اظهار نظر احزاب مخالف بیشتر فراهم شده است. به طور کل فضا مقداری به سمت بازتر شدن پیش رفته است که حضور قدرتمندتر احزاب دیگر و اپوزیسیون ها را شاهد هستیم. اما از نظر مردم این اصلاحات شاید کافی نبوده، یا کند و غیرواقعی و غیرتاثیرگذار بوده است.

اما در خصوص وقایع اخیر، در ابتدا آقای توکایف در پاسخ به مطالبات سیاسی مردم دولت را منحل کرد و به دنبال تشکیل کابینه و تیم جدید بود اما این اقدام کفایت نکرد و اعتراضات گسترش یافت و به ویژه در شهر آلماتی وارد فاز خشونت آمیز شد. به طوری‌که معترضین مسلح شدند و به ماموران امنیتی حمله کردند و وقتی که یک جنگ تمام عیار شروع شد دولت خیلی قاطعانه‌تر ورود کرد. بانک ها تعطیل شدند، اینترنت قطع شد و آقای توکایف از سازمان پیمان امنیت دسته جمعی درخواست کمک کرد. لذا نیروهای سازمان که شامل ۳ هزار نفر از نیروهای روسیه، ۵۰۰ نفر نیروهای بلاروس و همچنین از ارمنستان و تاجیکستان و قرقیزستان بودند به قزاقستان اعزام شدند.

حتی پس از سال ۲۰۱۹  که آقای نظربایف استعفا داد، همچنان در بخش مهمی از قدرت در این کشور حضور داشت. ایشان در جایگاه رهبر قرار گرفت و رئیس شورای امنیت هم شد که موقعیت آن از رئیس جمهور هم بالاتر است. همین امر نیز منجر به بروز اعتراضاتی در قزاقستان شد. بعد از سال 2019 این اعتراضات به نحوی گسترش یافت، اما در آن‌ها کمتر شاهد خشونت بوده‌ایم.

این نیرو ها چه اقداماتی را انجام دادند؟

در واقع این نیروها به صورت رزرو در پایتخت بودند و بیشتر از مناطق حساس و حیاتی محافظت کردند، از جمله پایگاه فضایی روسیه، خطوط لوله انتقال نفت و گاز به چین و روسیه، حفاظت از نیروگاه‌ها و سایر زیر ساخت های راهبردی دیگر.

آیا نیروهای نظامی قزاقستان به اندازه کافی قدرت نداشتند که این کشور از نیروهای پیمان دسته جمعی کمک گرفت؟

اتفاقا قرقیزستان ارتش قوی ای دارد و حضور نیروهای پیمان به معنی ضعف نیرو‌های امنیتی و نظامی این کشور نبود بلکه دلایل و معانی دیگری داشت. اول اینکه سازمان پیمان دسته جمعی در قزاقستان قبلا هم حضور داشته و این اولین بار نبود. این سازمان هر سال رزمایش‌ها و برنامه‌های مختلفی اجرا می‌کند. چندی پیش هم نیروهای این کشورها در پاسخ به وضعیت افغانستان در تاجیکستان گرد هم آمدند. دوم اینکه قزاقستان عضو این سازمان است که یک پیمان امنیتی-دفاعی شبیه به ناتو است. وقتی تهدیدی برای یکی از کشورهای عضو این پیمان ایجاد شود، اعضای سازمان موظف‌ند که ورود کنند که این هم نشانه ای از همگرایی کشورهای عضو بود؛ سوم اینکه دولت قزاقستان هم درخواست کرد که این نیروها حضور داشته باشند و این بدین معناست که ۵ یا ۶ کشور پشتیبان یکدیگر هستند که دارای پیام سیاسی و امنیتی مهمی هم برای آشوبگران که ممکن است پشتیبانان خارجی داشته باشند و هم برای برخی کشورهای خارجی که به دنبال تشدید آشوب ها بودند، بود.

کشور خاصی به طور منسجم و یکپارچه پشت این قضیه وجود نداشته است، حداقل در سطح مواضع رسمی چنین چیزی مشاهده نشد و داده‌های قابل اعتمادی هم نداریم. آقای توکایف هم صرفا گفتند که اینها جنگجویانی بودند که در خارج آموزش دیده اند و یا از خارج وارد قزاقستان شده‌اند. اما به طور کل میتوان خشونت روی داده در این اعتراضات را در دو گروه تقسیم کرد، گروه اول اراذل و اوباشی که در همه شهرها وجود دارند و هر اتفاقی بیفتد اینها میروند برای دزدی و غارت که در شهر آلماتی هم طبیعتاً حضور داشتند، و حتی باندهای قاچاقچی. و دسته دوم گروه های مذهبی افراطی بودند که قزاقستان در سالهای اخیر با این گروه ها و جریان‌ها مواجه بوده است.

کشور های خارجی مظنون به دست داشتن در این آشوب ها کدامند؟ نقش روسیه، ترکیه و چین را تبیین بفرمایید.

از نظر من کشور خاصی به طور منسجم و یکپارچه پشت این قضیه وجود نداشته است، حداقل در سطح مواضع رسمی چنین چیزی مشاهده نشد و داده‌های قابل اعتمادی هم نداریم. آقای توکایف هم صرفا گفتند که اینها جنگجویانی بودند که در خارج آموزش دیده اند و یا از خارج وارد قزاقستان شده‌اند. اما به طور کل میتوان خشونت روی داده در این اعتراضات را در دو گروه تقسیم کرد، گروه اول اراذل و اوباشی که در همه شهرها وجود دارند و هر اتفاقی بیفتد اینها میروند برای دزدی و غارت که در شهر آلماتی هم طبیعتاً حضور داشتند، و حتی باندهای قاچاقچی. و دسته دوم گروه های مذهبی افراطی بودند که قزاقستان در سالهای اخیر با این گروه ها و جریان‌ها مواجه بوده است. همانطور که میدانید جمعیت قابل توجهی از قزاق‌ها طی این سال‌ها در سوریه و عراق به داعش و گروه‌های دیگر پیوستند. به هر حال گروه‌های افراطی ای با گرایش های مذهبی یا اجتماعی در این کشور وجود دارند که بخشی از جمعیتی بودند که خشونت را در اعتراضات اخیر قزاقستان اعمال کردند. در این خصوص انتقادی هم به دستگاه امنیتی قزاقستان شد. به عنوان مثال مشاور آقای نظربایف گفته بود دستگاه امنیت با آن شدتی که می‌توانست با گروه های افراطی و تکفیری برخورد سخت نکرد و این مسامحه باعث شد که اینها به خود اجازه بدهند فضا را متشنج کنند.

یکی از گمانه زنی ها در مورد دخالت کشورهای خارجی، این بود که غرب در این جریانات دست داشته است. از نظر منطق این ادعا صحیح به نظر می‌رسد چراکه قزاقستان در منطقه شریک راهبردی ای برای چین و روسیه محسوب می‌شود لذا هرگونه بی ثباتی به نفع غرب خواهد بود اما در بیانیه های کشورهای غربی به خصوص بریتانیا و آمریکا، مشاهده می‌شود که ادبیات اینها متفاوت از ادبیاتی‌ست که در بحران بلاروس، قرقیزستان و حتی ارمنستان به کار بردند. بخشی از بیانه های کشورهای غربی مطابق معمول دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان و اینگونه مسائل است و بخش دیگری که در بیانیه ها بر آن تأکید داشتند حمایت از دولت قزاقستان و مخالفت با خشونت‌ها بود و حتی در بعضی از بیانه های آنها مشاهده شد که مقابله دولت و برخورد با خشونت ها را به رسمیت شناختند؛ موضعی که در اتفاقات بلاروس یا اوکراین اصلا دیده نشد. لذا من فکر میکنم که غربی ها هم خواستند اعلام کنند که ما پشت این اتفاقات نیستیم. شاید در ابتدا از تغییرات ‌ اعتراضات نسبت به گرانی گاز یا قبل از آن حمایت می‌کردند اما از این خشونت‌ ها عقب نشستند و بی ثباتی را در تضاد با منافع خود دیدند. در اثبات این ادعا کافی‌ست تنها کشور هلند را در نظر بگیرید که 59 میلیارد دلار در این کشور سرمایه گذاری کرده است لذا بی ثباتی در این کشور منافع این کشور و سایر کشورهای اروپایی مثل فرانسه و انگلستان را به خطر می اندازد.

یکی دیگر از گمانه زنی ها این بود که روسیه تنش را ایجاد کرده است چراکه در این سال ها گفته می‌شد که قزاقستان به سمت غرب گرایش پیدا کرده و رسانه های پان ترک هم این خبر را زدند که چون به سمت ترکیه گرایش پیدا کرده است، روسیه این آشوب را ایجاد کرده است، اما حضور نیروهای روسیه مهر تاییدی شد بر همگرایی سیاسی و اتحاد این دو کشور.

در خصوص ترکیه، نمیتوان گفت در ایجاد اغتشاشات نقشی داشته است.  بعد از اغتشاشات نیز اردوغان با آقای توکایف تماس گرفت و پیشنهاد کمک داد، وزاری خارجه دو کشور نیز تماس تلفنی داشتند.

چین نیز به همین منوال از دولت آقای توکایف حمایت کرد و آقای شی جین پینگ در پیامی که برای آقای توکایوف ارسال کرد این اتفاقات را انقلاب رنگی نامید. همچین سازمان همکاری شانگهای از دولت قزاقستان حمایت کرد.

در بیانیه های کشورهای غربی به خصوص بریتانیا و آمریکا، مشاهده می‌شود که ادبیات اینها متفاوت از ادبیاتی‌ست که در بحران بلاروس، قرقیزستان و حتی ارمنستان به کار بردند. بخشی از بیانه های کشورهای غربی مطابق معمول دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان و اینگونه مسائل است و بخش دیگری که در بیانیه ها بر آن تأکید داشتند حمایت از دولت قزاقستان و مخالفت با خشونت‌ها بود و حتی در بعضی از بیانه های آنها مشاهده شد که مقابله دولت و برخورد با خشونت ها را به رسمیت شناختند؛ موضعی که در اتفاقات بلاروس یا اوکراین اصلا دیده نشد.

میدانیم که اگر دولت همسو با غرب هم در این کشور روی کار بیاید، سرمایه گذاری ها حفظ می‌شود، آیا غرب برای عقب نشاندن روسیه و چین به دنبال تغییرات در این کشور نبود؟

ببینید اساسا دولت قزاقستان مخالف با غرب یا در مقابل آن نبود که غرب بخواهد تلاش کند تا این کشور را متمایل به خود بکند. دولت قزاقستان این سال‌ها روابط نسبتا خوبی هم با غرب داشته است. ضمن اینکه رهبر بالقوه ای هم از سمت غرب، در این اعتراضات تعیین نشده بود. اگر اکراین را در نظر بگیرید، غرب فردی را که تعیین کرده بود از همه نظر چه رسانه ای چه مالی و … حمایت کرد اما چنین چیزی در قضیه قزاقستان دیده نشد.

نکته دوم این است که حدود 20 درصد از جمعیت قزاقستان را روس تبارها تشکیل میدهند که این نیز فاکتور قابل توجهی است. ضمن اینکه قزاقستان از همان ابتدای استقلال توانست تا حد بسیار عالی ای بین شرق و غرب توازن را حفظ کند که آن را سیاست خارجی چند وجهی نامیده اند و این را مدیون ایده ها و سیاست های آقای نظربایف هستند.

در خصوص سیاست خارجی قزاقستان در دوره آقای نظربایف این نکته هم شایان توجه است که قزاقستان این سال‌ها تلاش کرده تا به عنوان یک میانجی منطقه‌ای مطرح شود. به عنوان مثال برخی مذاکرات در خصوص بحران قره‌باغ، اکراین، سوریه یا حتی مذاکرات ایران و ۵+۱ در آلماتی صورت گرفت که همین اقدامات به علاوه سیاست های عدم اشاعه سلاح هسته ای ِ وی باعث شد این کشور بتواند حمایت‌‌های لازم برای عضویت در شورای امنیت را به دست آورد. در شکل‌گیری اتحادیه ارواسیا هم ایشان چهره مطرحی بود و نقش آفرینی های زیادی در عرصه بین الملل داشته است.

فضا به سمت ثبات پیش می‌رود و نظم در حال برقرار شدن هست و وضعیت تقریبا عادی شده است. پیامدهایی که این اعتراضات داشت، یکی تضعیف جایگاه آقای نظربایف در فضای سیاسی قزاقستان بود که دیگر به حالت قبل برنخواهند گشت. وی از ریاست شورای امنیت قزاقستان کناره‌گیری کرد. ایشان چهره کاریزماتیک و رهبر معنوی قزاقستان بود پس محبوبیت هم داشت، هرچند معمار قزاقستان مدرن و ایده پرداز پیشرفت های این کشور بود اما بالاخره این وجهه ایشان نیز در این اعتراضات به نوعی شکسته شد.‌

پیش بینی شما از نتایج این اعتراضات چیست؟

در حال حاضر که فضا به سمت ثبات پیش می‌رود و نظم در حال برقرار شدن هست و وضعیت تقریبا عادی شده است. پیامدهایی که این اعتراضات داشت، یکی تضعیف جایگاه آقای نظربایف در فضای سیاسی قزاقستان بود که دیگر به حالت قبل برنخواهند گشت. وی از ریاست شورای امنیت قزاقستان کناره‌گیری کرد. ایشان چهره کاریزماتیک و رهبر معنوی قزاقستان بود پس محبوبیت هم داشت، هرچند معمار قزاقستان مدرن و ایده پرداز پیشرفت های این کشور بود اما بالاخره این وجهه ایشان نیز در این اعتراضات به نوعی شکسته شد.‌ وقتی مجسمه آقای نظربایف پایین کشیده شد، تابوی ایشان شکسته شد. از طرفی جایگاه رئیس جمهور، آقای توکایوف، تقویت شد، چراکه توانست این بحران بزرگ را مدیریت کند که کشورهای خارجی هم از ایشان حمایت کردند. اما فضای این کشور به نظرم مقداری بسته‌تر می‌شود، گرچه تا دو سال اخیر اعتراضات به راحتی شکل می‌گرفت اما از این بعد احتمالا اعتراض سخت‌تر می‌شود.

اپوزیسیون هایی که در خارج از کشور هستند، چه فرد یا گروه، آیا اینها هم مظنوند؟

یکی از افراد اپوزیسون که الان در کشور فرانسه زندگی میکند، وزیر سابق تجارت و انرژی قزاقستان به نام مختار آبلیازوف می‌باشد. وی ادعا میکند که رهبر اغتشاش‌گران بوده و در شبکه اوکراین ۲۴ سخنرانی های زیادی انجام داد اما با قطعیت نمی‌توان گفت در رهبری این آشوب ها نقش اصلی را داشته است. اما به هرحال آبلیازوف از سوی غرب به نوعی حمایت می‌شود و یک ظرفیت بالقوه دارد.

یک سری جریان ها هم در داخل کشور هستند که جز مخالفین هستند، اما در این اعتراضات بروز و ظهور زیادی نداشتند و هیچ کدام فعلا در مظان اتهام نیستند. حتی آقای نظربایف هم تا الان هیچ بیانیه ای صادر نکرده، صحبت تلویزیونی هم نداشته و تاکنون چیزی شفاف بیان نشده است. لذا باید همچنان منتظر داده های بیشتر باشیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا