تحلیل مسائل روزشبه قاره و افغانستان

به بهانه انفجارهای اخیر افغانستان، ریل‌های نامرئی فساد

ساناز یوسفی

هنوز دو هفته از انفجار در مسجد پل خشتی کابل نمی­گذرد که انتحاری، جان کودکان بی­‌گناهِ مدرسه­ای را گرفت و فردای همان روز چندین انفجار دیگر در مساجد و معابر چند شهر دیگر اتفاق افتاد و ده­ها انسان بی­گناه را به خاک و خون کشید و صدها خانواده را داغدار کرد! این حادثه‌­ها ماقبل و مابعد و پیام‌­ها و پیامدهای متفاوتی برای افراد و اقشار مختلف در افغانستان دارد. آنچه در این مقال مورد نظر است پیش­‌بینی و تحذیر از مابعدی است که بنظر می­رسد طلیعه آن در همین چند ماه نمایان شده است. خلائی که پیامدهایی بسیار تلخ­‌تر از آنچه تاکنون اتفاق افتاده به­‌دنبال خواهد داشت. لوکوموتیو قدرتِ حاکمان فعلی تازه راه افتاده و امان از روزی که این لوکوموتیو با داشتن منابع ثروت، در مقیاس یک کشور، جان بگیرد!

حاکمان فعلی افغانستان در نبود رسانه آزاد و جو بسته و امنیتی که ایجاد شده، پاسخگوی هیچ اتفاقی نبوده و نخواهند بود. اگر صد برابر بیش از این اتفاقات هم رخ دهد، باز هم بقول معروف ککشان نمی­گزد و خیال و فکرشان مُکدر نمی‌­شود! از چندین منظر می­توان عدم تکدر خاطر اینان را تحلیل کرد. اما آنچه از همه تلخ‌­تر است؛ «عدم احساس نیاز به پاسخگویی به مردم و افکار عمومی» است. البته طبیعت قدرت یکه‌­تازی و سعی در رهیدن از پاسخگویی است. اما اگر منشاء این قدرت مشخص باشد صاحبان قدرت، از سر اجبار هم شده، پاسخگو می­‌شوند. چون اگر پاسخگو نباشند مشروعیت خود را از دست می­‌دهند.

 چرا امروز ما با عدم پاسخگویی حاکمان در افغانستان مواجه هستیم؟ بر اساس گفته فوق اولا طبیعت قدرت یکه‌­تازی است و طبعا نمی­خواهد پاسخگو باشد. ثانیا اگر هم قرار باشد پاسخگو باشد فقط خود را در مقابل ریشه و منشاء قدرت خود پاسخگو می­‌داند. وقتی منشاء قدرت مردم نباشند و افکار عمومی اهمیت نداشته باشد و نُرم­‌های بین المللی هم هیچ انگاشته شود، پاسخگویی به محاق می‌­رود! رسانه (به عنوان نماینده افکار عمومی) را محدود و مسکوت (بخوانید خفه) می­کنند چون ضرورتی برای آن نمی‌­بینند، بلکه آن را موی دماغ خود می‌­دانند!

 حاکمان فعلی خود را پاسخگو نمی‌­دانند چون اجبار و ضرورتی برای پاسخگویی ندارند و نهادی هم وجود ندارد که آنها را تحت نظر و تحت فشار قرار دهد تا پاسخگو بشوند. در این مدت از فساد ساختار و دولت و دولتمردان گذشته سخن بسیار گفته شد و چه بسا صدچندان بشود سخن گفت اما؛ عیب مِی جمله بگفتی هنرش نیز بگوی… در دولت­های سابق رسانه­‌های آزاد و مستقل زیادی در افغانستان فعالیت داشتند و همین باعث می­شد مقداری، اگرچه اندک، از این فسادهای افسار گسیخته کم شود و مردم و افکار عمومی احساس کنند بستری برای مطالبات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و امنیتیِ خود دارند. گاهی دست به دست شدن و چرخیدن یک پُست در فیس­بوک یا دیگر شبکه­‌های اجتماعی باعث می­شد جریانی در کشور به راه بیفتد و مسئولین را وادار به پاسخگویی کند.

اما امروز سران حاکم پاسخگوی ابتدایی‌­ترین وظایف حاکمیت نیستند. رئیس کابینه در پیام صوتی که در آذر ماه 1400 از او در تلویزیون ملی افغانستان نشر شد گفته بود: «طالبان روزی مردم را وعده نکرده بلکه روزی دست خداوند است» برگردان این حرف در سطح حکومت یک کشور این می­شود که؛ ما در قبال اقتصاد مردم هیچ مسئولیتی نداریم! البته در همان پیام صوتی وعده برقراری امنیت را داده بود. وعده‌­ای که برخی دوستان خام خیال، آن را باور کردند و برای اثبات آن مستند ساختند و شواهدی از کوچه و پس کوچه­‌های کابل و هرات و قندهار و مزار آوردند. بعید است به ذهنشان خطور کرده باشد که این امنیتِ مقطعی آتش زیر خاکستری است که روزی دامن «همه» را خواهد گرفت.

 تشکیل حکومت و حفظ آن و عمل به وظایف حاکمیت، آن هم در شکل مدرن، یکی از پیچیده‌­ترین مسائلی است که نیازمند ابزارها و تجارب و دانش متراکم است. تجربه چند دهه اخیر در دنیا ثابت کرده که «رسانه آزاد» به­عنوان ابزاری نظارتی از طرف افکار عمومی توانسته تا حد زیادی جلوی گسترش فسادها را بگیرد و قدرتی که فسادزاست را تعدیل و تحدید کند، آنچه جای خالی‌اش امروز در افغانستان به چشم می­خورد.

تصور کنید زمانی برسد که حاکمان فعلی، با تصوری بسیط نسبت به بسیاری از مسائل حکمرانی، بتوانند بر منابع ثروت افغانستان مسلط شوند و استخراج آن را شروع کنند، همین جو خفقان و بسته فعلی هم بر کشور حاکم باشد و کسی نتواند دم برآورد. چه بلایی بر سر منابعی می­‌آید که حاکمان فعلی قول داده بودند که مردم افغانستان را با آن از فقر نجات می­دهند؟! چه سازوکار نظارتی وجود خواهد داشت که اینان را از فساد باز دارد؟! البته پر واضح است که رسانه تنها ابزار نظارتی تلقی نمی‌­شود اما می­توانیم بگوییم از مهمترین ابزارهای نظارتی رسانه است. اگر حاکمان فعلی با همین فرمان برانند آینده روشنی قابل تصور نخواهد بود.

به­‌نظر می­رسد نبود رسانه آزاد و متکثر در هر کشوری نوعی ریل‌­گذاری برای فساد است. حاکمان فعلی چه بخواهند و چه نخواهند، باید رسانه را به‌­عنوان ابزاری برای حکمرانی بهتر به رسمیت بشناسند نه اینکه آن را نابود کنند! در قضایای اخیر یکی از اولین اقدامات نیروهای حاکمیت، وقتی سر صحنه حاضر شدند، جمع و ضبط و بازرسی گوشی­‌های موبایل بوده، تا مبادا فیلم یا تصویری خارج از چارچوب آنچه آنان می­خواهند مخابره شود. متاسفانه ایجاد خفقان، خواسته یا ناخواسته، نوعی ریل­‌گذاری برای فساد در آینده خواهد بود.

در دولت و نظام فاسد سابق نیز از این اتفاقات ناگوار پیش می‌­آمد و دولتمردان ابراز تاسف می­کردند و قول پیگیری و توبیخ عاملان را می­دادند، ولی عملا مردم شاهد اقدام موثری نبودند. اما رسانه­‌های متکثر این فرصت را به افکار عمومی می­‌دادند تا بتوانند این وقایع را از زوایای مختلف وابکاوند و خلاءها را متذکر شوند. اما امروز حتی این تذکر هم وجود ندارد و رسانه­‌ها حق ندارند از خطوط قرمز حاکمیت عبور کنند! یکی از اقشار تحت تعقیب و فشار در این چند ماه، خبرنگاران و اصحاب رسانه بوده‌­اند! از لت و کوب سر صحنه تهیه گزارش تا خرد کردن دوربین و موبایل و زندانی و شکنجه و در مواردی مرگ­های مشکوک، بهره اصحاب رسانه در این مدت کوتاه بوده است.[1]

پانوشت:

1. رضا معینی مسئول دفتر افغانستان و ایران سازمان گزارش‌گران بدون مرز با انتقاد از وضعیتی که رسانه‌های افغانستان پس از قدرت گرفتن طالبان با آن رو به‌رو شده اند می گوید: بدون رسانه‌های آزاد نمی‌توان مدعی مبارزه با فقر و گرسنگی و فساد و پیشگیری از اعتیاد و دیگر بلا‌های سیاسی و اجتماعی شد. سازمان گزارش‌گران بدون مرز می گوید یافته‌های آنان نشان می‌دهد که از زمان به قدرت رسیدن طالبان در ماه آگوست، فضای رسانه‌ای در افغانستان به گونه‌ ای بنیادی، دگرگون شده که در این میان بیشترین ضربه را خبرنگاران زن افغان متحمل شده‌اند.

بر اساس نتایج تحقیق مشترک این سازمان و انجمن ژورنالستان آزاد افغانستان، در ۴ ماه گذشته، بیش از ۴۰ درصد رسانه‌های افغانستان تعطیل شده‌اند. در کل ۲۳۱ رسانه تعطیل و ۶۴۰۰ خبرنگار و همکار رسانه کار خود را از دست داده‌اند. https://www.yjc.news/fa/news/8073788

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا