آفریقاکشور شناخت

نگاهی به وضعیت مسلمانان کنیا؛ اینجا آفریقایی بودن مهمتر از مسلمان بودن است!

فاطمه شاه آبادی – فهم ما از جوامع آفریقایی، با وجود تنوع و تکثر بسیاری که دارند، بسیار بسیط و ابتدایی است. از سوی دیگر ظرفیت‌های بسیار فرهنگی، اقتصادی و سیاسی این قاره هم نتوانسته برای نخبگان دولتی و غیردولتی ما انگیزه کافی را برای سرمایه گذاری در این قاره فراهم آورد.

درهرحال برای هر نوع فعالیت در این قاره پیش نیاز اساسی شناخت کامل و جامعی از فرهنگ این جوامع است. به همین منظور سراغ آقای سیدکاظم مهرنیا، رایزن فرهنگی سابق ایران در کنیا رفتیم تا با اوضاع فرهنگی و اجتماعی این کشور بیشتر آشنا شویم.

با توجه به تجربه ای که از حضور در کنیا داشتید، اگر ممکن است این کشور و فضای فرهنگی آن را برای ما توصیف کنید؟

کنیا کشوری در شرق آفریقاست که 47 میلیون جمعیت دارد، بالای 80 درصد جمعیت مسیحی بوده، حدود 12 درصد مسلمان و بقیه آنیمیست هستند. البته در مورد آمار دقیق مسلمانان این کشور اعتراضاتی صورت گرفت چراکه آمار رسمی در سال 2019 جمعیت مسلمانان را 5 میلیون نفر اعلام کرد اما رهبران مسلمانان معتقدند آمار بیش از 12 میلیون نفر می باشد.

در همین ابتدا نکته ای در مورد هویت و مذهب در آفریقا ذکر کنم. یک آفریقایی اول آفریقایی است و به قبیله و فرهنگ‌ش پایبند است، بعد مسلمان، مسیحی یا آنیمیست است. یعنی بین اسلام، مسیحیت یا هر مذهب دیگری تفاوت چندانی نیست. نکته جالبی که در مورد همزیستی ادیان در این کشور وجود دارد این است که در کنیا یک مسلمان به راحتی میتواند با یک مسیحی ازدواج کند و اگر فرزند دختر باشد اسم و مذهبش را مادر تعیین و اگر پسر باشد اسم و مذهبش را پدر تعیین میکند.

این کشور از نظر سیاسی بعد از آفریقای جنوبی و نیجریه، یکی از کشورهای مهم شرق و کل قاره آفریقا محسوب می شود. رابطه سیاسی ما با کنیا به سالهای قبل از انقلاب برمیگردد، بعد از انقلاب اسلامی روابط ما محکم تر شد و ما همیشه روابط سیاسی و فرهنگی خوبی را با این کشور داشتیم.

جالب است بدانید کنیا یک شعار ملی دارد : «بیایید همه با هم شویم»، یعنی همگرایی شعار اصلی این کشور است، یعنی فارغ از رنگ و نژاد و زبان بیایید یکی شویم.

زبان رایج سواحیلی است. بندر مومباسا و لامو از شهرهای مهم کنیا هستند که بندر لامو ثبت یونسکو هم شده است چون هیچ آهن و فلزی در این شهر استفاده نشده و همه چیز از چوب می‌باشد، وارد شهر که می شوید کاملا شما را به قرنها و اعصار گذشته میبرد، شهری توریستی و پر جاذبه که اکثر جمعیتش هم مسلمانند، مسلمان‌های متعصب و متدین.

به طور کل کنیا جاذبه های طبیعی زیادی دارد، یکی کلیمانجارو، حیات وحش و یکی هم همین جزیره لامو و مومباسا که اشاره کردم.

در بحث فضای فرهنگی وقتی ایرانیان (بلوچ ها و شیرازی ها) 900 سال پیش، از طریق بندرعباس به آفریقا مهاجرت کردند و از طریق دو بندر وارد شریق آفریقا شدند، گروهی از زنگبار وارد تانزانیا و گروهی از بندر مومباسا به کنیا وارد شدند که با وجود گذشت چند نسل هنوز هم خودشان را ایرانی میدانند اما زبان فارسی را اصلا بلد نیستند. ما زمانی تلاش کردیم که آموزش زبان فارسی را آنجا راه‌اندازی کنیم تا هویت زبانی خودشان را بدست بیاورند. کار دیگری هم که انجام شد آموزش ورزش باستانی بود، چون این ورزش ملی ماست، چند سال پیش تصمیم گرفته شد در چند کشور آفریقایی آموزش داده شود که در کنیا با استقبال خوبی مواجه شد و در مسابقات جهانی، از کشور  کنیا هم شرکت کرده بودند.

زبان رسمی هم در کنیا و هم در تانزانیا سواحیلی هست؛ در این زبان واژه های فارسی زیاد داریم. بیش از صد واژه در این زبان وجود دارد که مشابه واژگان فارسی هستند و بعضی از واژگان هم وجود دارند که با کمی تغییر معنی فارسی آنها فهمیده میشود.

یک آفریقایی اول آفریقایی است و به قبیله و فرهنگ‌ش پایبند است، بعد مسلمان، مسیحی یا آنیمیست است. یعنی بین اسلام، مسیحیت یا هر مذهب دیگری تفاوت چندانی نیست.

ایرانیانی که وارد کنیا شدند در سیستم قضایی و حکومتی کنیا هم ورود کردند و مشاوران خوبی برای روسای قبایل و پادشاهان بودند. همچنین شیعیان هندی که خوجه هستند حضور 200-300 ساله در این کشور دارند، جمعیت شیعی بیشتر هندی، پاکستانی و لبنانی هستند و اکثرا بعد از استقلال کنیا به این کشور مهاجرت کردند و مقر اصلی‌شان نیز مومباسا می باشد که خوجه های ساکن در نایروبی و مومباسا بیش از 100 خانوار می باشد. لازم به ذکر است جمعیت خوجه های شیعه مهاجر 5 هزار نفر و جمعیت شیعیان بومی حدود 10 هزار نفر است.

یعنی هندی ها در دوران استعمار انگلیس ها برای کار ( راه آهن و معادن) به این کشور برده نشدند؟

نه خیلی، استعمار سفید وقتی مجبور به ترک کنیا شد، عده ای از نخبگان هند را به عنوان عوامل خودش به این کشورها مهاجرت داد که بعد از ترک این کشور این عوامل بتوانند مسائل سیاسی، اقتصادی و سایر مسائل را کنترل کنند و همچنان در دولت ها نفوذ داشته باشند که عمدتا هم این هندی و پاکستانی ها صاحبان صنایع عظیم شدند و برای اینکه بتوانند ثروت‌شان را حفظ کنند مجبورند با دولت رابطه داشته باشند. این گروه برعکس ایرانی ها ازدواج های خیلی کمتری با سیاه پوستان داشته و بیشتر سعی میکنند در کلونی خودشان باشند.

طبقه بندی افراد جامعه در کنیا بر چه اساسی صورت میگیرد؟ یعنی کسی که جز افراد سطح بالا محسوب میشود به خاطر ثروتش است یا تحصیلات یا قبیله‌اش؟ چگونه یک فرد سطح متوسط یا سطح پایین محسوب میشود؟

معمولا افرادی که در قبیله در موقعیت بالاتری داشته باشند بالطبع ملک و املاک بیشتری خواهند داشت و همین هم باعث میشود فرصت های بهتر و بیشتری برای تحصیل و کار داشته باشند. به عنوان مثال یکی از دوستان من که پسر یک رئیس قبیله بود برای تحصیل به آمریکا رفت و بعد از آن در دانشگاه صاحب کرسی شد و در امریکا زندگی میکرد اما به محض اینکه پدرش فوت شد از طرف قبیله از وی خواستند برگردد و ریاست قبیله را برعهده بگیرد که این دوست ما مجبور شد کرسی و زندگی را رها کرده و به قبیله خودش بازگردد وگرنه اعضا قبیله به دنبالش آمده و او را می کشتند.

یک نکته دیگر هم در مورد طبقات اجتماعی در کنیا و حتی کل آفریقا خوب است ذکر شود این است که در این کشورها طبقه متوسط گسترده ای وجود ندارد، حدودا 70% جامعه ندار هستند، 10-15% طبقه متوسط و بقیه دارا هستند و همه امکانات در اختیارشان هست.

پس فاصله طبقاتی خیلی زیاد است؟

بله فاصله زیادی بین افراد سطح بالا و پایین جامعه وجود دارد. لکن شما باید بدانید در کشورهای آفریقایی چرا انقلاب نمیشود؟ چون انقلاب توسط طبقه متوسط انجام میشود و وقتی  طبقه متوسط چه طولی، چه عرضی و چه عمقی گسترده میشود این طبقه متوسط هست که به پا میخیزد؛ اما وقتی جامعه دو طبقه دارا و ندار داشته باشد انقلابی رخ نمیدهد.

آیا آزادی ادیان تا کنون درگیری و جنگی در این کشور به وجود نیاورده است؟

همانطور که عرض کردم یک آفریقایی اول آفریقایی است بعد مسیحی یا مسلمان یا هر دین دیگری؛ و پیروان ادیان مرز خودشان را با یکدیگر کاملا مشخص کردند و حریم شکنی‌ای نمیکنند. اما چون دین اکثریت مسیحیت هست، تعطیلات بر اساس تقویم آنهاست، بودجه و امکانات هم دست آنهاست. ببینید نکته دیگری که وجود دارد این است که آمریکا و اروپا به صورت سنتی استراتژی ای در مورد شمال و جنوب آفریقا داشتند، شمال که اکثرا مسلمان‌ها هستند. اما آفریقای زیر صحرا خط قرمز آمریکایی ها و اروپاییاست و همیشه مراقب این موضوع هستند که در آفریقای زیر صحرا مسلمانان نباید غلبه پیدا کنند لذا بودجه و بورسیه تحصیلی و کمک های آموزشی در آفریقای زیر صحرا بیشتر به مسیحیان تعلق میگیرد. به عنوان یک مثال تاریخی، سودان که تا دیروز صادر کننده نفت محسوب میشد، چاه در جنوب سودان و پالایشگاه در شمال بود را چه کردند؟ شمال که عربی بود را از جنوب که دارای چاه های نفت بود جدا کردند و حالا کشوری که صادر کننده نفت بود محتاج به نفت است. الان قسمت جنوبی سودان کاملا آفریقایی است و همه هم مسیحی اند و هیچ تمایلی به اسلام ندارند و اسلام را به عربیت میشناسند و میگویند ما عرب نیستیم. پس در واقع این استراتژی توسط استکبار وجود دارد که مسیحیت گسترش پیدا کند.

هیچ گرایشی از طرف مسیحیان به اسلام نیست؟

شما یک فرد بی طرف را در کنیا در نظر بگیرید وقتی یک گروهی مانند الشباب بمبی را منفجر میکند و عده ای کشته میشوند و همه این اتفاقات به پای مسلمانها نوشته میشود، طبیعی‌ست این فرد از هرچه اسلام هست زده میشود. این گروه های افراطی مثل بوکوحرام و… که در حال فعالیت هستند و پشت همه اینها رژیم صهیونیستی، آمریکا و عربستان یا اماراتی ها هستند در واقع قصد دارند جلوه ای که از اسلام به وجود می آید را بد کنند. حالا شما 100 کتاب، 200 سخنرانی و مراسم و هرچه که برگزار کنید با یک انفجار همه چی به عکس میشود و مسلمانها مجبورند مرتب بیانیه بدهند، اطلاعیه چاپ کنند که اسلام این نیست تا بتوانند هویت و چهارچوب خودشان را حفظ کنند.

در کشورهای آفریقایی چرا انقلاب نمیشود؟ چون انقلاب توسط طبقه متوسط انجام میشود و وقتی  طبقه متوسط چه طولی، چه عرضی و چه عمقی گسترده میشود این طبقه متوسط هست که به پا میخیزد؛ اما وقتی جامعه دو طبقه دارا و ندار داشته باشد انقلابی رخ نمیدهد.

چه تفاوتی بین مسلمانهای کنیا و مسلمانهای کشورهای هم جوار وجود دارد؟

تفاوت چندانی وجود ندارد اما نکته این است که شناخت‌شان از اسلام خیلی کلی است و از موضوعات و مسائل ریز و جزئی خبر ندارند یا رعایت نمیکنند و میتوان گفت اسلام‌شان سطحی ست؛ خیلی مقیدند که جمعه ها باید بروند نماز جمعه. علامت یا مشخصه یک مسلمان این است که جمعه ها باید برود نماز جمعه، ماه رمضان چه در سفر باشد چه در وطن باید روزه بگیرد.

همگرایی مسلمانها با دولت کنیا چگونه است یا در چه حدی است؟

مسلمانان مجبورند خودشان را به سطوح بالا رسانده و در حکومت ورود کنند و یا برای حفظ هویت جایگاهی را در حزب حاکم برای خویش ایجاد کنند؛ البته بر حسب جمعیت و پراگندکی هم به مسلمانان میدان داده میشود اما به هر حال همگرایی خوبی با دولت دارند به طوری که 4 وزیر، 8 فرماندار و 29 نماینده مجلس، مسلمان هستند.

حضور گروه ها و فرقه های مسلمانان در کنیا زیاد است یا کم؟

ببینید آفریقا به طور کل و کنیا به طور خاص همانند سفره ای رنگارنگ و باز است چه از نظر منابع و چه از نظر ادیان مختلف. گروه های مختلف میتوانند به آنجا رفته و اعتقادات خودشان را تبلیغ کنند. بودیسم هست، اوپانیشادها هستند، حتی بهائیت هم آنجا هست. از هر دین و فرقه ای که بخواهید در کنیا هست. هرکس که تمایل داشته به آنجا رفته و تبلیغ کرده؛ مثلا ممکن است بهائیت در آنجا 15-20 نفر جمعیت داشته باشد ولی می روند و کار درمانی انجام میدهد، بورسیه تحصیلی میدهند و کارهای زود بازده ای که به چشم بیاید را انجام میدهند و بعد به  فرد میگویند حالا میخواهی بدانی دین ما چیست؟

چرا دولت اجازه حضور و تبلیغ هر فرقه گمنام و ناآشنایی را میدهد؟

دولت میداند هر گروهی که بخواهد برای تبلیغ به کشورش بیاید بالاخره یک سری امکانات با خود می آورد، یا درمانگاه می سازد یا آموزشگاه، کتابخانه ای چیزی. پس به آنها اجازه میدهد تا حدی که وارد بحث های تخریبی و جنجالی نشوند، حضور پیدا کرده و فعالیت کنند و از قِبَلش سودی هم به مردم برسد. چون جمعیت آنجا خیلی زیاد است. ولی اگر این گروه ها بخواهند وارد بحثهای امنیتی بشوند و برای گروه های تندرو یارگیری کنند قطعا دولت اجازه نمیدهد؛ چون سرویس های جاسوسی آنجا که تحت کنترل آمریکایی ها و اسرائیلی ها هستند سریعا گزارش میدهند، مثلا عربستان تا قبل از 11 سپتامبر تحت عنوان مراکز خیریه برای گروه های افراطی مثل الشباب و امثالهم در حال یارگیری بود؛ که متوجه شدند، برخورد کردند و متوقف کردند.

حالا از بحث مسلمانها خارج شویم و به کشور خودمان بپردازیم، سیر تطور روابط ایران و کنیا را چگونه ارزیابی میکنید؟

به نظر من روابط دو کشور همیشه خوب و رو به جلو بوده است.

یعنی همواره سیر صعودی داشته؟

بله گرچه رقیب یا حتی دشمن زیاد داریم اما ما سعی کردیم روابط همچنان خوب باقی بماند. مثلا ترکیه که تبدیل به یکی از رقبای ما در آفریقا شده است، قصد دارد ابر قدرتیِ خود را نشان بدهد و بگوید ما یک کشور مسلمانیم و میخواهد که اسلام ترکیه ای را با کمک آمریکا رواج دهد، خودشان را بُلد میکنند که ایران مطرح نشود.

ببینید چین هم به عنوان مثال در آنجا حضور پررنگی دارد و برنامه های اقتصادی خیلی عظیمی دارد اما با ما عنادی ندارد لکن برخی کشورها با ما دشمنی دارند، مثل رژیم اشغالگر صهیونیستی در اکثر کشورهای آفریقایی حضور دارد و اصلا نمیخواهد جاهایی که خودش هست ما حضور داشته باشیم. به همین خاطر هر انفجار یا هر اتفاقی رخ میدهد اول گردن ایران می‌اندازد، تا ایران بیاید و خود را تبرئه کند افکار عمومی تاثیرش را گرفته است. ما در این فضایِ خیلی مسموم و رازآلود طیِ این 40 سال حضور خیلی خوبی داشتیم و بیشتر در حوزه های فرهنگی، هنری و دانشگاهی فعال بودیم و کارهای خوبی انجام شد و برنامه های موفقی داشتیم و شیعه در نظر عامه مردم کنیا دین خوبی جلوه داده شده است. منتها چون ما اسلاممان سیاسی است، استکبار نمیخواهد که ما حضور داشته باشیم پس ما باید دو برابر وقت و هزینه دیگران را صرف کنیم تا بتوانیم موفق باشیم.

آفریقا به طور کل و کنیا به طور خاص همانند سفره ای رنگارنگ و باز است چه از نظر منابع و چه از نظر ادیان مختلف. گروه های مختلف میتوانند به آنجا رفته و اعتقادات خودشان را تبلیغ کنند. بودیسم هست، اوپانیشادها هستند، حتی بهائیت هم آنجا هست. از هر دین و فرقه ای که بخواهید در کنیا هست.

پس دید مردم آنجا نسبت به ایران دید مثبتی است؟

بله دید درست و بسیار مثبتی دارند و خیلی هم استقبال میشود. مثلا شیخ عبدالله ناصر یک چهره برجسته است که شیعه شده، به ایران آمد و دوره دید و خیلی از تفاسیر قرآن را به زبان سواحیلی برگرداند؛ حتما میدانید که علماء آنجا به زبان سواحیلی و عربی تکلم میکنند و زبان انگلیسی را زبان بیگانه میدانند و از آن استفاده نمیکنند؛ همین فرد آثار و کتب شیعه را به سواحیلی برگرداند. عالمی به نام شیخ علی شیخ داریم که ایشان نیز عضو مجمع تقریب هستند، امام جمعه نایروبی بوده و به خاطر شیعه بودن و گرایش به ایران، تحت فشار عربستان ایشان را برکنار کردند ولی وی از افکار و برنامه هایش دست برنداشت، او از نخگبان سطح بالایی است که با ما هم‌سویی دارد، شیعه شده و بعد از آن با قدرت از شیعه دفاع کرده که آثار و کتب زیادی هم تالیف کرده است.

پیشنهادات شما برای کار فرهنگی موفق در کنیا چیست؟

ما داریم از تمام ظرفیت هایمان در کنیا استفاده می کنیم، از بورسیه تحصیلی گرفته تا حضور فرهنگی، هنر، سینما، موسیقی، ارتباط با نخبگان دانشگاهی و حوزه های دیگر. مثلا در مورد زبان فارسی با دانشگاه کنیاتا قرارداد بستیم که تا یکی دو ماه دیگر زبان فارسی به طور رسمی در این دانشگاه تدریس شود. همچنین با دانشگاه تانگازاگا، نایروبی، پوآنی و ریارا هم تفاهم نامه امضا شده است. در خودِ رایزنی هم که در حد مقدماتی و متوسطه همیشه آموزش زبان دائر بوده و پیشرفته اش در دانشگاه باید باشد. پس به طور کل در کار فرهنگی ما چهارچوب هایی داریم و طیِ قراردادی که با دولت می بندیم مجاز هستیم در آن چهارچوب و با پروتکل های خاصی عمل کنیم.

یعنی در زمینه های دیگر جای کار نیست؟ مثلا من شنیدم که در حوزه سینما کاری صورت نگرفته و فیلم های غربی پخش میشوند.

در حوزه سینما ما به آنها پیشنهاد دادیم که یک دوره آموزش مثلا 6 ماهه برگزار کنیم و آنها هم خیلی استقبال کردند اما وقتی میگوییم دوره آموزشی برگزار میکنیم آنها انتظار دارند تمام هزینه های رفت و آمد، اسکان و این چیزها را هم خود ما تقبل کنیم که با توجه به بودجه و تحریم ها نتوانستیم چنین اقدامی را انجام دهیم. اما وزارت فرهنگ کنیا از ما خواست فیلم های ایرانی را در اختیارشان بگذاریم تا در برخی از شبکه هایشان پخش کنند چون گفتند که تِم فیلم های ایرانی اخلاقی است و آنها هم انسانهای با اعتقادی هستند و دوست ندارند که فرهنگ شان با هژمونی غرب آسیب ببیند.

اما به طور کل در زمینه فعالیت های رسانه ای و فضای مجازی جای کار زیاد است. حتی بسیاری از فعالان مجازی در ایران می توانند با تولید محتواهایی به زبان انگلیسی به رایزنی کمک کنند تا در مقابل موج ایران هراسیِ رسانه های متعدد غربی بایستیم.

در بحث رادیو و تلویزیون هم اتفاقات خوبی در پیش است. شبکه مهدی تی وی که شبکه ای خصوصی است نیازمند توجه و حمایت ماست و در صورت حمایت ما، در آینده جایگاه خوبی کسب خواهد کرد.

در آخر اگر نکته ای مد نظرتان هست بفرمایید؟

کارفرهنگی کار ظریف، مینیاتوری و حساسی است که دیر بازده است و باید خیلی حوصله داشته باشیم تا کار فرهنگی نتیجه بدهد و بسیار باید دقت، ظرافت و حوصله به خرج داد تا یک اندیشه، یک فکر و یک فرهنگ در جایی تثبیت شود، آن هم در فضایی که همه کشورها قصد دارند فرهنگ، ساختار، پوشش، غذا و سبک زندگی خودشان را عرضه کنند تا بازار مصرفی برای کالاهای خودشان به وجود بیاروند و در این فضا ایران با گفتمان انقلاب اسلامی ظاهر شده که کشورهای معاند و دشمن های قسم خورده ما تمام قد ایستاده اند تا مانع ما بشوند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن