جامعه شناسی کشورهای اسلامیفلسطینکشور شناخت

نگاهی به سریال فلسطینی_اسراییلی «مونا»؛ هنر در خدمت مشروعیت‌بخشی به اسرائیل

آزاده گریوانی

آثار هنرى عرصه کشمکش‌هاى نمادین میان گروههای اجتماعی است که منبع مهمی برای فهم جامعه می باشد. اینکه چگونه تصویرپردازی‌های جامعه شرایط روابط نژادی، قومی و طبقاتی را در ان اثر هنری مشخص می کنند. در این خصوص آنتونیو گرامشی بحثی دارد به عنوان هژمونی فرهنگی.
او در بحث هژمونی به این نکته می پردازد که چگونه سرمایه داری با تولید آثار هنری تسلط و اقتدار خویش را مشروعیت می بخشد. لذا سریال فلسطینی_ اسراییلی «مونا» منتشر شده در ژوئیه ٢٠١٩ از شبکه «”کان» اسرائیل را می توان از این منظر نگاه کرد.
سریال حکایت دختر عکاس فلسطینی ساکن در تلاویو به نام موناست که سرگردان بین هویت فلسطینی و ملیت اسرائیلى است و دل در گرو عشق پسری یهودی داده است. او که از فلسطینیان اراضی 1948 است در نوع خود آوانگارد بوده و در سریال تلاش شده آن نگاه سنتی که نسبت به فلسطینیان وجود دارد به چالش کشیده شود. این سریال با تصویرسازى از جامعه موزائیکى اسرائیل به خوبى توانسته تمام پیچیدگی های حضور فلسطینی های ۴۸ در اسراییل را به نمایش درآورد.

اگرچه کارگردان «میرا عوض» تاکید دارد در این سریال تلاش داشتیم تا آنچه یک زن فلسطینی امروزی در جامعه اسرائیل با آن دست به گریبان است را به تصویر بکشیم اما آنچه که نمایان است حکایت از اقناع زیرپوستی اسرائیل براى تحکیم ارزشهاى خود و مشروعیت سازى دارد.

اگرچه کارگردان «میرا عوض» تاکید دارد در این سریال تلاش داشتیم تا آنچه یک زن فلسطینی امروزی در جامعه اسرائیل با آن دست به گریبان است را به تصویر بکشیم اما آنچه که نمایان است حکایت از اقناع زیرپوستی اسرائیل براى تحکیم ارزشهاى خود و مشروعیت سازى دارد.
شخصیت هاى مختلف در این سریال هرکدام نماینده یکى از معضلات فلسطینیان اراضی ۴٨ هستند. مباحثى همچون خشونت علیه زنان، سنت و مدرنیته، شکاف نسلی، ادغام اجتماعى فلسطینیان در جامعه اسرائیل، سردرگمی جوان فلسطینی خسته از مقاومت و بحران هویت که همگی به نوعی بی ارتباط با مناقشه فلسطینیان و اسراییل نیست، از جمله مباحثى است که به خوبى در این سریال نمود دارد.

این سریال اگرچه ظاهرا به مساله یک شهروند فلسطینی و کشمکش های درونی او با خود و جامعه اسراییل می پردازد اما بر اساس نظریه هژمونی فرهنگی گرامشی حاکی از تلاش اسراییل برای مشروعیت سازی است. گرامشی معتقد است که هژمونی نوع خاصی از رابطه قدرت اجتماعی است که در آن گروه‌های حاکم موقعیت ممتاز خود را عموما (اگر نه به طور انحصاری) به وسیله ابزارهای اجماعی حفظ می کنند. بدین ترتیب که آنها رضایت توده های تحت سلطه را از طریق تبیین یک نگرش سیاسی یا ایدئولوژی ای که داعیه دار سخن گفتن از جانب همگان بوده و منعکس کننده باورهایی باشد که ریشه در فرهنگ سیاسی عامه دارند به دست می آورند. در این شرایط نیروی سرکوبگر ممکن است به پس زمینه زندگی سیاسی کشیده شود یعنی همواره به صورت بالقوه حاضر باشد اما مستقیما در زندگی سیاسی روزمره آشکار نگردد.

شخصیت هاى مختلف در این سریال هرکدام نماینده یکى از معضلات فلسطینیان اراضی ۴٨ هستند. مباحثى همچون خشونت علیه زنان، سنت و مدرنیته، شکاف نسلی، ادغام اجتماعى فلسطینیان در جامعه اسرائیل، سردرگمی جوان فلسطینی خسته از مقاومت و بحران هویت که همگی به نوعی بی ارتباط با مناقشه فلسطینیان و اسراییل نیست

لذا در این سریال این جامعه فلسطینی است که دست به گریبان انواع معضلات اجتماعی است و اساسا اسرائیلی ها با فلسطینیان دشمنى ذاتى ندارند و اینکه فلسطینیان آواره شده اند محصول تفکر اسرائیل نبوده است و اتفاقا مردم اسرائیل مردمانى انسان دوست اند. از طرف دیگر این موشکهای فلسطینی غزه است که آرامش ساکنان اسراییل را به هم می زند و یا این جوان فلسطینی است که رفتاری نابالغ، کودکانه و پوچ دارد و بالعکس جوان عاشق یهودی فردی است مسئولیت پذیر و حامی؛ و این زن فلسطینی است که دچار خشونت خانگی است نه زن یهودی. این شهروند فلسطینی است که نمی تواند خود را با جامعه جدید همگون سازد و سر بزنگاه‌ها بین من فلسطینی با من اسرائیلى دچار تردید می شود.

مثالهایی از این دست فراوانند اما آنچه که این سریال روی آن تمرکز کرده رابطه عاشقانه یک یهودی با دختر فلسطینی است. برای مخاطب که زن را نماد وطن می داند به تصویر کشیدن رابطه جسمانی دختر فلسطینی با پسر یهودی تلنگری است بر ذهن او.

منی
همانطور که شاهدیم طی سالهای اخیر ازدواج فلسطینى ها و اسرائیلى ها افزایش یافته است. به طوریکه در سال ٢٠٠۵ «انات گاپتسین» سازمانی به نام «لهاوا» را تاسیس کرد، سازمانی که هدفش پایان دادن به همگون سازی یهودیان در اسراییل است. این سازمان یک جنبش راست افراطی است که هدف خود را کمک به زنانی که راه خود را گم کرده اند توصیف می کند.
از سوی دیگر تاکید بر این نکته که نسل جدید فلسطینیان ۴۸ برای فرار از سردرگمی هویتی به مواد مخدر پناه برده و از مبارزه خسته شده اند که در واقع خود به نوعی نفی مبارزه و به نقد کشیدن روحیه مقاومت است در این سریال نمود دارد.
لذا در این اثر شاهدیم که عامل اصلی نادیده انگاشته می شود و فقط به معلول پرداخته شده و یکسری از گروهها چگونه با خلق آثار هنری خواسته ای را برجسته می کنند و به روابط ناعادلانه فلسطینی ها و اسراییلی ها مشروعیت می بخشند و آن را موجه جلوه می دهند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن