تحلیل مسائل روز

علل گرایش عربستان سعودی به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران

 علیرضا بیگی

دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)

بیان مسئله

خبر آغاز مذاکرات محرمانه ایران و عربستان سعودی در بغداد برای نخستین بار توسط برخی از رسانه‌های عربی منتشر شد. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در واکنش به این اخبار اعلام داشت که جمهوری اسلامی ایران در حال مذاکره با طرف عربستانی و گفتگو در جهت بازگرداندن روابط است. محرمانه بودن مذاکرات و تأثیرگذار بودن آن بر تحولات پیش رو در غرب آسیا موجب حساسیت و گمانه‌زنی‌هایی در خصوص موضوعات مشترک شده است. آنچه روشن گردیده این است که سیاست خارجی محمد بن سلمان بعد از گذشت یک دوره 5 ساله پرتنش اکنون به بن‌بست رسیده است، از این رو وی تلاش می کند تا با نشان دادن تغییر رفتار خود به جمهوری اسلامی ایران با این کشور پیرامون موضوعات مختلف منطقه ای به گفتگو بنشیند. از سویی نیز قصد دارد تا در عرصه بین المللی جمهوری اسلامی ایران را پیشگام و درخواست کننده مذاکرات صلح بغداد معرفی کند. در صورتی که این هدف بن سلمان محقق نشود او سعی خواهد کرد تا خود را مبدع طرح صلح در منطقه معرفی کند. با این اوصاف مقامات سعودی با پذیرفتن شکست در فعالیت های منطقه ای خود در تلاش هستند هرچه زودتر با پیشبرد مذاکرات صلح بغداد روابط با جمهوری اسلامی ایران را از سربگیرند و از مخمصه کنونی رهایی یابند. پیش بینی می شود که عربستان سعودی در مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی ایران بخواهد از مدل مذاکرات قطر استفاده کند، بدین صورت که با اجرای مدل مذاکرات آشتی جویانه که در مذاکرات محرمانه قطر انجام داده بودند بتوانند از چالش های کنونی رهایی یابند و در پایان نیز طرف مقابل را درخواست کننده مذاکره معرفی کنند. می بایست خاطر نشان کرد که علاوه بر شکست سیاست خارجی عربستان سعودی در منطقه غرب آسیا، پایان دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ به عنوان بزرگترین حامی بن سلمان و مشکلات داخلی عربستان نیز در علل گرایش بن سلمان به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار بوده است. با این وجود در متن حاضر مهمترین عواملی که منجر به تغییر لحن عربستان و گرایش این کشور به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران شده است بیان می گردد.

  1. مهمترین عوامل گرایش عربستان به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران

1.1. شکست سیاست خارجی منطقه ای محمد بن سلمان

با نگاهی کلی به وضعیت کنونی کشورهای یمن، قطر، سوریه و ایران به این نکته رهنمون خواهیم شد که سیاست خارجی محمد بن سلمان در منطقه غرب آِسیا بعد از گذشت یک دوره 5 ساله با شکست کامل مواجه شده است و امروزه عربستان نیازمند اجرای دگردیسی اساسی در رویکردهای سیاست خارجی خود است. به صورت گذرا برخی از مهمترین پرونده های منطقه ای که عربستان سعودی در آنها با شکست مواجه شده است بیان می گردد:

  • سوریه

با پایان بحران سوریه و ورود این کشور به مرحله انتخابات ریاست جمهوری، عملا شکست سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال این کشور محرز گردید. پایان بحران سوریه مهمترین و نخستین شکست مهم منطقه ای عربستان سعودی به مهمترین رقیب منطقه ای خود یعنی جمهوری اسلامی ایران است. عربستان سعودی برای اینکه بتوانند همانند امارات متحده عربی روابط خود با دولت سوریه را از نو برقرار کند، مذاکراتی را با طرف سوری آغاز کرده است اما می داند که جهت حضور در بازار اقتصادی سوریه و برقراری روابط سیاسی با این کشور می بایست نظر مهمترین همپیمان دولت سوریه یعنی جمهوری اسلامی ایران را جلب کند، به همین دلیل نیازمند گفتگو با جمهوری اسلامی ایران است.

  • یمن

مهمترین پرونده دیگری که عربستان سعودی تا به اکنون در آن دستاوردی نداشته، پرونده یمن است. ناکامی سعودی ها در رسیدن به اهداف مشخص شده در جنگ یمن یکی از مهم ترین محورهای شکست این سیاست خارجی محسوب می شود. ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی در حمله خود به یمن در 25 مارس 2015 اعلام کرد که ظرف مدت سه هفته صنعا پایتخت یمن را فتح میکند و حکومت عبد ربه منصور هادی را به قدرت برگرداند. درحالیکه 6 سال از آغاز حمله عربستان سعودی به یمن می­گذرد و این جنگ به سال هفتم خود وارد شده است عربستان نه‌تنها به اهداف خود نرسیده بلکه با چالش های امنیتی در مرزهای خود مواجه شده است. بدین صورت که در چند سال گذشته ابتکار عمل در جنگ را از دست داده و با حملات شبانه‌ روزی موشکی و پهپادی انصارالله مواجه شده است. حملات انصارالله به زیر ساخت های عربستان قدرت و مشروعیت نظام آل سعود را زیر سؤال برده است. عربستان که در این پرونده سیاست خارجی خود نیز با بن بست مواجه شده است، به دنبال مذاکره جهت پایان جنگ یمن است، از این رو به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین همپیمان انصارالله یمن نیازمند است.

  • قطر

پس از آنکه قدرت در عربستان سعودی و قطر از حکام نسل اول به شاهزادگان منتقل شد، جوانگرایی در این کشورها موجب بروز اختلافاتی در نظر و عمل سیاست خارجی شورای همکاری خلیج فارس گردید. عربستان سعودی محمد بن سلمان خود را ام القرای جهان اسلام و رهبر جهان عرب دانسته و خواهان اطاعتپذیری دیگر کشورها به ویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از سیاست خارجی خود است، درحالیکه برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به این نقش عربستان مشروعیت قائل نبوده و بر استقلال کامل خود در سیاست خارجی تاکید می کنند.

این موضوع به همراه موضوعات دیگری همچون اختلافات مرزی و نفتی، حمایت قطر از جنبش مردمی ۱۴  فوریه بحرین، خروج قطر از ارتش سپر جزیره، ادعای مالکیت عربستان بر قطر و حمایت قطر از اخوان المسلمین مصر و تمایل به برقراری روابط گسترده با جمهوری اسلامی ایران منجر به تحریم این کشور از سوی عربستان سعودی در 5 ژوئن 2017 گردید. پس از آن قطر از جانب عربستان سعودی و کشورهای بحرین و امارات تحریم و محاصره اقتصادی شد. پس از چندی عربستان سعودی شروط 13 گانه ای را برای رفع محاصره قطر مطرح کرد که با مخالفت شیخ تمیم بن حمد آل ثانی موتجه شد.

در مسئله محاصره قطر، پس از آنکه جمهوری اسلامی ایران به یاری این کشور پرداخت و علاوه بر صادرات کالا به آن، مرزهای هوایی و دریایی خود را به روی آن گشود، عملا این پازل سیاست خارجی عربستان سعودی نیز با شکست مواجه شد. عربستان نیز پس از 4 سال با عقب‌نشینی کامل از شروط 13 گانه برای قطر روابط خود با این کشور را از سر گرفت. امروزه عربستان سعودی به این نکته پی برده است که جهت عقب نماندن از رقبای خود همچون قطر و امارات در فعالیت های منطقه ای، بایستی با جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگر قدرتمند و فعال منطقه غرب آسیا از باب مذاکره به تفاهم برسد.

  • لبنان

همواره یکی از مهمترین چالش های لبنان، تشکیل دولت بوده است. تشکیل دولت در این کشور همواره با دشواریها و موانعی همراه بوده است. مهمترین مانع و مشکل در روند تشکیل دولت در لبنان، دخالت کشورهای خارجی بوده است. عربستان سعودی نیز در این زمینه نقش بسیار بارزی دارد. نقش عربستان در تحولات داخلی لبنان با سفر سعد حریری به عربستان و زندانی و گروگان شدن توسط محمد بن سلمان بیش از پیش محرز گردید. این اقدام محمد بن سلمان و انفعال سعد حریری منجر به حاشیه رانده شدن عربستان سعودی از بازی قدرت در لبنان و انتقاد به سعد حریری شد. درحال حاضر با وجود اینکه سعد حریری با شعار «دولت تکنوکرات غیر سیاسی» سعی در تشکیل دولت دارد اما احزاب و گروه های سیاسی با وی همکاری مناسبی جهت تشکیل دولت ندارند.

عربستان سعودی که همانند گذشته در سپهر سیاسی لبنان نقش آفرین نیست، جهت وابسته کردن لبنان به خود، در شرایطی که تحریم های آمریکا بر بانکهای لبنان وضع شده و اقتصاد لبنان را تحت فشار شدید قرار داده است، محمد بن سلمان به بهانه جلوگیری از واردات مواد مخدر از لبنان به عربستان، واردات کالا همچون میوه و سبزیجات از لبنان به این کشور را ممنوع اعلام کرده است. درگیری لفظی سلمان الأنصاری، لابی‌گر معروف سعودی آمریکا و شربل وهبه، وزیر امور خارجه لبنان در مصاحبه تلویزیونی زنده شبکه الحره در 19 می 2021 نشان‌دهنده اختلافات جدی دو کشور پیرامون مشکلات اخیر لبنان است. کاهش نفوذ عربستان در لبنان که به نوعی شکست در سیاست خارجی این کشور به شمار می رود نیز به نوعی در گرایش این کشور به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار بوده است.

  • عراق

عراق نیز از دیرباز به میدان کنشگری سیاسی عربستان سعودی تبدیل شده بوده است. حمایت از برخی گروه های تروریستی، حمایت مالی از برخی عشایر و قبیله ها جهت اثرگذاری بر روند و نتایج انتخابات، اعزام هیئت های اقتصادی سعودی در جنوب عراق جهت نفوذ در عشایر شیعیان جنوب این کشور، حمایت از معترضان مخالف ایران، ایجاد اختلاف و دو دستگی در حشد الشعبی و غیره از جمله مهمترین فعالیت های عربستان سعودی در عراق برای مقابله با افزایش محبوبیت جمهوری اسلامی ایران در این کشور و افزایش همگرایی ملت دو کشور بوده است. این درحالی است که پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس ملت دو کشور عراق و ایران بیش از پیش نسبت به دشمنان جبهه مقاومت ابراز انزجار کرده و جهت مقابله با آنان متحد شدند. البته بایستی به این نکته نیز توجه داشت که عربستان سعودی پیش از این غالبا از طریق قدرت سخت در پی ورود به عراق و اثرگذاری بر مردم و دولتمردان این کشور بوده است اما در چند سال روش اخیر روش قدرت نرم را در نفوذ به این کشور و اثرگذاری بر ذهنیت مردم عراق نسبت به ایران و محور مقاومت را در پیش گرفته است. با این وجود بایستی به این نکته اشاره داشت که عربستان سعودی در پیشبرد برنامه های خود در عراق با موانعی همراه بوده است بنابراین به این نکته اذعان دارد که پیرامون مسائل منطقه به ویژه موضوعات مرتبط به روابط عراق و همسایگان به ناچار می بایست با جمهوری اسلامی ایران مذاکراتی داشته باشد.

1.2. نگرانی از تحولات بین المللی

1.2.1. پایان ریاست جمهوری دونالد ترامپ

همانگونه که پیشتر بیان شد، مهمترین عوامل گرایش محمد بن سلمان به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران شکست سیاست خارجی منطقه ای عربستان سعودی است. در کنار عوامل مزبور مواردی همچون پایان ریاست جمهوری دونالد ترامپ و به قدرت رسیدن جو بایدن نیز به عنوان عوامل کاتالیزوری نقش اثرگذاری در این تغییر لحن عربستان سعودی داشته است. محمد بن سلمان به این نتیجه رسیده است که سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران شکست‌ خورده و دوران جدیدی آغاز گردیده که می بایست با تغییرات آن همگام شود زیرا نوع نگاه بایدن به تحولات غرب آسیا متفاوت از بسیاری دیگر از سیاستمداران آمریکاست.

ترامپ با بیشترین میزان حمایت از سیاست خارجی عربستان سعودی در مهار جمهوری اسلامی ایران منجر به اتخاذ رفتارهای خصمانه عربستان سعودی در قبال جمهوری اسلامی ایران گردیده بود. این درحالی است که با پیروزی بایدن و اعلام وی مبنی بر کاهش حمایت از عربستان و انتقاد وی از برخی عملکردهای سیاست خارجی عربستان در بحرانی شدن منطقه غرب آسیا، عربستان سعودی به برقراری روابط با جمهوری اسلامی ایران احساس نیاز کرد.

یکی از تفاوت‌های برجسته بایدن و بسیاری دیگر از سیاستمداران در مسائل غرب آسیا است. جو بایدن و همفکرانش در تلاش هستند تا با قدرت نرم و دیپلماسی رقبای خود را مهار کنند. خارج کردن نام گروه انصار الله یمن از لیست گروه‌های تروریستی آمریکا ازاین‌جهت دارای معناست زیرا ایالات‌متحده در تلاش است از طریق گفتگو ایران و انصار الله یمن را مهار کرده یا رفتارهای آنان را کنترل کند.

1.2.2. مذاکرات برجام

عربستان سعودی معتقد است که دولت بایدن درصدد است تا به صورت حتمی به برجام بازگردد و با جمهوری اسلامی ایران پیرامون تحولات منطقه مذاکراتی داشته باشد. عربستان سعودی از مذاکرات برجام و احتمال توافق میان ایران و آمریکا نگران بوده و تصمیم دارد تا قبل از به نتیجه رسیدن این توافقات با جمهوری اسلامی ایران مذاکره کرده و به برقراری مجدد روابط با آن بپردازد. این پیش فرض نیز به نوبه خود تاثیر بسزایی در تغییر نگرش عربستان به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران دارد زیرا معتقد است که در صورت بازگشت آمریکا به برجام، میزان حمایت آمریکا از عربستان کاهش خواهد یافت و آمریکا تعاملات و مذاکرات خود با ایران پیرامون مباحث منطقه ای را افزایش خواهد داد. از این رو در پی این است تا خود به صورت پیشدستانه به برقراری روابط با جمهوری اسلامی ایران بپردازد.

1.3.مسائل و مشکلات داخلی

مشکلات و چالش های داخلی عربستان سعودی نیز به نوبه خود تاثیر اثرگذاری در تصمیم محمد بن سلمان به تعدیل رفتارهای ماجراجویانه خود در غرب آسیا داشته باشد زیرا کنش های سیاست خارجی وی بر مسائل داخلی سعودی اثرگذار بوده است. مشکلات داخلی به اندازه ای برای محمد بن سلمان اهمیت دارد که به یکی از برجسته‌ترین محورهای مصاحبه اخیر وی بدل گشت. وی در این مصاحبه با ارائه آمار و ارقام مطلوب از وضعیت کنونی سند چشم‌انداز 2030 و توسعه در عربستان تلاش کرد تا وضعیت موجود داخلی سعودی را مطلوب جلوه داد نگرانی‌های آینده را در اذهان مردم بزداید. این درحالیست که در سالهای اخیر کاهش شدید قیمت نفت و استمرار جنگ یمن و خساراتی که بر زیرساخت های اقتصادی عربستان وارد آمده است دو چالش جدی محمد بن سلمان بوده است. برای نخستین بار در تاریخ عربستان مالیات 15درصدی بر ارزش‌افزوده وضع‌ گردیده و فشار اقتصادی بزرگی بر خانوارهای سعودی تحمیل گردیده است. تورم ماهیانه در عربستان به 6 درصد و نرخ بیکاری به 14 درصد رسیده است اما تحقق اهداف سند چشم‌انداز 2030 برای حیثیت بن سلمان و رسیدن به پادشاهی بسیار حیاتی به‌حساب می‌آید بنابراین مجموع تحولات داخلی و چالش‌های اقتصادی بن سلمان را مجبور به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران کرده است.

جمع بندی

مجموع مشکلات داخلی عربستان، کنش های ناموفق منطقه ای این کشور و نگرانی از تحولات بین المللی سبب تغییر لحن محمد بن سلمان نسبت به ایران و گرایش به مذاکره با آن شده است. در این میان قدرت روزافزون منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت بیشترین تاثیر را در این تغییر رفتار داشته است. پیش بینی می شود پیروزی مقاومت فلسطین بر رژیم صهیونیستی در جنگ 11 روزه غزه که به نوعی پیروزی محور مقاومت بر محور آمریکایی به شمار می رود، عربستان را بیش از پیش در نیل به توافق با جمهوری اسلامی ایران مصمم کند. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که تحولات اخیر منطقه غرب آسیا که سبب تمایل بیش از پیش عربستان به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران جهت نیل به توافق و برقراری مجدد روابط شده است، ممکن است روند عادی سازی عربستان با رژیم صهیونیستی را به تاخیر اندازد زیرا از سویی این کشور عربی نیازمند برقراری روابط با جمهوری اسلامی است و از سویی نیز در جنگ 11 روزه غزه که با شکست رژیم صهیونیستی به پایان رسید، این رژیم بیش از پیش در نزد جهان اسلام و اغلب مردم عربستان سعودی منفورتر گشته است بنابراین عادی سازی روابط با این رژیم در این زمان برای عربستان سعودی پیامدهای مطلوبی به دنبال نخواهد داشت.

با این وجود توصیه می شود که جمهوری اسلامی ایران در مسیر مذاکره با عربستان سعودی همراه شود. همراهی جمهوری اسلامی ایران در این بازه زمانی که محور مقاومت در سوریه، یمن و فلسطین پیروزیهایی را رقم زده است، نه از موضع ضعف بلکه از موضع قدرت خواهد بود و نشان از آمادگی جمهوری اسلامی ایران به حل مشکلات منطقه غرب آسیا با همسایگان خود است. در این میان بایستی توجه داشت که اگر عربستان سعودی با قدرت رسانه ای که در اختیار دارد، جمهوری اسلامی ایران را خواهان و پیشگام مذاکره معرفی کرد {با وجود اینکه خواهان و پیشگام بودن عربستان در این مذاکرات بر تمام رسانه های جهان محرز شده است}، جمهوری اسلامی ایران نیز با اقدامات رسانه ای می بایست خود را مبدع صلح در منطقه معرفی نماید. از سویی نیز اگر عربستان سعودی خود را به رسانه های جهان پیشگام و مبدع مذاکرات معرفی کرد، جمهوری اسلامی ایران نیز می بایست خود را کشوری صلح طلب معرفی کند که همواره پذیرای مذاکرات منطقه ای و بین المللی جهت حل مشکلات منطقه ای و فرامنطقه ای است. جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات علاوه بر طرح موضوعات مختلف، شایسته است موضوع روند عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی را نیز مطرح کرده و بر توقف قطعی و یا حتی بازگشت این روند تاکید کند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن