تجربه نگاریجریان شناسیجریان شناسی سیاسی

روایت امارت اسلامی (2)؛ داعش مهمترین دشمن طالبان

علیرضا کمیلی

(این نوشته ها روایت مشاهدات شخصی است و ادعای بازنمایی تمامیت جریان طالبان را ندارد)

هواپیما ده دقیقه ای معطل شد. پله ها را جمع کرده بودند ولی دوباره گذاشتند. یک نفر از امارت سوار شد. مسن بود و هیکل مند. چون ما ردیف های جلو بودیم او را به عقب تر بردند و رفت و نشست و چیزی نگفت. من دیدم بزرگتر است و از تکریم ها هم فهمیدم شخص مهمی است و رفتم تعارف کردم بیایند جلو. خودم هم کنارش نشستم.
گفتم می شود چند سوال از شما بپرسم؟ گفت درخدمتم بفرمایید. اهل هلمند بود و فارسی اش لهجه خاصی داشت. گفتم نگاه تان به آن تجربه قبل چیست؟ فهمیدم در آن دوره مسوولیت نظامی مهمی در نیروی هوایی داشته. گفت ما بی تجربه بودیم و برخی هم تندروی کردند و ما قبول داریم که تجربه موفقی نبود.
گفتم متهم هستید به همراهی با داعش! گفت اتفاقا ما با اینکه دشمن اصلی مان آمریکایی ها بودند و واقعا با بدبختی در کوهها خود را حفظ می کردیم ولی همین سالها مجبور شدیم هشت ماه در جلال آباد با اینها بجنگیم و همه شان را بکشیم. امروز هم به شما میگویم که مهمترین نگرانی امنیتی ما در کشور، همین جریان داعش است! اینها مسلمانانی اند که انسانیت ندارند! وحشی هستند و به هیچ کس رحم نمی کنند. ولی به امید خدا جلوی شان را می گیریم.
گفتم می گویند به پاکستان وابسته هستید و پول می گیرید؟ گفت ارتباط هست ولی وابستگی نیست. نه زمان تحریک (یعنی دوره قبل حاکمیت طالبان) اینطور بود نه الان (یعنی دولت امارت اسلامی) چنین هست. پول مان را هم از طریق چنده (جمع کردن پول در مساجد و نمازهای جمعه را چنده می گویند) در افغانستان و پاکستان به دست آورده ایم.
گفتم چرا با پنجشیر جنگ کردید؟ گفت اسماعیل خان در هرات مقاومت کرد با اینکه هیچ کس طرفدار جنگ با ما نبود و انگیزه دفاع از آن دولت فاسد ضد دین را نداشت فقط به خاطر 40 میلیون دلار که از اشرف غنی گرفته بود! درباره پنجشیر هم ما خیلی تلاش کردیم که با صلح فیصله بیابد. خود این جوان هم می خواست ولی همین پول ها از فرانسه و جاهای دیگر به دست برخی اطرافیانش رسید و نگذاشتند صلح شکل بگیرد!
دیدید در فیلم که خود احمد مسعود اعتراف کرد که طالبان به من چند وزارت خانه پیشنهاد داده ولی قبول نکردم با اینکه پنجشیر یک ولسوالی از میان صدها شهرستان این کشور است ولی ما برای عدم وقوع جنگ همه این کارها را کردیم اما برخی فتنه و شیطنت کردند!
گفتم خب چرا از پاکستان کمک گرفتید؟ گفت من خودم آدم نظامی هستم. این خبر دروغ است. ما برای زدن هموطن خودمان هرگز از دولت خارجی استفاده نخواهیم کرد و اصلا این را زشت می دانیم. ما با آمریکا در آن شرایط سخت جنگیدیم حالا برای شکست دادن یک منطقه کوچک بمانیم و مجبور به استفاده از خارجی بشویم؟! حاشا که گفتن این حرف هم زشت است.
آنها بخش مهمی از تجهیزات نظامی دولتی را به پنجشیر برده اند و دارند از آنها استفاده می کنند. توقع آنها خیلی بیش از اندازه ای هست که دارند. من نگاه خوبی به آنها ندارم… سوال و جواب ها تمام شد و ایشان رفت به کابین خلبان و تا آخر پرواز برنگشت. من توان راستی آزمایی کامل سخنان او را نداشتم ولی از باب گفت و شنود مفید دانستم.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن