تجربه نگاریجامعه شناسی کشورهای اسلامیجریان شناسیجریان شناسی سیاسیشبه قاره و افغانستانکشور شناخت

روایت امارت اسلامی طالبان(1)؛ تغییری که حس شده بود

علیرضا کمیلی

(این نوشته ها روایت مشاهدات شخصی است و ادعای بازنمایی تمامیت جریان طالبان را ندارد)

دعوای داخل ایران این بود که آیا طالبان جدید همان نسخه قدیمی است یا تغییری هم کرده است؟! خیلی هم سخیف بحث می شد انصافا! یکی به صرف استنادات تاریخی می گفت همان است گویی پدیده های تاریخی تغییر نمی کنند! یکی به استناد عقایدشان می گفت همان اند گویی متفکران و عقاید قابل تغییر نیستند! خلاصه غوغایی بود تا اینکه طالبان کشور را با سرعتی باورنکردنی گرفت. من تا اینجا هیچ نگفته و ننوشته بودم.
اعلام عفو عمومی و بخشیدن دشمنان، آزادی به حضور زنان در جامعه، حمایت از مراسمات مذهبی شیعیان در محرم و امثالهم که بروز کرد من هم به استناد اینها و مواردی دیگر از «نوطالبان» گفتم و نوشتم. هنوز اما این مساله همراه با تردید بود. برخی آن را بخاطر روزهای اول اشغال کشور می دانستند. تصمیم گرفتیم برویم و از نزدیک فضا را ببینیم.
من که سالهاست آرزوی این سفر را دارم ذوق زده بودم. رفتیم و رسیدیم به هرات. اولین نقطه تعجب مان راننده مرز تا هرات بود. جوانی فهمیده که از امنیت برقرار شده توسط طالبان تعریف کرد و مراعات شریعت را نیز ستود. فکر کردیم فقط اوست ولی اندکی ماندن در هرات و گفتگو با مردمان مختلف چند گزاره را تثبیت کرد!
«ترس مردم از طالبان بخاطر گذشته تاریک» «به همراه تعجب از رفتارهای جدیدشان» و «وجود نگرانی از امکان بازگشت رفتار گذشته در آینده»!
چیزهایی که روایت می شد بازتاب های مختلفی داشت. بین مقولات مختلف دائما خلط می شد. روایت مردمی که داشتند از حال امروزشان می گفتند و متعجب از تغییر رفتار جدی طالبان بودند را برخی با چوب «تطهیر» می زدند و انتظار داشتند شما گذشته تاریک را بازخوانی کنی!
تصمیم گرفتم پیش جریاناتی که بیشترین مشکل را با طالبان داشتند بروم یعنی شیعیان هزاره که گذشته تاریک را با تمام وجود درک کرده بودند. خدمت علمای شیعه حاشیه هرات، منطقه جبرییل رسیدیم. حال شان همان بود. خاطراتی بس تلخ از گذشته و نگرانی از آینده اما آنچه مایه تعجب بود، تاکید بر این بود که مشکل خاصی تا حالا نداشتیم و امسال بهترین امنیت را در مراسمات محرم داشته ایم! ذکر همین جمله باز از طرف برخی به معنای تطهیر است اما واقعیت میدانی جامعه این بود.
جامعه که می گوییم باید مراقب باشیم که یک حکم را شامل همه آحاد نتوان کرد ولی استقراء ناقص ما حکایت از این واقعیت داشت که نوعا افغانستانی های خارج این کشور، آن را باور نمی کردند!
یکی دو روز بعد، دو روحانی سرشناس شیعه هرات در جلسه ای که هنرمندان و اهل فکر شهر با طالبان جدید داشتند از این تعجب خاطره ای گفتند: طالبان در زمان درگیری ها برخی خانه های مردم حاشیه شهر را نیاز داشت. مردم مانده بودند که چطور اسباب کشی کنند و باز برگردانند! اینها گفته بودند شما کلید را به ما بدهید و همه چیز با ما. وقتی برگشته بودند همه چیز دست نخورده بود و حتی برای مصرف یک نان نیز با صاحب خانه تماس گرفته بودند! این تعجب را آن روحانیون شیعه مقیم هرات به زبان آوردند. چیزی که مجددا توسط ساکنان بیرون افغانستان قابل باور نمی نمود!
با کارمند بیمارستان که فردی تحصیلکرده بود نشستم. خیلی نگران آینده بود. ترس وجودش را گرفته بود چراکه در گذشته، خاطرات تاریکی داشت. گفت یکبار از سر عمل جراحی به همراه دو دکتر بیرون آمدیم. سرمان عرق کرده بود لذا کلاه پلاستیکی را از سر برداشتیم. همان وقت چهار طالبان به سمت ما آمدند. به ما گفتند چرا کلاه تان را برداشتید؟ – ظاهرا سخت گیری روی ظواهر خیلی عجیب بوده است و مستحبات را هم شدیدا اجرا می کردند!- گفتیم ببینید خیس است تازه از عمل آمدیم. من و دو دکتر را نشاندند و بخشی از جلوی موی مان را بریدند تا دیگر کلاه از سر بر نداریم!
راست و دروغش پای خودش ولی به این آدم باید حق داد که تغییرات فعلی کسانی که منتسب به آن جریانات هستند را باور نکند یا اقلا نیازمند زمانی طولانی برای باور آن باشد…

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن