جریان شناسیجریان شناسی فکری و مذهبی

جریان شناسی فرق اهل تسنن / فقه مالکی

*محمد سرکشیکیان


دومین مکتب فقهی که ایجاد می شود، مذهب مالکی است. مؤسس و پیشوای این مذهب و دومین امام از ائمه اهل سنت ابوعبدالله مالک بن انس در قرن دوم هـ.ق. می باشد. او در فاصله سال 93 تا 98 هـ ق، در 32 فرسخی شمال مدینه به دنیا آمد. بنا بر مشهور سال 93 را سال تولد او می گویند. پدرش انس بن مالک بن ابی عامر الاصبحی از قبیله ازد (از قبایل یمن) بود. از این رو، مالک بن انس، عرب یمنی خالص بود. جد او مالک بن ابی عامر از ثابعین بود و از عمر، عثمان و طلحه و عایشه روایت می کرد. مالک در همان شهر مدینه که آن زمان یکی از مراکز فقه و حدیث بود، شروع به تحصیل کرد. از مجالس بزرگان مشهور در فقه و حدیث، چون زهری و ربیعه ابن عبدالرحمان معروف به ربیعه الرأی و نافع بن ابی تمیم و نافع مولی ابن عمر، استفاده کرد و چون استعداد و هوش زیادی داشت خیلی زود، در این علوم از مراجع شد و در مسجد نبوی در مدینه، به تدریس و فتوا پرداخت. خیلی زود شهرت مالک در سراسر عالم اسلام پیچید و طالبان فقه و حدیث، از هر طرف می آمدند و از او بهره علمی می بردند و در مسائل مختلف از او فتوا می خواستند. او بیشتر در امور واقعی فتوا می داد و مانند ابوحنیفه به فروع و فرضیات، توجهی نداشت.
مواجهه مالک با حکومت عباسیان
وی در برابر خلفا، سیاست آرامی را دنبال می‏کرد. اما در زمان خروج محمدبن عبدالله حسن معروف به نفس زکیه (145 ه.ق) او فتوایی داد که همان فتوا، بعد از کشته شدن نفس زکیه باعث شد که جعفربن سلیمان والی مدینه که پسرعموی منصور عباسی بود، دستور دهد تا مالک را برهنه کرده و تازیانه زیادی زدند. منصور بابت این رفتار والی که بی‏اطلاع او صورت یافته بود، از مالک عذرخواهی نمود. همچنین هارون در سفر حج خود در سال 179 ه.ق در آخرین سال عمر مالک، از او دیدار به عمل آورد. با این همه، می‏توان گفت که مالک از عباسیان ناخشنود بوده، چنانکه همین ناخشنودی او سبب گرایش امویان اندلس به او گشت.
نقل گرایی مالکیه
فضای مدینه به دلیل حضور صحابی نقل گرا که مهم ترین ایشان عبد الله بن عمر است به شدت خبری مسلک است و مالک تحت تاثیر اساتید خود مسلکی حدیثی و خبری دارد و نظام فقهی که ایشان ارائه می دهد بر پایه اعتنای به اخبار است. لذا از مدارک استناد مالک در استنباط احکام در کنار قرآن و سنت و بعد از آن اجماع علمای اهل مدینه، عمل اهل مدینه است. مالک می گوید که عمل اهل مدینه برای ما حجت است چرا که مدنی ها قبلا تابعین و صحابی بوده اند و اینها عملهای خوبی در مدینه بجا گذاشته اند و امکان ندارد در مدینه چیزی رایج باشد که ریشه اسلامی نداشته باشد. البته مالک به قیاس و استحسان نیز قائل است ولی در رتبه بعد از اصول گذشته ترتیب اثر داده می شود. همچنین مالکیه می گویند: احکام شرایع سابقه (شرع من قبلنا) برای اهل اسلام نیز معتبر است، مگر این که منسوخ شده یا تخصیص خورده باشد. مالک به دلیل مسلک خبری و ظاهرگرایی از مباحث کلامی اجتناب می کرد و خوض در امور غیبی را نمی پسندید و از قائلین به جبر و قدمت قرآن بود.
منابع اختصاصی استنباط نزد مالکیه

عمل اهل مدینه
به نظر مالک عمل اهل مدینه حجت و بر خبر واحد مقدم است. حتی در صورتی که اهل مدینه اختلاف داشتند، یک رأی بر رأی دیگر ترجیح داده می شود، ولی از نظر اهل مدینه به قول سومی رجوع نمی شود. همچنین در بحث اجماع مالک فقط اجماع علمای اهل مدینه را حجت می دانست.
مصالح مرسله
به نظر اکثر اصولیان عامه «مصلحت» فایده و ثمره ای است که بر احکام شرعی مترتب می شود و مقصود شارع را از جعل احکام تأمین می کند. همچنین منظور از «مرسله» آن است که بر نص خاص شرعی تکیه نکند و از عمومات یا از حکم عقل شود. به نظر مالکیه مصلحت مرسله بر خبر واحد مقدم است.
سدّ ذرایع و فتح ذرایع
ذریعه عبارت از مقدمه و وسیله ای است که منجر به انجام حرام یا انجام واجب می شود. به نظر مالکی ها ذریعه ای که به انجام حرام و پیدایش مفسده منتهی شود حرام است و این قانون را «سدّ ذرائع» گویند و مقدمه ای که به قرب الی الله و مقصد خیری بینجامد، حکم مقصود و ذی المقدمه را پیدا می کند، به این اصل هم «فتح ذرایع» گویند.
مراعاه الخلاف
وقتی دو دلیل متعارض وارد شد، می توان به مقتضای هر دو عمل کرد و در نتیجه به دو حکم متنافی رسید. مالکیه بر طبق این اصل عمل می کنند و نام آن را مراعاه الخلاف می نهند. اگرچه در برخی دیگر از مذاهب، همانند حنفیه و شافعیه نیز این اصل به طور محدودتر پذیرفته شده است.
مراعاه العرف
اعتبار و حجیت عرف و مراعات آن، از امور مورد اتفاق بقیه مذاهب عامه نیز هست و حنفیه و شافعیه هم با آن ها اشتراک رأی دارند، ولی با توجه به نظر مالکیه در بحث مصالح مرسله، عرف را در شعاعی گسترده تر از دیگر مذاهب، معتبر شمرده اند؛ زیرا به نظر آن ها، عرف یکی از مصادیق مصلحت است.
قـول صحابی
فقه مالک بر فتواها و داوریهای صحابه تکیه داشت. او فقه فقهای هفتگانه رادر مدینه فراگرفت و سنت را همان چیزی می دانست که صحابه برآنند. به همین دلیل در میان همه منابع استنباط او فتوای صحابه جایگاهی برجسته داشت.
ویژگیهای فقه مالکی
انعطاف پذیری در اصول
او عـام و مـطـلـق کـتـاب و سنت را قطعی ندانست، بلکه درهـای تـخـصـیـص و تـقیید را به طور کامل گشود. وی در کنار این مساله اصول را به یکدیگر پـیـونـد مـی داد تـا از مـیان آنها فقهی همسو با احکام عقل و همخوان با آن چه نزد مردم پذیرفته است پدید آید.
مـراعـات کـردن مصلحت
مالک معتقد است این مهم از طریق قیاس و استحسان حاصل شود یا ازطریق مـصـالـح مرسله و سد ذرایع و یا هر طریق دیگری، مصلحت باید رعایت شود. او بدین ترتیب درهای بسیاری را برای از میان بردن تنگنا و دور کردن سختی و مشقت و برآوردن نیازها و فراهم ساختن مصلحت گشود. وی از هـمـیـن دیـدگاه، عقود را وسیله ای قرار داد که خواسته های اصلی مردم را تحقق می بخشد و با مقتضای عرف آنان همراهی و همسویی دارد. مالک بر این عقیده بود که هدف اصلی شارع تحقق بخشیدن به مصالح و منافع مردم است. به هـمـین دلیل فقه خود را گاه با سد ذرایع و گاه با فتح آن پیرامون این محور به حرکت درآورد تا این مصالح را حتی الامکان از ساده ترین راه برآورده سازد.


آثار مالک
مالک نخستین کسی است که در عالم عامّه، به تدوین حدیث بر اساس ابواب فقهی پرداخت. کتاب «الموطّأ» مشهورترین اثر مالک برپایه حدیث و اجماع اهل مدینه و آراء خود اوست. وی در زمینه فقه تألیف ندارد و فقه او را شاگردانش تدوین و تنظیم کرده اند.پیروان فقه او بر اساس آراء کتاب “موطأ” هستند ولی فقهای مالکی برای مراجعه به آراء او، به کتاب “المدونه الکبری” تألیف عبدالاسلام ابن سعید معروف به “سحنون” رجوع می کنند.

الموطا یکی از قدیمی ترین کتب فقهی و یکی از صحاح سته می باشد. او از میان صد هزار حدیث ده هزار روایت را انتخاب کرد و برای تنقیح روایات، پیوسته به آنها مراجعه می کرد و با محک قرآن و حدیث می سنجید تا آن که بالاخره شمار روایات به سه هزار روایت، تقلیل یافت. مالک خود گفته است: پس از تألیف کتاب آن را بر هفتاد تن از فقها ی مدینه عرضه کردم و چون همگی در محتوای کتاب با من موافقت داشتند آن را موطّا (به معنای موافقت شده) نامیدم.مالک کتاب موطّا را در پاسخ به درخواست منصور عباسی نگاشت. شافعی چنین نقل می کند:
منصور در سال 148 هجری به مدینه آمد و مالک بن انس را طلبید و به او گفت: مردم در عراق دچار اختلاف شده اند از تو می خواهیم که کتابی برای مردم فراهم آوری تا باعث اجتماع و اتحاد مردم شود. مالک در پاسخ منصورـ خلیفه عباسی ـ اقدام به تدوین موطّا نمود.آثار دیگری مانند تفسیر غریب القرآن، رساله الی ابن وهب فی الرد علی القدریه، رساله فی الاقضیه، رساله فی الفتوی الی ابن غسان، کتاب السرور، رساله الممتهد الی الیث بن سعد، به مالک نسبت داده می شود ولی در صحت انتساب بعضی از اینها به مالک تردید هست.

وفات مالک
او در سال 197 هـ ق در مدینه از دنیا رفت و در قبرستان بقیع در کنار ابراهیم فرزند پیغمبر اسلام و در بقعه همسران پیغمبر دفن شد. سن او در موقع مرگ بین 84 تا 90 سال گفته اند. و زمان مرگ او در زمان هارون الرشید خلیفه عباسی بود.
شاگردان مالک
مهمترین شاگردان مالک که در نشر و تثبیت فقه مالکی نقش بسزایی داشتند از عبدالله بن وهب بن مسلم(م ۱۷۹ ه.ق.)، عبدالرحمان بن قاسم (م ۱۹۱ ه.ق.)، اسد بن الفرات بن سنان (م ۲۱۳ ه.ق.)، محمد بن دینار (م ۱۸۲ ه.ق.)، عبدالعزیز ابن ابی حازم، عثمان بن عیسی بن کنانه، عبدالرحیم بن خالد الاسکندرانی را می توان نام برد.
مهمترین منابع فقهی مذهب مالکی
1. المدوّنه: اساس مذهب مالکی و مهمترین کتاب آن محسوب می شود. اگرچه در مؤلف آن اختلاف است; مشهور است که تلمیذ مالک، سحنون بن سعید، مدوّنه را از او روایت کرده است.
2. الواضحه، تألیف: ابن حبیب.
3. متن الرساله، تألیف: عبدالله ابن ابی زید القیروانی.
4. الکافی فی فقه اهل المدینه، تألیف: یوسف بن عبدالله النمری القرطبی.
5. بدایه المجتهد و نهایه المقتصد، تألیف: محمد بن احمد بن رشد.
6. مختصر الخلیل، تألیف: خلیل بن اسحاق الجندی.
گسترش مذهب مالکی
در دوره عباسیان به دلیل حمایت های آنها از مذهب حنفیه، مذهب مالکی گسترش چندانی نداشت و مذهب رسمی حکومت و قضاوت بر اساس فقه حنفیه بود.(مراجعه به مقاله فقه حنفی). البته در همین دوران دیده می شود که برخی خلفای عباسی برای جلب توجه مردم به حکومت و جلوگیری از شورش ها نسبت به سخت گیری خلفای گذشته تغییر رویه داده اند و برای مثال کتاب الموطا مالک را کتاب رسمی حکومت اعلام کردند و این عمل باعث تثبیت و ترویج مذهب مالکی شد. (نمونه بارز این چرخش را در مقاله های آینده در مورد رویکرد معتزلی مامون و ظاهرگرایی متوکل ببینید.)
بنابرآنچه گفته شد و به دلیل نارضایتی نسبی مالک از عباسیان، مالکیان در مناطقی از جهان اسلام که سیطره عباسیان ضعیف تر بود و بخصوص ممالکی که تحت حکومت امویان هنوز باقی مانده بود، اقبال بیشتری یافتند. فقه مالکی اول در حجاز شایع شد و بعد به مصر رفت و از مصر به آفریقای شمالی و اندلس راه پیدا کرد و پیش از ظهور مذهب شافعی، بر حجاز، مصر و سرزمین های آفریقایی اطراف آن، اندلس و سودان غلبه داشت و البته در بغداد هم از زمان متوکل حضور چشمگیری داشت .
مصر
اسدبن فرات نزد مالک و اصحاب او و نیز شیبانى(شاگرد ابوحنیفه) درس خوانده بود و نقش مهمى در تدوین فقه مالکى داشت. وى در 181 به قَیْروان بازگشت و در 203 یا 204 قاضى آن شهر شد. ولی بعد از اصول مالکی دست کشید و به تدریس فقه حنفی پرداخت.
پس از اسدبن فرات منصب قضا در افریقیه منحصر به مالکیان شد. پس از آنکه معز بن بادیس (حاکم افریقیه، متوفى 454) حنفیان را براى ترک مذهبشان زیر فشار قرارداد و مردم را به گرویدن به مذهب مالکى واداشت، قریب به اتفاق مردم افریقیه مالکى مذهب شدند و از آن پس قضا و افتاء تنها بر پایه مذهب مالکى بود ولی این فشارها با روی کار آمدن دولت فاطمیون در مصر برداشته شدو مجال برای دیگر مذاهب فراهم شد و با ظهور مذهب شافعی در مصر، مذهب مالکی به جایگاه دوم تنزل یافت و رشد مالکیه در مصر متوقف شد.
منطقه شمال آفریقا و اندلس
در اندلس فقه مالکی توسط شاگردان مالک از جمله “یحیی بن یحیی لیثی اندلسی” انتشار یافت و البته یکی از دلایل گسترش آن در شمال آفریقا و بخصوص اندلس(اسپانیای کنونی) برخورداری از حمایت دستگاه خلافت امویان – که همچنان در آن مناطق حکومت می کردند، بود. در نیمه دوم قرن پنجم هجری در شمال آفریقا و اندلس دولتی بنام «مرابطین» ظهور کرد که فقه مالکی را در این مناطق حاکم کرد. حاکمیت فقه مالکی و مخالفت شدید با افکار و عقاید دیگر و مخالفت با فلسفه و کلام از ویژگی های این دوران است که حدود صد سال به طول انجامید. نفوذ فقهای مالکی در دولت مرابطین بسیار زیاد بود و آنان از ارکان مشروعیت حکومت محسوب می شدند. قاضی قرطبه “ابوعبدالله محمد بن حمدون” پیشوای مخالفت با علم کلام بود و به دستور او در سال 505 ه.ق. کتاب «احیاء علوم الدین غزالی» طی مراسمی در صحن جامع قرطبه سوزانده شد. ابن تاشفین جریان کتاب سوزی فلسفه و علوم عقلی را که در اندلس نزد عوام و خواص معمول بود را دوباره احیاء کرد و حامیان فلسفه را پست و خوار نمود. دولت مرابطین در عصر “علی بن یوسف” به اوج خود رسید و اگر چه این دولت بر پایه دعوت دینی شکل گرفته بود به دنبال گسترش فتوحات در اندلس و افزایش نیروی جنگی کم کم ماهیتی نظامی پیدا کرد. این بنیه نظامی که در آغاز عامل تشکیل امپراتوری بزرگ مرابطین و مبنای قدرت آن محسوب می شد با گرایش امیران و فرماندهان به زرق و برق دنیوی خصوصاً در اندلس ضعیف شد و زمینه سقوطشان را فراهم آورد.
گستردگی مالکیه در حال حاضر
امروزه مذهب مالکی در قسمت های شمالی آفریقا، الجزایر، تونس، در قسمت های کوهستانی مصر، سودان، کویت، قطر، بحرین غلبه دارد و در فلسطین و عربستان هم به ویژه منطقه احساء به صورت محدودتر ادامه حیات می دهد و بطور کلی در خاورمیانه حضور جدی ندارند. در حال حاضر در ایران نیز مذهب مالکی یافت نمی شود.از نظر جمعیتی مذهب مالکی هیچ گاه اکثریت اهل سنت را تشکیل ندادند و همینک پس حنفیه و شافعی در جایگاه سوم قرار دارد.

 منبع: مجله الکترونیکی اخوت

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن