جریان شناسیجریان شناسی سیاسیشبه قاره و افغانستانکشور شناخت

بررسی تغییر و تحولات طالبان؛ امروز در طالبان والی شیعه هم داریم!

سید حسام رضوی

فاطمه شاه آبادی – طالبان از آن دسته گروه هایی است که هرچه از آن میدانیم از رسانه ها شنیده ایم. رسانه هایی که مخالف طالبان بوده اند و شاید به همین خاطر میتوان گفت که تقریبا هیچ چیز از طالبان نمی دانیم! برای آشنایی واقعی و به دور از بزرگنمایی های رسانه های غربی از این گروه افغان به سراغ سید حسام رضوی کارشناس مسائل افغانستان رفتیم تا شناختی دقیق تر از این گروه پیدا کنیم.

در ابتدا اگر ممکن است در مورد چگونگی تشکیل طالبان، به طور مختصر توضیحاتی را بفرمایید.

افغانستان بعد از شوروی درگیر جنگ های داخلی شد، دلیلش هم این بود که گروه های جهادی ای که در دوران مبارزه با شوروی پیروز شده بودند دنبال سهم خواهی بودند. اسامی بسیاری از آنها را هم احتمالا شنیده اید: جمعیتی ها، حزب اسلامی، پشتون ها و سایر جنبش ها، که رهبری آنها را افرادی چون ربانی، احمد شاه مسعود، حکمتیار، مزاری و… برعهده داشتند. همینطور می‌توان بر اساس منطقه هم گفت که مثلا در شمال  شرق پنجشیری‌ها قدرت و زور بیشتری داشتند و آنجا را خودمختار اداره می‌کردند، در غرب و جنوب غرب تاجیک هایی مثل اسماعیل خان قدرت را در دست داشتند و به اداره امور می‌پرداختند، در جنوب هم پشتون‌ها قدرت بیشتری داشتند و توسط حکمتیار رهبری می‌شدند. که اینها همه دنبال سهم خواهی از قدرت بودند.

به هر حال این سهم خواهی و جنگ داخلی هم داشت باعث عقب ماندگیِ کشور افغانستان، فقر و آسیب های اجتماعی و هم باعث کشت و کشتار جدی می‌شد. که اینها همه حاکی از ناپایداری و بی‌نظمی جدی در این کشور بود. در این شرایط در سال 1995-1996 ظهور طالبان رقم می‌خورد و طالبان با مقبولیت مردمی وارد افغانستان می‌شود. به طوری که وقتی از اسپین بُلدَک وارد افغانستان شد، در مناطق زیادی بدون مقابله مردم جلو آمد یعنی در کشور‌گشایی با پذیرش مردم مواجه شد و بی دردسر پیش‌رفت تا رسید به کابل و مناطق شمال و آنجا هم با یک جنگ چند روزه توانستند افغانستان را به طور 100 درصدی بگیرند و تشکیل حکومت بدهند و 5 سال هم حکومت کردند. پس به طور کل میتوان گفت که خسته شدن مردم از جنگ های داخلی و فساد رهبران دوره جهاد باعث شد که مردم پذیرای طالبان شوند چون با شعار تامین امنیت آمده بود.

در حال حاضر هم اگر شما از کسی که کاملا با طالبان مخالف باشد یا حتی موافق، راجع به امنیت سازی طالبان پرسید میگویند که در مناطق تحت پوشش طالبان امنیت به شدت بالا بود و دزدی و فساد به شدت کم.

در آن زمان هم طالبان متشکل از قبایل مختلف بود که مورد پذیر همگان قرار گرفت؟

آن زمان پشتون های جنوب، طلبه های مدرسه علمیه حقانیه و دیوبندی در پاکستان بودند که برای تشکیل حکومت اسلامی گِرد هم آمدند و چون میخواستند حکومت اسلامی تشکیل بدهند، مقبولیت یافتند و همین الان هم در مذاکرات صلح میگویند که وقتی ما حکومت را در دست گرفتیم قانون اساسی باید عوض بشود و قانون اسلامی باید نوشته بشود.

به نظر شما چرا طالبان موفق نبود در آن 5 سال؟

طالبانِ آن زمان 2 اشکال عمده داشت که باعث شد مقبولیت خود را از دست بدهد و جوامع بین الملل هم از آن حمایت نکردند: حضور شبه نظامیان القاعده در بدنه نظامیِ طالبان و نزدیکی بیش از حد به القاعده، یعنی برای پیروزی در آن جنگ‌های داخلی از نیروهای القاعده بی شک کمک میگرفت، عرب افغان‌ها، سومالیایی‌ها، چچنی‌ها، ازبک‌ها و سایر ملیت ها در آن جنگ‌ها قطعا برای کمک به طالبان حضور داشتند که یک سری اتفاقات تلخ را حضور اینها رقم زد. جنگ سوریه باعث شد که عده ای از این نیروهای القاعده به عراق و سوریه بروند، عده ای هم همراه بن لادن که به پاکستان رفت به آنجا رفته و عده ای هم مثل چچنی‌ها و ازبک‌ها به کشورهای خودشان بازگشتند. که در طالبان 2020 میبینم هیچ کسی از القاعده در طالبان نیست و همینطور هیچ نیرویی از طالبان در جبهه های النصره و داعش وجود ندارد در حالی که از برخی گروه های جهادی افغانستان در بین آنها حضور دارند.

حتی در دو نامه مفصلی که ملا اختر منصور، رهبر قبلی طالبان، به ابوبکر البغدادی نوشت حضور نیرو از طالبان در داعش را رد کرد و گفت ما در جغرافیای افغانستان می جنگیم و توضیح داد که اگر ما در افغانستان حکومت تشکیل بدهیم جنگ بعدیِ ما قطعا آزاد سازی قدس خواهد بود که این در احکام طالبان هست.

اشکال بعدی این بود که طالبان حمایت بین المللی نداشت و فقط پاکستان، عربستان و امارات آن را به رسمیت شناختند.

طالبان به این نتیجه رسیده اند که اگر میخواهند در افغانستان حکومت کنند باید به همه اقوام سهم بدهیم درحالی که قبلا فقط پشتون ها در طالبان حضور داشتند اما الان از اقوام مختلف در سطح فرماندهان ارشد نظامی و والی ولایت ها عضو طالبان هستند. مثلا ما الان والیِ شیعه، مولوی مهدی المجاهد در سرپل را داریم یا قاری دین محمد حنیف که تاجیک هست را در شورای رهبری طالبان میبینیم.

سرنوشت طالبان پس از سقوط حکومت چه شد؟

وقتی که در سال 2001 آمریکا به افغانستان حمله کرد، به طور رسمی طالبان از حکومت کنار رفتند. از سال 2001 تا 2006 رهبران طالبان یکدیگر را پیدا کردند چون یک عده ای کشته شده بودند، یک عده ای به پاکستان رفته بودند و عده ای در کشورهای مختلف بودند و حتی برخی در گوانتانامو، ابوغریب و بگرام بازداشت بودند. البته کسانی که در گوانتانامو بودند آزاد شدند و الان در قطر هستند.

از 2006 ظهور مجددی در صحنه شبه نظامیِ افغانستان داشت و تا الان که 2020 هست ادامه دارد و هرسال هم تقویت می‌شد که 2010 تا 2012 اوج این تقویت حضور در صحنه را داشت حتی آن سال‌ها آمریکایی ها با بیش از 130 هزار نیرو بیشترین حضور را در افغانستان داشتند.

از سال 2006 که طالبان دوباره در صحنه افغانستان حضور پیدا کرد، هدفش ایجاد دوباره حکومت در افغانستان بود؛ با این توضیح که ما در افغانستان حکومت را در دست داشتیم و بعد از حمله آمریکا حکومت ما اشغال شده و ما باید جهاد کنیم و حکومت را بدست بیاریم. اما این بار طالبان تغییرات جدی ای داشته است. یعنی طالبان 2020 نسبت به طالبان 1996 تکامل یافته تر شده و در اهداف و گفتمان های خود تغییرات و تحولاتِ جدی ای ایجاد کرده است که مهمترین آنها عبارتند از:

  1. طالبان به این نتیجه رسیده اند که اگر میخواهند در افغانستان حکومت کنند باید به همه اقوام سهم بدهیم درحالی که قبلا فقط پشتون ها در طالبان حضور داشتند اما الان از اقوام مختلف در سطح فرماندهان ارشد نظامی و والی ولایت ها عضو طالبان هستند. مثلا ما الان والیِ شیعه، مولوی مهدی المجاهد در سرپل را داریم یا قاری دین محمد حنیف که تاجیک هست را در شورای رهبری طالبان میبینیم.
  2. تقویت ارتباط با کشورهای همسایه و قدرت های منطقه ای. از سال 2010 ارتباطات جدی با همسایگان آغاز میشود، مثل چین، ایران، روسیه. مثلا چین رسما اعلام کرد ما حاضر هستیم دفتر سیاسی طالبان در پکن را افتتاح کنیم، یا اینکه 3 بار دیدار رسمی با پوتین داشتند و هر بار هم که به ایران آمدند کاملا رسمی بوده است. با سران تاجیسکتان و ازبکستان و سایر کشورها هم ملاقات هایی را انجام داده اند.

چه کسانی این دیدارها را با سران سایر کشورها انجام می دهند؟

رهبران سیاسی طالبان، افراد قوی ای که به عنوان رابط در دفتر دوحۀ قطر مستقر هستند وظیفه انجام این ارتباط گیری را برعهده دارند: شیرعباس استانک زِی که مسئول دفتر سیاسی طالبان بود اما وقتی ملا برادر از زندان آزاد شد ملا برادر مسئول سیاسی طالبان شد؛ ملا برادر و ملا عمر جز 4 نفر موسس طالبان بود.

چرا در قطر دفتر را تاسیس کردند؟

چون قطر اخوانی هستند و طالبان هم اخوانی.

بقیۀ تحولات جدی ای که در طالبان 2020 ایجاد شده است را میفرمایید؟

یکی دیگر از اقدامات جدید و مهمی که انجام دادند، تامین منافع همسایگان افغانستان است. مثلا وقتی داعش به عنوان تهدیدی برای همسایگان افغاستان به وجود آمد، طالبان اعلام کرد که ما اجازه نمی‌دهیم مرزهای شما به خاطر حضور داعش ناامن شود و همین اتفاق هم افتاد یعنی در مرزِ ما با افغانستان 2 سال طالبان با داعش جنگیدند، فردی به نام ملا صمد از طالبان با فردی به نام ملا ننگ یالی از داعش دو سال با هم جنگیدند و وقتی فردی به نام عبدالرزاق منصور مهدی در فراه رهبر داعش شد و آمریکایی ها هم مجهزش کرده بودند را طالبان کشتند. یا مثلا منافعی که از جمهوری اسلامی تامین کردند این بود که گفتند ما امنیت شیعیان را تامین می‌کنیم و همین کار را هم کردند. در مناطق شیعه نشین افغانستان مثل غزنی، زابل یا جاهایی که داعش به دنبال کشتار و ناامنی شیعیان بود، در نطفه داعش را خفه کردند و حتی از برخی مناطق، شیعیان را تا مرزهای ایران اسکورت کردند. همچنین اماکن شیعه؛ امامزاده‌ها، قبرستان‌ها، روضه‌هایی مثل مزارشریف را محافظت کردند.

یا حتی در شمال افغانستان که آمریکایی ها داعش را مستقر کردند تا روانه آسیای مرکزی شده و یا مرزهای روسیه را ناامن کنند، طالبان مدت ها با داعش جنگید تا به آسیای مرکزی راه پیدا نکند.

یک مثال یا اقدام دیگر، جنگ طالبان با ایغورهای چین بود؛ آمریکایی ها ایغورها را از استان سین کیانگ به پایگاه بگرام در افغانستان می بردند و بعد از آموزش برای خرابکاری به چین برمی‌گرداندند که طالبان جلوی ورود و خروج این مسلمانان سلفی را می‌گیرند.

همچنین در مقابل این تامین منافع همسایگان، طالبان مطالباتی هم داشته است.

تحول بعدی ای که طالبان داشت، تعیین زاویه و موضع با سلفیت بود. اقداماتی که در این راستا انجام دادند عبارتند از: به حداقل رساندن رابطه با عربستان؛ ذکر دو اقدام از جانب عربستان هم در این رابطه لازم به نظر میرسد، یکی جلسه «علمای جهان اسلام برای صلح افغانستان» بود که عربستان تصمیم داشت طالبان را وادار کند تا در این جلسه حضور پیدا کند و خودش هم رهبر جریان صلح افغانستان بشود اما طالبان هر دو جلسه را تحریم کردند و همچین اجازه ای به عربستان نداد. دومین مسئله هم حضور داعش در عراق و سوریه بود که عرب‌ها به طالبان فشار آوردند که باید نیرو و امکانات بدهید اما طالبان چنین کاری نکرد و در نهایت ابوبکر البغدادی پیام داد که در دیرالزور پرچم شما را هم به عنوان حامی برافراشته می کنیم اما ملا اختر در مقابل، آن نامه معروف را نوشت که: شما اصلا مسلمان نیستید، مسلمان برادر‌کشی نمیکند، شما خوارج زمان هستید. در پایان هم اخطار داد که اگر به افغانستان بیایید به طور جدی با شما خواهیم جنگید. بعد از این نامه هم عربستان و امارات بسیار ناراحت شدند.

گفتند ما امنیت شیعیان را تامین می‌کنیم و همین کار را هم کردند. در مناطق شیعه نشین افغانستان مثل غزنی، زابل یا جاهایی که داعش به دنبال کشتار و ناامنی شیعیان بود، در نطفه داعش را خفه کردند و حتی از برخی مناطق، شیعیان را تا مرزهای ایران اسکورت کردند. همچنین اماکن شیعه؛ امامزاده‌ها، قبرستان‌ها، روضه‌هایی مثل مزارشریف را محافظت کردند.

همچنین در سال 2010 آمریکایی ها و عرب‌ها به طالبان پیشنهاد دادند که ما کمک می‌کنیم تا شما حکومت در افغانستان را بدست بیاورید اما به شرط اینکه حکومت تندِ سلفی ای داشته باشید. در اینجا هم طالبان این پیشنهاد را رد کردند.

پنجمین تغییر و تحولی که در طالبان اتفاق افتاد این بود که به این جمع‌بندی رسیدند اگر بخواهند به حکومت برسند باید مرز خود را با سایر گروه های جهادی نیز مشخص کنند. از جملۀ این گروه های جهادی القاعده بود. طالبان به این عقلانیت رسیده است که به طور مستقیم با القاعده وارد جدل نشود. چون می‌داند درگیری مستقیم با القاعده به گرایش بدنه میانی جامعه به کارهای تند و سلفی منجر می‌شود. یعنی از اینگونه موضع گیری های طالبان با گروه های مختلف میتوان نتیجه گرفت که این گروه به سمت کارهای دیپلماتیک پیش میرود و دفتر سیاسی‎‌شان در قطر نیز شاهد این ادعاست. طالبان از سال 2007-2008 یک فضای سیاسی و نظامی را با هم پیش می‌برد و تبدیل به تنها گروه سیاسی نظامی در دنیا می‌شود که آمریکایی ها به طور مستقیم با آن وارد مذاکره می‌شوند و وقتی توافقت‌نامه صلح را با آمریکایی ها امضا می‌کند، آنها را مجاب می‌کند که با عنوان امارت اسلامی افغانستان موافقت نامه را امضا کنند.

تحول بعدی نوع برخورد با مردم افغانستان بود؛ برخورد با زنان، بحث تحصیل، تلویزیون و این مسائل. نکته این است که طالبان اعلام کرد که ما از برخی اقداماتی که در گذشته انجام دادیم پشیمان هستیم، اما آن سری از اَعمال را می‌پذیریم که در چهارچوب دین باشند یعنی با ولنگاری و بی‌بند و باری هم مخالفیم. به طوری که اگر در آینده ما حکومت را بدست بگیریم رادیو هست، تلویزیون و بقیه ابزارها وجود خواهند داشت اما مثلا گوینده زن بی‌حجاب نخواهیم داشت و به هر آنچه در چهارچوب دین و شریعت برای زن تعریف شده است پایبند خواهیم بود. مثلا در مناطق تحت کنترل طالبان ما مدرسه دخترانه داریم. حتی چهاربار با هیئت افغانستانی مذاکره کردند و هر چهاربار در هیئت زن حضور داشته و طالبان نشست و مذاکره کرده و وعده داده اند در حکومت خودشان هم به زنان پُست خواهند داد.

به طور کل طالبان، تفکر ضد غربی دارد و با آنچه که سوغات غرب باشد مخالف است و اعتقاد دارد انتهای آن بدبختی ست. یک جورهایی شبیه جمهوری اسلامی ست اما ما گاهی در برخی مسائل با دنیا تعارف داریم اما آنها دچار این رودربایستی نیستند.

اینها جز موارد بارز تحولات طالبان 2020 هستند.

میزان مقبولیت طالبان در بین مردم شهر و روستا چه تفاوت هایی دارد؟

قبل از پاسخ به این سوال باید این نکته را عرض کنم که در سال 2001 که آمریکایی ها با مقبولیت مردمی وارد افغانستان شدند چون با کمک رسانه ها چهره ای از طالبان برای مردم ترسیم شده بود که آنها به شدت از طالبان ناراضی شده بودند.

یعنی مردم افغانستان امنیت بالایی که طالبان برایشان تامین میکرد را نمی‌دیدند و این برایشان اهمیت نداشت؟

چرا خیلی برایشان مهم بود اما رسانه داشت کار خودش را می‌کرد. در جامعه شهری افغانستان، آمریکایی ها مقبولیت پیدا کرده بودند چون شهرهای افغانستان در یک بَدَوی‌گری مانده بودند و خواهان پیشرفت بودند و آمریکا را به عنوان یک منجی می دیدند. پس از حمله آمریکا در سال 2001 دولتی تشکیل شد که مردم فکر می‌کردند نجات‌بخش خواهد بود اما اکنون بعد از 20 سال همه متوجه شدند که تمام سیاست های آمریکا با شکست مواجه شده است. به طوری‌که در انتخابات اخیر افغانستان نزدیک 12% از مردم شرکت کردند و امروز رئیس جمهور افغانستان فقط با 900 هزار رای به ریاست جمهوری این کشور رسیده است! این یعنی لجن مال شدن دموکراسی آمریکایی؛ در جامعه ای که 13 یا 14 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن بودن رئیس جمهور با 975 هزار رای، رای آورده است.

در بحث فساد جنسی، فساد اخلاقی و فساد مالی دولت، در شاخص فقر و عقب ماندگی، شاخص آزادی و همه شاخص هایی که آمریکایی ها به دنبال آن بودند، افغانستان در کف آن قرار دارد یعنی مثلا در رده بندی فساد اداری دنیا، کشور اول هستند. همه این مسائل باعث شده که در حال حاضر مردم به دنبال جایگزین بگردند. این نکته را هم باید اضافه کرد که از 2001 تا کنون حکومت هایی که افغانستان را اداره می‌کردند همۀ رهبران جهادی را در خود داشته است، یعنی عبدالله را به خود دیده است، اسماعیل خان، فهیم، کرزی، حکمتیار، محقق، خلیلی و همه رهبران را.

یعنی مردم با گوشت و خون خود می‌بینند که این کشور دارد به قهقرا میرود، کشوری که ارزش پولش 40 برابر ج.ا.ا است ولی مردمش به هرطریقی قاچاقی به ایران می‌آیند تا اینجا کار کنند، آمارهای مهاجرت به ایران را می‌توانید مشاهده کنید که این موج مهاجرت نشان دهنده عمق فاجعه در افغانستان است. حتی در حال حاضر، با شیوع کرونا، 75 کشور در قالب ناتو در این کشور حضور دارند، از آمریکا گرفته تا ایتالیا، آلمان، انگلستان و ژاپن و قس علی هذا، که افغان ها یک کیت تشخیص کرونا نتوانستند از اینها بگیرند؛ برای همین مردم این کشور دارند با همه وجود این مسائل را لمس می‌کنند و به دنبال تغییر هستند.

طالبان اعلام کرد که ما از برخی اقداماتی که در گذشته انجام دادیم پشیمان هستیم، اما آن سری از اَعمال را می‌پذیریم که در چهارچوب دین باشند یعنی با ولنگاری و بی‌بند و باری هم مخالفیم. به طوری که اگر در آینده ما حکومت را بدست بگیریم رادیو هست، تلویزیون و بقیه ابزارها وجود خواهند داشت اما مثلا گوینده زن بی‌حجاب نخواهیم داشت

رهبران جهادی هم در این 20 سال بسیار بد و افتضاح عمل کردند و مردم واقعا فکر می‌کنند که طالبان میتواند کشور را حداقل در بحث امنیت و معیشت نجات دهد و از وقتی که طالبان با آمریکایی جلسه گذاشتند این امید در مردم بیشتر شده است، با ایران و چین و روسیه هم که ارتباط گرفتند. پس می‌توان اینگونه نتیجه گیری کرد که در بدنه غیرفرهیخته افغانستان طالبان از مقبولیت قابل قبولی برخوردار است. اما در بدنه نخبگانی افغانستان چنین مقولیتی ندارد و اگر ندارد دلیلش استحاله فکری نخبگان است. جالب است بدانید بدنه نخبگانی افغانستان در این سال ها دچار استحاله فکری گشته و سکولار شده است یعنی لیبرال شده و فرشته نجات را آمریکا می‌داند.

حتی با وجود اینکه افتضاحات و نتایج نامطلوب حکومت آمریکایی را در کشورش می بییند باز هم آمریکا را میخواهد؟

بله اینهایی که لیبرال هستند نجات را در همین فحشا و ولنگاری فرهنگی می بیند.

منظورتان از نخبگان چه کسانی هستند؟

تحصیلکرده های جوان که اصولا در اروپا و آمریکا تحصیل کرده اند و الان به شدت در بدنه دولت هستند. آمریکایی ها در دوره اشرف غنی آمدند یک حکومت تکنوکراتِ جوانِ متخصص ایجاد کردند که رسانه دست همین هاست و می‌توانند کار رسانه ای انجام دهند تا افکار عمومی را علیه طالبان تقویت کنند.

پس چگونه تا الان طالبان اینهمه طرفدار در بین عوام پیدا کرده است؟

این طرفداران غیرفرهیخته یا غیرنخبگانیِ طالبان اکثرا مردم غیرشهری هستند. چون در شهرهای بزرگ افکار به سمتی که آمریکایی ها میخواهند سوق داده می‌شود. به طوری که CIA در افغانستان یک لشکر چند صد هزار نفری فیس بوکی ایجاد کرده و کار اینها عملیات روانی در فیس بوک است ( فیس بوک امروز رتبه 1 رسانه های اجتماعی در افغانستان را دارد)، شبکه های تلویزیونی مثل طلوع، لمن، پژواک و… همه هم دست اینهاست یا روزنامه هشت صبح که پر تیتراژترین روزنامه افغانستان است دست اینهاست و رسما داخل سفارت آمریکاست. همین شاه حسین مرتضوی که سخنگوی اشرف غنی ست، قبلا مدیر مسئول آنجا بود که بیرون آمد؛ ایشان شیعه است، طلبه قم هم بوده است ولی رفت با آمریکایی‌ها بست و جاسوس شد و امروز یک ضدایرانیِ ضدمسلمانِ سکولار است که دارد کار رسانه ای هم انجام می‌دهد. به هرحال این بدنه، به حکومت رسیدنِ طالبان را مانع رسیدن به پیشرفت می‌داند.

میزان مقبولیت طالبان بین اقوام مختلف چگونه است؟

میتوان گفت سران اقوام مختلف امروز تلاش می‌کنند تا با طالبان بر سر میز مذاکره بنشینند و در همین 2 ماه گذشته چند نفر از والی های افغانستان به طالبان پیوستند. پدر رئیس امنیت ملی قندهار رفت طالب شد و اکثرا دارند خود را به این جریان وصل می‌کنند.

ایران با طالبان 1996 مخالف بود اما با طالبان 2020 به مذاکره نشست، این عدم مخالفت ایران با طالبان آیا به خاطر آن امنیتی بود که طالبان در مرزها ایجاد کرد و با داعش جنگید بود؟

تامین امنیت یکی از دلایل بود، همچنین ایران تا کنون ارتباط جدی ای با گروه های پشتون در افغانستان نداشت، ارتباط ما با پشتون ها، تا حد کمی با سیاف بود و حکمتیار. در حالیکه اکنون پذیرفته ایم قوی ترین و مسلمان ترین گروه در بین پشتون ها همین طالبان هستند که مواضع آنها به ج.ا.ا نزدیک است و اگر ما ارتباطی با آنها نمیگرفتیم برای ما ضرر بود، در حالی که با ارتباط‌گیری این ضرر را به فایده تبدیل کردیم. اما به دلیل اینکه طالبان 96 با شیعیان میجنگید و با القاعده پیوند خورده بود، ایران با آن مخالف بود و ما از گروه هایی حمایت میکردیم که واقعا جهاد می‌کردند مثل احمدشاه مسعود، فهیم؛ و همانطور که قبلا هم عرض کردم اینها هم در این 20 سال استحاله شدند. همین آقای عبدالله که همه فکر می‌کنند به ج.ا.ا نزدیک است قطعا به آمریکایی‌ها نزدیک‌تر است.

در پایان با توجه به حضور آمریکا و نیروهای ناتو، نظر شما در مورد میزان احتمال به‌قدرت رسیدن طالبان چیست؟

اگر بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ترامپ رای نیاورد بدانید که وقوع جنگ در افغانستان جدی خواهد بود ولی اگر رای بیاورد درحدود 14 ماه آینده طالبان بعد از مذاکرات به قدرت خواهد رسید.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫۲ نظرها

  1. سلام
    این مصاحبه در کجا وکی انجام شده است؟
    امکان دارد آی دی فضای مجازی مصاحبه شونده را داشته باشم؟

    با تشکر

  2. ایران برای ما افغان‌ها همان نقش مخرب پاکستان و عربستان را دارد. همانطور که پاکستان به منافع خود و آمریکا می‌اندیشد ایران هم به منافع خود و روسیه و چین می‌اندیشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن