مکتب انقلاب

الگوی پایدار برای احیای حرکت تقریب مذاهب کدام است؟

بهمن دهستانی

تقریب مذاهب اسلامی و بطور مشخص تقریب مذهب تشیع و تسنن خود از دیرپاترین حرکت های اسلامی در تاریخ معاصر جهان اسلام است گرچه رشد اندیشه تقریب مذاهب و وحدت اسلامی از ریشه ها و خاستگاه های مختلف و بعضا غیرهمسو برخوردار است و امروز اثبات این پیش فرض یا تلقی رایج که مصلحان شیعه و سنی همواره دارای یک نقطه عزیمت مشترک و برخوردار از تصویری یکسان از تقریب مذاهب و آرمان وحدت اسلامی بوده اند دشوار است. اما واقعیت تاریخی آن است که این دو جریان با یکدیگر تلاقی های مؤثر و چشمگیر داشته و خطوط برجسته ای از تاریخ معاصر و حتی حفظ و معنابخشی به مفهوم «جهان اسلام» را رقم زده اند.
این نوشتار چهار نقطه عطف را برای حرکتِ اسلامی تقریب مذاهب منظور می کند. نخست جنبش بیداری خواهی سیدجمال الدین اسدآبادی و شاگردان او که با عناوین مختلفی مانند اتحاد اسلام از آن یاد می شود و با وجود اصالت و ژرف اندیشی هایی که داشت و به آن قائل بود در دایره تحرک و بعضا حمایت خلافت عثمانی که برای بازیابی اقتدار خویش در دوران افول و انحطاط و ممانعت از تجزیه سرزمین هایش می کوشید به اقدام می پرداخت اما اندیشه بازگشت به قرآن رهاورد شاخص آن است.
دوم تأسیس دارالتقریب در قاهره با مشارکت شیخ محمدتقی قمی و بالندگی روابط حوزه قم و الأزهر مصر با زعامت آیت الله بروجردی و شیخ شلتوت که اوج خود را در صدور فتوای جواز تبعیت از مذهب جعفری توسط شیخ الأزهر در سال 1960م نشان داد. بنیان، هویت و رهیافت تقریب در این مقطع، بیش از هر زمان تکاپوها و مبادلات علمی است.
نقطه عطف سوم را پیروزی انقلاب اسلامی و احیاگری امام خمینی(ره) بوجود می آورد. تقریب مذاهب و وحدت اسلامی جزء ثابتی از ادبیات و اندیشه رهبران انقلاب و نهضت اسلامی ایران بود و امید فراوانی در سطح جوامع مسلمان منطقه برانگیخت و بطور طبیعی انقلاب اسلامی ایران را شایسته و علاقه مند به رهبری و هدایت بیداری اسلامی در جهان اسلام میکرد. از این رو سرمایه گذاری های فراوانی برای این مهم صورت پذیرفت و دستاوردهای متعددی به همراه داشت که شاید نماد آن تشکیل دوباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در تهران و برگزاری کنفرانس های سالانه وحدت اسلامی باشد.
نقطه عطف چهارم را باید در سال 2011م جست که خیزش های مردمی موسوم به بهار عربی خاورمیانه و شمال آفریقا را فراگرفت و با سقوط پی در پی سران عرب امید به تحرک سازنده محافل و مراکز دینی کشورهای عربی برای نقش آفرینی مستقل از سیاست های رسمی و دستورالعمل های حکومتی را برانگیخت.
برگزاری پی در پی کنفرانس هایی با عنوان بیداری اسلامی و دعوت گسترده از نخبگان و فعالان کشورهای عربی برای حضور در ایران نوید از آغاز فصل تازه ای از تقریب مذاهب می داد اما دقیقا در همین مرحله بود که چالش ها و کاستی های حرکت تاریخی تقریب مذاهب خود را آشکار ساخت.
در نخستین کنفرانس بیداری اسلامی در تهران همزمان با التهابات مصر و تونس و آغازین ماه های بحران سوریه بود که برخی علماء و چهره های دینی شرکت کننده از کشورهای اسلامی از عدم امکان سخن گفتن و گفتگو درباره مسئله سوریه بطور علنی در صحن همایش انتقاد کردند.
متقابلا با اوج گیری قیام مردم شیعه بحرین در ادامه سیر انقلاب های عربی، یوسف القرضاوی برجسته ترین عالم دینی حاضر در صحنه تحولات جدید خاورمیانه صریحا حرکت بحرین را اقدامی طائفه ای و فرقه ای و غیرمرتبط با بهارعربی خواند. یوسف القرضاوی که در اواخر دهه 90م به ایران سفر کرده بود و در کتاب «مبادی فی الحوار والتقریب بین المذاهب والفرق الإسلامیه» از جواز و استفاده خود از مهر برای نماز در جریان آن سفر به تهران سخن می گوید؛ تا انکار فتوای شیخ شلتوت در جواز تعبد به فقه جعفری پیش آمد!
اکنون سه قطب اسلامی اتحادیه علمای مسلمین با حمایت قطر و ترکیه، مجلس حکمای مسلمین با پشتیبانی مصر و امارات و اتحادیه علمای مقاومت به مثابه بازوی مجمع تقریب مذاهبِ جمهوری اسلامی و با حمایت حزب الله سعی در حضور فعال در مناسبات جهان اسلام دارند اما بحران سوریه نشان داد که مجامع دینی شناخته شده تا چه اندازه گرفتار ناکارآمدی و ناتوانی هستند و بی اعتمادی میان آنها حکمفرما است. عربستان سعودی نیز با مجامعی همچون رابطه العالم الإسلامی و بهره مندی از استقرار مجمع فقه اسلامی وابسته به سازمان همکاری های اسلامی در جده و برگزاری کنفرانس تاریخی مکه در موسم حج منزلتی والاتر از سه مجموعه دیگر برای خود قائل است.
با همه اینها اکنون قطع تماس و گفتگو میان اجزای محوری جهان اسلام بالغ بر یک دهه، روز به روز بر تعمیق شکاف ها افزوده و تمام گردهمایی های اسلامی غالبا به کانون اجتماع چهره های همسو و همفکر تبدیل شده است.
بررسی نقاط عطف تاریخی حرکت تقریب مذاهب به مثابه حلقه های پیوند این جریان اثبات می نماید اوج شکوفایی آن در دوره اوج ارتباطات و گفتگوهای علمی است. امسال 60 امین سال صدور فتوای جواز تعبد به مذهب جعفری توسط شیخ الأزهر است که تبدیل به سرمایه ای در روابط بین مذاهب شده است اما باید به روشنی دانست گفتمان کشف و استنباط مشترکات در عین آنکه دستاوردهای گرانقیمتی مانند موسوعات احادیث مشترکه و امثالهم به کتابخانه جهان اسلام تقدیم کرده است اما نیازمند جهش به گفتمان گفتگوهای انتقادی است که در تمدن اسلامی خود سنتی دیرینه است که بعضا با نام مناظرات شناخته می شود. مجاهدت های علامه سیدشرف الدین عاملی نمونه ممتاز و اعلایی از امکان و کارآمدی بکارگیری روابط و گفتگوهای علمی-انتقادی آن هم بطور مستقل و فارغ از مجامع و سیاست های رسمی است. این رهیافت مدل متواضعانه ای در میان انواع راهبردهای آزموده شده در تقریب مذاهب است که در تمامی مقاطع و نقاط عطف مذکور و فواصل زمانی میان آنها به اشکال گوناگون تکرار شده است و تجارب ارزنده ای را رقم زده است و می تواند در دشوارترین شرایط سیاسی و بین المللی و حتی بدون حمایت های کشورهای اسلامی به اجرا درآید.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن